۱۴۰۵ خرداد ۲۷, چهارشنبه

معنای ترکیب موزه/پای افزار چینی در دوران غزنوی...پالیک - شُم باشد یعنی پای افزار چرمین. رودکی گفت : از خر و پالیک آنجای رسیدم که همی موزه چینی میخواهم و اسب تازی.

 «موزه» در ادبیات و متون کهن فارسی به معنای پای‌افزار، چکمه یا کفش است (واژه‌ای با ریشه ترکی که وارد زبان فارسی دری شده است). ترکیب «موزه چینی» یا «پای‌افزار چینی» در دوران غزنوی به کفش‌های بلند و چکمه‌های وارداتی از چین (یا مناطق تحت نفوذ هنر چین) اشاره دارد که اشراف و سپاهیان می‌پوشیدند. [1, 2, 3]

این ترکیب در آن دوره دو معنا و مفهوم اصلی داشت:
  • شکوه و تجمل (کالای لوکس): در شعر و ادب فارسی، «پای‌افزار چینی» نمادی از کالای تجملی و اشرافی بود. دربار غزنویان به واسطه رونق جاده ابریشم و ارتباطات تجاری، اقلام لوکس، پارچه‌ها و کفش‌های گران‌قیمت را از شرق دور وارد می‌کردند. [1]
  • اقتدار نظامی و سوارکاری: غزنویان با تکیه بر فرهنگ ایلی و ترکان آسیای میانه، از چکمه‌های بلند (موزه) برای سوارکاری استفاده می‌کردند. چکمه‌های چینی یا به سبک چینی که استحکام و طراحی خاصی داشتند، بخشی از لباس‌های فاخر نظامی یا شکار دربار را تشکیل می‌دادند.
از نظر تاریخی، هنر و فرهنگ غزنوی به‌شدت تحت تأثیر هنر خاور دور و ترکان آسیای میانه قرار داشت و الگوبرداری از البسه چینی در کنار هدایایی که از دربار چین می‌رسید، این ترکیب را به نمادی از قدرت و ثروت تبدیل کرده بود. [1]
//////////////////

شعر زیبای رودکی (پدر شعر فارسی)  به دقیق‌ترین شکل ممکن مفهوم تضاد و تغییر وضعیت مالی و اجتماعی شاعر را نشان می‌دهد:
  • پالیک: پای‌افزار چرمی ساده، کهنه یا ارزان‌قیمت.
  • موزه چینی: چکمه گران‌بها و مرغوب ابریشمی یا چرمی ساخت چین (نماد اشرافیت).
  • خر: مرکب ساده و ارزان.
  • اسب تازی: اسب اصیل، سریع و گران‌قیمت عربی.
رودکی در این بیت بیان می‌کند که از روزگار تهیدستی (که مرکبش خر و کفشش پالیک بوده)، به چنان ثروت و مقامی (در دربار سامانیان) رسیده است که اکنون چکمه فاخر چینی و اسب اصیل تازی می‌طلبد.