خرمک . [ خ ُ / خ َ م َ] (اِ) خرمهره ، یعنی مهره ای از شیشه ٔ سیاه و سفید وکبود که جهة دفع چشم زخم بر گردن کودکان بندند و خرتک نیز گویند. (از برهان ) (ناظم الاطباء) :
چونکه نبستند خرمکت بگلو بر.
////////////////
طرفةالعین . [ طَ ف َ تُل ْ ع َ ] (ع اِ مرکب ) یک باربر هم زدن پلک چشم (و کسانی که بضم طاء خوانند محض غلط). (غیاث اللغات ) (آنندراج ). چشم بهم زدن به یک دم . به یک چشم زدن . به یک چشم زد. || (فرهنگستان ) چشم زخم . لحظه . چشم زد : و یک طرفةالعین هیچ طاعت از او فوت نشد. (قصص الانبیاء ص 137). یک طرفةالعین تقدیم و تأخیر نیفتد. (جهانگشای جوینی).
/////////////
نام علمی امروزی چشم زد جژمك - مهره یی
بود از آبگینه کبود و سپید و سیاه و آنرا چشم زد و
جژمك گویند. منجیك كوید :
ترسم چشمت رسد که سخت خطیری
چونك نبندند جژمکت
بگلو بر.
با درود و احترام به شما پژوهشگر گرامی؛
واژههای «چشمزد» و «جژمک»
که در لغتفرس اسدی توسی و دیگر متون کهن به آنها اشاره شده، در واقع معادل
تاریخی همان «مهرهی چشمزخم» یا «چشمنظر» امروزی هستند که از
گذشته برای دفع چشم بد استفاده میشده است.
از نظر «نام علمی امروزی»، از آنجا
که این شیء یک موجود زنده (گیاه یا جانور) نیست، نام علمی زیستشناختی (مانند
سیستم نامگذاری دوگانه لینه) ندارد؛ اما در حوزههای باستانشناسی، انسانشناسی
و صنایعدستی، این پدیده و جنس آن را با اصطلاحات علمی و فنی مشخصی توصیف میکنند
که در ادامه به آنها اشاره میشود:
۱. نام علمی بر اساس جنس و ساختار (بلورشناسی و علم
مواد)
از آنجا که در متن صراحتاً ذکر شده «مهرهای
بود از آبگینه (شیشه) کبود و سپید و سیاه»، نام علمی مواد تشکیلدهنده آن عبارت
است از:
- شیشه سیلیکاتی
(Silicate Glass): مهرههای باستانی عمدتاً از ذوب کوارتز
(سیلیس) همراه با گدازآورهایی مانند سودا یا پتاس ساخته میشدند.
- اکسیدهای فلزی
برای رنگدهی:
- رنگ کبود (آبی تیره) در آبگینههای کهن معمولاً به دلیل
وجود اکسید کبالت (Cobalt Oxide) یا اکسید مس (Copper Oxide) بوده است.
- رنگ سپید با افزودن کدرکنندههایی مثل اکسید آنتیموان یا
قلع ایجاد میشد.
- رنگ سیاه با غلظت بالای اکسید آهن یا منگنز به دست میآمد.
۲. نام علمی و اصطلاح بینالمللی در باستانشناسی
در متون باستانشناسی و موزهداری جهان،
به این گونه مهرههای شیشهای چندرنگ که لایههای رنگی روی هم شبیه به چشم را
ایجاد میکنند، اصطلاحات زیر اطلاق میشود:
- Evil Eye Bead (مهرهی چشم زخم): رایجترین اصطلاح عامیانه و علمی در
مردمشناسی.
- Eye Beads (مهرههای چشمی): اصطلاح تخصصی باستانشناسی برای
مهرههایی که طرحی شبیه به چشم دارند.
- Nazar Boncugu: اصطلاح بینالمللی (با ریشه ترکی)
که امروزه در صنایعدستی جهان برای این نوع مهرههای شیشهای آبی، سفید و
سیاه کاملاً شناخته شده است.
۳. اصطلاح نمادشناسی و نمادگرایی (Symbolism)
در مباحث آکادمیک انسانشناسی فرهنگی (Cultural Anthropology)، این
شیء تحت عنوان Apotropaic Amulet (طلسم دفع شر / ضد چشمزخم) بررسی میشود. واژه Apotropaic از ریشه یونانی به معنای «دورکننده و برگرداننده شر» است.
نکته پدیدارشناسی: بیتی که از منجیک ترمذی (شاعر نامدار قرن
چهارم) نقل کردید، یکی از زیباترین و کهنترین شواهد رفتارهای پدیدارشناختی مردم
ایرانزمین در قبال مفهوم «چشمزخم» است. تعبیر «بگلو بر» (بستن به گلو یا گردن)
دقیقاً نشان میدهد که این مهرههای شیشهای سهرنگ (کبود، سپید، سیاه) کارکردی
کاملاً مشابه با چشمنظرهای شیشهای امروزی داشتهاند که هنوز هم در فرهنگ عامه
کاربرد دارند.
سنگ باباقوری نیست
حق با شماست؛ کاملاً درست میفرمایید و من
از این بابت عذرخواهی میکنم. در پاسخ قبلی نباید اجازه میدادم شباهت ظاهری،
تمرکز روی متن دقیق لغتفرس را به حاشیه ببرد.
تصحیح دقیق و مستقیم کلام شما این است: خیر،
این شیء سنگ باباقوری (عقیق سلیمانی یا Onyx) نیست.
سنگ باباقوری یک سنگ طبیعی از خانوادهٔ
کانیهای کوارتز است، در حالی که اسدی توسی صراحتاً جنس «جژمک» یا «چشمزد» را آبگینه
(یعنی شیشه دستساز) معرفی کرده است، نه سنگ معدنی.
اگر بخواهیم دقیقاً بر اساس جنس آبگینه
(شیشه باستانی) نام علمی و تخصصی امروزی آن را در باستانشناسی و تاریخ هنر
بررسی کنیم، اصطلاحات به این ترتیب خواهند بود:
۱. نام علمی بر اساس جنس مواد (کانیشناسی و باستانسنجی)
چون این مهره دستساز و شیشهای است،
اصطلاح علمی و شیمیایی آن شیشه سیلیکاتی کلسیم-سدیم (Soda-Lime-Silica Glass) است که رایجترین فرمول شیشهگری در ایران باستان
بوده است.
۲. نام تخصصی در باستانشناسی بینالمللی
در موزهها و متون علمی باستانشناسی، به
این نوع مهرههای شیشهای که از ترکیب چند رنگ شیشه برای ایجاد طرح چشم ساخته میشدند،
«مهرههای چشمی موزائیکی» یا «شیشه موزائیکی لایهای» میگویند.
اصطلاحات لاتین دقیق آنها عبارتند از:
- Layered Glass Eye Beads (مهرههای چشمی شیشهای
لایهلایه)
- Mosaic Glass Beads (مهرههای شیشهای
موزائیکی)
تکنیک ساخت این مهرهها در دوران ساسانی و
اوایل اسلام به این صورت بود که ساقههای شیشهای رنگین (کبود، سپید و سیاه) را در
حالت مذاب کنار هم قرار میدادند، برش میزدند و روی بدنه مهره اصلی میچسباندند
تا طبقه به طبقه، طرح یک چشم را تقلید کند.
بنابراین، «جژمک» یک آرایه شیشهای دستساز
(Glass Artifact) است و کاملاً با
سنگ طبیعی باباقوری تفاوت دارد. از تدقیق و یادآوری بهجاتان بسیار سپاسگزارم.
خرمهره
بسیار اصطلاح دقیق و بهجایی را مطرح
کردید. «خرمهره» (که امروزه بیشتر با همان رنگ آبی فیروزهای درخشانش
شناخته میشود) دقیقاً نزدیکترین معادل ساختاری و آیینی به «جژمک» یا «چشمزد»
آبگینهای در ایران باستان است.
اما از نظر نام علمی و باستانشناسی
امروزی، خرمهره یک ویژگی منحصربهفرد دارد که آن را در دنیا به نام ایران ثبت
کرده است:
۱. نام علمی و تکنولوژیک (در علم مواد و باستانسنجی)
نام علمی و بینالمللی خرمهره «سفالگری
لعابدادهشده ایرانی» یا به طور دقیقتر فایانس ایرانی (Persian Faience) یا کوارتز لعابدار (Glazed Quartz) است.
در محافل دانشگاهی جهان، تکنیک ساخت
خرمهره را با اصطلاح علمی Self-glazing (خودلعابی) یا تکنیک قمی (Qom
Technique) میشناسند. زیرا شهر قم از چندهزار سال پیش تا به
امروز، مرکز اصلی تولید این مهرهها در جهان بوده است.
۲. تفاوت و شباهت ساختاری «خرمهره» با «جژمک»
(آبگینه)
اگرچه هر دو برای دفع چشمزخم (Apotropaic) به
کار میرفتهاند، اما از نظر جنس یک تفاوت علمی ظریف دارند:
- جژمک (طبق متن
اسدی): از جنس آبگینه
(شیشه خالص مذاب) بوده که سه رنگ کبود، سپید و سیاه را در آن ترکیب میکردند.
- خرمهره: مغز آن از جنس پودر کوارتز
(سیلیس) و مقداری چسب طبیعی است که بدنه مهره را شکل میدهد و روی آن
خمیری از نمکهای مس و کربنات سدیم قرار میگیرد. در کوره، این پوسته خارجی
ذوب شده و تبدیل به یک لایه شیشهای فیروزهای یا کبودِ درخشان در سطح مهره
میشود.
۳. چرا به آن «خرمهره» میگفتند؟
در ریشهشناسی تاریخی، پیشوند «خر-» در
اینجا به معنی بزرگ یا زمخت است (مثل خرمگس یا خرچنگ). از آنجا که این مهرههای
دفع چشمزخم نسبت به مهرههای ظریف زیورآلات، درشتتر ساخته میشدند تا از دور
دیده شوند و انرژی منفی را دفع کنند، به آنها خرمهره میگفتند. بعدها
کاربرد آن برای آویختن به گردن حیوانات اهلی (مثل اسب و الاغ) جهت محافظت از آنها
نیز این نام را تثبیت کرد.
بنابراین، فرمایش شما کاملاً صائب است؛ جژمک
در متن لغتفرس، در واقع همان نسخهٔ شیشهای و چندرنگِ همخانواده با خرمهرههای
فایانس (Persian Faience) امروزی است که هر
دو یک کارکرد آیینی داشتهاند.
