Create a post

Stories

Feed posts

برای من نسبت کلمات با متن مانند نسبت آجر هاست با یک عمارت. ایده ی بنا مهم است که جمال و زیبایی اش را از آن می گیرد.
.... وقتی من به فارسی می نویسم و اسکلت و بنای و ساختار آن فارسی ست می توانم از کلماتی که در گنجینه ی چند هزار ساله ام از دیگر زبان ها وارد آن شده استفاده کنم.
...... ... . وقتی واژه ای از زبان دیگری وارد زبانم شده و عمری را با زبان و جهان من گذرانده و در معماری زبانم بارها شکیلی و زیبایی اش را نشان داده و در ضمیر جمعی ما چرخیده و زبان چرخانده، آن واژه دیگر بیگانه نیست.
آن واژه در آن گردش طولانی، فارسی شده و با اسکلت و زبان و جان و روح زبانم عجین و یگانه شده.
کلمات در دست ما لمس و سنجیده و آشنا می شوند و بسته به توان و قدرتشان در جایی که باید در متن می نشینند. تبانی کلمات با دیگر کلمات است که متن را جان می دهد نه تبار شان.
هندسهٔ معماری و ایده پشت آن است که بنا را می سازد. وگرنه هر بنایی در زیبایی برابر بنای دیگری بود.
هر متنی میل به همسایگی با متن دیگری را دارد، همانطور که هر کلمه ای چیزی از کلمه ای دیگر در خود دارد.
..... . .. مجاورت کلمات در زمان، آشنایی می آورد و این آشنایی ست که متن را می سازد.
.... .. . .. واژه ها را نمی شود در متن پرتاب کرد. آنها در ذهن و ضمیر ما به مرور پخته می شوند و ساخته می شوند و جان می گیرند و بعد ساکن متن می شوند.
آرام آرام، یکی یکی، قدم به قدم، از متنی به متنی. تا همسایگی و یک سایه گی