۱۴۰۵ خرداد ۱۱, دوشنبه

 

Feed posts

Hus Rezai 
Follow

13h 
در سال ۱۹۱۰ در یکی از آسایشگاه‌های روانی آلمان زنی به نام کاتارینا دتزل Katharina Detzel چیزی ساخت که بیش از یک قرن بعد همچنان دل انسان را می‌لرزاند.
او با استفاده از کاهِ تشک خود پارچه‌های کهنه و هر ماده‌ای که در دسترس داشت یک مجسمه تمام‌قد انسانی ساخت و آن را به عنوان همدم خویش کنار خود نگه داشت.
در نگاه اول این تصویر ممکن است عجیب و غریب به نظر برسد اما هرچه بیشتر به آن خیره می‌شوید غم آن عمیق‌تر می‌شود.
این عکس بیش از آنکه داستان جنون باشد روایت تنهایی است.
در اوایل قرن بیستم بسیاری از آسایشگاه‌های روانی اروپا و آمریکای شمالی محیط‌هایی شلوغ منزوی و فاقد ارتباط انسانی بودند. بیماران گاهی سال‌ها حتی تا آخر عمر از خانواده و جامعه جدا می‌ماندند. دیدارها کم‌رنگ می‌شدند و نامه‌ها قطع می‌گردیدند.
کاتارینا دتزل زنی فعال و مبارز که به دلیل فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی‌اش بستری شده بود در این انزوا دست به خلق چیزی زد که ذهنش برای بقا به آن نیاز داشت حضور دیگری.
او با این مجسمه از کاه حرف می‌زد با آن می‌رقصید گاهی از خشم آن را می‌زد و گاهی از آن به عنوان ابزاری برای اعتراض استفاده می‌کرد.
امروز این تصویر به عنوان یکی از آثار مهم مجموعهٔ پرینزورن (Prinzhorn Collection) مجموعهٔ هنر بیماران روان‌پزشکی شناخته می‌شود و یادآوری تلخی است از تأثیر ویرانگر انزوا بر روح انسان.
ما انسان‌ها برای ارتباط گفت‌وگو و همدلی آفریده شده‌ایم. وقتی این نیازهای اساسی برای مدت طولانی نادیده گرفته شوند ذهن راه‌هایی برای پر کردن خلأ پیدا می‌کند.
این عکس بیش از آنکه ترسناک باشد غم‌انگیز است
چون نشان می‌دهد گاهی تراژیک‌ترین داستان‌های تاریخ نه دربارهٔ خشونت بلکه دربارهٔ انسان‌هایی است که فراموش شده بودند.