نِیُوش و نِیُوشه. خروش باشد که از گریستن خیزد نرم نرم [شاکر بخاری گوید:
بسیار خوب. این مدخل از نظر پژوهش شما جالب است، چون نیوش / نیوشه در فارسی امروز معنای دیگری هم دارد، اما اسدی در اینجا معنای بسیار مشخصی برای آن ضبط کرده است و نباید آن را با «نیوشیدن» خلط کرد.
۱. متن و معنی
نِیُوش و نِیُوشه:
خروش باشد که از گریستن خیزد نرمنرم.
شاهد شاکر بخاری:
چو کوشیدم که حال خود بگویمزبانم برنگشت از نیوشه
معنی
اسدی «نیوش» و «نیوشه» را نوعی خروش یا صدای برخاسته از گریستن، آن هم به صورت آهسته و پیوسته میداند.
بنابراین «نیوشه» در این بیت چیزی نزدیک به:
نالهٔ آرام، گریهٔ آهسته و صدایی که از گریستن برمیخیزد
است.
مفهوم بیت:
هرچه کوشیدم حال و اندوه خود را بیان کنم، زبانم از شدت گریه و نیوشه یارای سخن گفتن نداشت.
البته عبارت «زبانم برنگشت از نیوشه» در زبان امروز طبیعی نیست؛ در فارسی کهن «برگشتن» میتواند معنای بازماندن، از کار افتادن یا توانِ حرکت نداشتن نیز داشته باشد.
۲. نکتهٔ بسیار مهم: «نیوش» را با «نیوشیدن» یکی نگیریم
در فارسی «نیوش» در خانوادهٔ:
نیوشیدن = شنیدن، گوش دادن
نیز شناخته شده است.
اما اسدی در این مدخل صریحاً «نیوش/نیوشه» را به معنی خروشِ برخاسته از گریستن آورده است.
پس برای این پرونده نباید بدون دلیل این دو را یکی فرض کنیم.
یعنی:
نیوشِ این مدخل ≠ الزاماً نیوشِ «نیوشیدن».
ممکن است در طول تاریخ دو واژهٔ متفاوت بر اثر تحول آوایی به یکدیگر نزدیک شده باشند؛ برای تعیین رابطهٔ آنها باید شواهد تاریخی بررسی شود.
۳. «نیوش» ایرانی است یا انیرانی؟
از نظر ساخت و جایگاه در فارسی، نیوش / نیوشه واژهای ایرانی است و هیچ نشانهای از عربی بودن آن نداریم.
اما سؤال مهمتر برای کار شما این است:
آیا همین واژه در فارسی میانه یا ایرانی باستان وجود داشته است؟
اینجا باید احتیاط کنیم.
برای معنای خاص «خروشِ آهسته از گریستن»، فعلاً شاهد مستقیم پیشااسلامی نداریم.
بنابراین نمیتوانیم صرفاً بر اساس شباهت «نیوش» به واژههای دیگر، یک صورت پهلوی قطعی بسازیم.
۴. واژههای ایرانیِ بیت
بیت شاکر بخاری:
چو کوشیدم که حال خود بگویمزبانم برنگشت از نیوشه
| واژه | خاستگاه | توضیح |
|---|---|---|
| چو | ایرانی | صورت کهن «چون» |
| کوشیدم | ایرانی | از ریشهٔ کوشیدن |
| که | ایرانی | پیوندواژهٔ فارسی |
| حال | عربی | وامواژهٔ عربی |
| خود | ایرانی | ضمیر کهن ایرانی |
| بگویم | ایرانی | از گفتن |
| زبان | ایرانی | واژهٔ کهن ایرانی |
| برنگشت | ایرانی | از برگشتن |
| از | ایرانی | حرف اضافه |
| نیوشه | ایرانی | واژهٔ مورد بحث |
پس در این بیت، «حال» واژهٔ عربی است؛ تقریباً همهٔ عناصر دیگر ایرانیاند.
۵. «نیوشه» از نظر ساخت
پسوند ـه در «نیوشه» میتواند صورت اسمی/کوچکشده یا صورت واژهسازی فارسی باشد، اما نباید بدون بررسی تاریخی آن را صرفاً «پسوند تصغیر» بدانیم.
اسدی دو صورت را کنار هم آورده:
نیوش — نیوشه
و این نشان میدهد که هر دو در سنت واژگانی فارسی شناخته شده بودهاند.
از نظر معنایی نیز:
به نظر میرسد.
۶. آیا «نیوش» پیشااسلامی است؟
اینجا نتیجهٔ ما باید دو درجه داشته باشد.
از نظر زبانی:
ایرانی است.
از نظر سند تاریخی:
برای همین معنای «خروشِ نرمِ ناشی از گریستن» هنوز شاهد مستقیم اوستایی، پارسی باستان یا فارسی میانه در اختیار نداریم.
پس:
نیوش/نیوشه: واژهای ایرانیِ کهن در فارسی؛ پیشینهٔ پیشااسلامی محتمل، اما صورت پیشااسلامیِ مستقیم و قطعی برای این معنی هنوز اثبات نشده است.
۷. آیا میتوان صورت پارسی باستان داد؟
خیر، فعلاً نمیتوان.
پارسی باستان زبان کتیبههای هخامنشی است و برای اینکه واژهای را به آن زبان نسبت دهیم باید شاهد یا بازسازی زبانشناختی معتبر داشته باشیم.
برای نیوشه چنین شاهدی نداریم.
بنابراین نباید مثلاً یک شکل میخی خیالی بسازیم و آن را «پارسی باستان نیوشه» بنامیم.
۸. خط پهلوی در دورهٔ ساسانی
اکنون پرسش اصلی شما:
نوشیروان، بزرگمهر، مؤید موبدان یا کرتیر چگونه مینوشتند؟
کرتیر
کرتیر در دورهٔ ساسانی به فارسی میانه و با خط پهلوی کتیبهای مینوشت.
ولی برای اینکه شکل دقیق «نیوش» را در خط او بنویسیم، باید ابتدا شاهد فارسی میانهٔ آن را داشته باشیم.
فعلاً چنین شاهد مستقیمی برای این معنی نداریم.
بنابراین من برای کرتیر یک شکل پهلوی حدسی ارائه نمیکنم.
نوشیروان و بزرگمهر
در دورهٔ خسرو انوشیروان، زبان ایرانیِ درباری فارسی میانه بود و خطهای پهلوی کاربرد داشتند.
اگر واژهای معادل این «نیوش» در فارسی میانه وجود داشته باشد، میتوان شکل آن را از متون پهلوی استخراج کرد؛ اما نمیتوان واژهٔ فارسی دریِ قرن چهارم را صرفاً به عقب برگرداند و چند حرف پهلوی برایش ساخت.
۹. شاکر بخاری چه مینوشت؟
شاکر بخاری شاعر پس از اسلام است. بنابراین اگر شعر او ثبت میشد، در سنت نوشتاری فارسیِ اسلامی و با خط فارسیِ عربیشده نوشته میشد:
نیوشه
نه با خط پهلوی ساسانی.
این نکته را مانند مدخل «پرخاش» باید در تمام پروندههای شما ثابت نگه داریم:
کهن بودن یک واژه به معنی پهلوینویسی آن شاعرِ پس از اسلام نیست.
۱۰. جمعبندی واژههای پیشااسلامی بیت
ایرانی
چو، کوشیدن، خود، گفتن، زبان، برگشتن، از، نیوشه
همگی در حوزهٔ واژگان ایرانی قرار میگیرند.
انیرانی
حال ← عربی.
این یکی از موارد خوب برای نشان دادن وضعیت زبان فارسی پس از اسلام است: ساختمان اصلی جمله ایرانی است، اما یک واژهٔ عربی «حال» در آن وارد شده است.
نتیجهٔ نهایی «نیوش و نیوشه»
نِیُوش و نِیُوشه در لغت فرس اسدی به معنی خروش و نالهای است که از گریستن، بهویژه گریستنِ آرام و نرم، برمیخیزد. در بیت شاکر بخاری، شاعر میگوید هرچه کوشید حال خود را بازگو کند، گریه و نیوشه چنان مانع شد که زبانش از گفتن بازماند.
واژه نیوشه از نظر زبانشناختی ایرانی است، اما نباید آن را بدون دلیل با نیوشیدن به معنی شنیدن یکی دانست؛ همچنین برای معنای خاص این مدخل، شاهد مستقیم اوستایی، پارسی باستان یا فارسی میانه هنوز نداریم.
در بیت، چو، کوشیدم، خود، بگویم، زبان، برنگشت، از و نیوشه ایرانیاند؛ حال تنها وامواژهٔ عربیِ آشکار بیت است.
برای پارسی باستان صورت مستندی از «نیوش/نیوشه» نداریم. برای پهلوی ساسانی نیز تاکنون شاهد مستقیمی که اجازه دهد املای آن را به کرتیر، نوشیروان یا بزرگمهر نسبت دهیم در دست نیست. بنابراین صورت پهلوی حدسی ارائه نمیشود.
شاکر بخاری، چون شاعر دورهٔ اسلامی است، این واژه را در خط فارسیِ پس از اسلام مینوشت، نه پهلوی.
درجهٔ اطمینان پژوهشی
این مدخل را نیز مانند مدخلهای پیشین، از سه جهت بررسی کنیم: معنی و شاهد شعری، ریشهشناسی و لایهٔ پیشااسلامی، و صورت احتمالی در خطوط ایرانی کهن.
///////////////
۱. معنی «نیوش و نیوشه»
نِیوش / نِیوشه در این مدخل به معنی خروش و نالهٔ آهستهای است که از گریستن برمیخیزد؛ یعنی صدایی که شخص هنگام گریه، بیآنکه فریاد کند، از گلو برمیآورد.
پس «نیوشه» در بیت شاکر بخاری را میتوان چیزی نزدیک به ناله، گریهٔ خفه و صدای آهستهٔ گریستن دانست:
چو کوشیدم که حال خود بگویمزبانم برنگشت از نیوشه
در اینجا «نیوشه» ظاهراً خودِ گریه نیست، بلکه صدای برخاسته از گریه است.
۲. آیا «نیوش» ایرانی و پیشااسلامی است؟
اینجا باید میان نیوش به معنی «شنیدن/گوش دادن» و نیوش در این مدخل به معنی «خروش و نالهٔ گریه» فرق گذاشت.
«نیوش» در فارسی کهن خانوادهای بسیار قدیمی دارد و با مفهوم شنیدن، گوش دادن ارتباط دارد؛ اما معنای خاص این مدخل، یعنی «خروش نرمِ ناشی از گریستن»، نیازمند احتیاط بیشتری است. نمیتوان صرفاً از شباهت آوایی، آن را مستقیماً به واژهٔ «نیوش» به معنی شنیدن پیوند داد.
از لحاظ ساخت فارسی، نیوشه میتواند صورت مشتق یا تصغیر/اسم حالت از «نیوش» تلقی شود، ولی برای اثبات این ارتباط باید شواهد بیشتری از متون کهن پیدا شود.
۳. جایگاه «نیوش» در زبانهای ایرانی کهن
ریشهٔ ایرانیِ مربوط به شنیدن بسیار کهن است و در اوستایی و فارسی باستان بازماندههایی دارد. برای نمونه، در فارسی باستان ریشهٔ مربوط به «شنیدن» در صورتهایی از خانوادهٔ gauš / gaus- دیده میشود و در اوستایی نیز خانوادهٔ gaoš- / gaoš- به مفهوم شنیدن و گوش دادن مربوط است.
اما نکتهٔ مهم این است که نیوشِ این مدخل را نباید بدون دلیل با آن ریشه یکی دانست؛ زیرا معنای لغت فرس در اینجا «خروشِ برخاسته از گریه» است.
ممکن است تحول معنایی بسیار کهنی در کار باشد، ولی در وضعیت فعلی شواهد، بهتر است آن را احتمال بدانیم، نه نتیجهٔ قطعی.
۴. «نیوشه» و زبان فارسی پس از اسلام
شاهد شاکر بخاری نشان میدهد که نیوشه در فارسی ادبی سدههای نخستین اسلامی دستکم برای بیان صدای ناشی از گریستن به کار میرفته است. بنابراین، از نظر تاریخی میتوان آن را در شمار واژههای فارسی کهن قرار داد؛ اما کهنبودنِ کاربرد فارسی الزاماً به معنی اثباتِ پیشااسلامیبودنِ خودِ همین صورت نیست.
این تمایز برای پژوهش ما مهم است:
- ریشهٔ ایرانیِ احتمالی: بسیار کهن و قابل بررسی؛
- صورت «نیوش»: فارسی کهن؛
- صورت «نیوشه»: صورت ادبی فارسی کهن؛
- معنای خاص «خروشِ نرمِ گریه»: باید بر پایهٔ شواهد متنی جداگانه بررسی شود.
۵. صورت در خط پهلوی
اگر بخواهیم صرفاً صورت زبانی را بازسازی کنیم، نه اینکه ادعا کنیم این واژه دقیقاً با همین معنی در یک متن پهلوی ثبت شده است، میتوان صورت ایرانی میانهٔ آن را بررسی کرد.
ولی در این مورد پیشنهاد یک املای قطعی پهلوی برای «نیوشه» بدون داشتن صورتِ ایرانی میانهٔ مستند، علمی نیست. خط پهلوی نیز به علت کمبود نشانههای واکهای، امکان چند خوانش را دارد.
بنابراین برای پروندهٔ ما بهتر است فعلاً چنین ثبت کنیم:
نتیجهٔ نهایی مدخل
نِیوش و نِیوشه: خروش، ناله و صدای آهستهای که از گریستن برمیخیزد. «نیوشه» در شاهد شاکر بخاری به احتمال زیاد همان نالهٔ خفه و نرمِ هنگام گریه است. واژه از نظر ساخت و خانوادهٔ زبانی میتواند با میراث کهن ایرانی ارتباط داشته باشد، اما نباید معنای خاص این مدخل را بدون شاهد مستقیم، پیشااسلامی فرض کرد. در نتیجه، در فهرست واژگان پیشااسلامی بهتر است فعلاً با علامت «ریشه/پیشینهٔ ایرانی محتمل، معنی خاصِ این مدخل نامطمئن» ثبت شود.
///////////////
حتماً. در این مرحله فقط اصلاح نقطهگذاری، فاصلهها، نیمفاصلهها و غلطهای آشکارِ تایپی را انجام میدهم و ترتیب حروفچینی و محتوای متن را دست نمیزنم.
نیوشه. [شَ / شِ] (اِمص) گوش بازی کردن. (لغت فرس اسدی). گوش فراداشتن. (صحاح الفرس) (نسخهای از لغت فرس). گوش فراداشتن سخن نهانی را. (اوبهی). نیوش. گوش دادن سخن باشد. (نسخهای از لغت فرس اسدی).
نیوشه آن باشد که چون دو کس با هم سخن کنند، شخصی دیگر از پس دیوار یا پرده گوش فرادارد تا آن سخنان شنیده به آنکه نباید بگوید برساند و فتنه انگیزد و آن را به عربی استراق سمع گویند. (انجمن آرا) (از جهانگیری) (از برهان) (از آنندراج).
در نسخهٔ سروری به معنی مطلق گوش داشتن به حدیثی، خواه برای فتنهانگیزی، خواه برای مصلحت. (از رشیدی).
نیوشه کردن؛ گوش فراداشتن، شنیدن را. (یادداشت مؤلف): به بام برشدم و روی بدان جانب آوردم و نیوشه کردم، هیچ آواز نشنیدم که بر گذشتن او دلیل باشد. (چهار مقاله).
|| مجازاً، تمایل. میل. (یادداشت مؤلف). ترقب. ترصد. مراقبت. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به معنی بعدی شود:
|| گوش فراداشتن. مترصد ماندن:
|| گریستن به گلو. (لغت فرس اسدی). خوش و نرم نرم گریستن. (فرهنگ اسدی نخجوانی). گریستن نرم نرم در گلو. (اوبهی). خروش باشد که از گریستن خیزد نرم نرم. (لغت فرس اسدی، نسخهای دیگر). گریه در گلو. (رشیدی).
در فرهنگ نعمةالله گویا سکسکه را اراده کرده است که از گریهٔ بسیار زاید و شعر شاکر بخاری را شاهد آورده است. (از یادداشت مؤلف).
شاید به معنی کلمهای که امروز زنان «بغض» گویند و آن گرفتگی باشد در گلو که در اول گریه پدید آید، چون از گریه خودداری کنند و گریه را به حبس کنند. در بیت شاکر بخاری، تشنجی که در گلو پدید آید پس از گریستن بسیار. سکسکه. (از یادداشتهای مؤلف):
|| مثل سایر. (یادداشت بهار بر نسخهای از لغت فرس از فرهنگ فارسی معین):
«حزماً علی ظهر العصا»، این سخن نیوشه گشت و قیصر اسب براند و از میان سپاه بیرون رفت و گفت «اظل ماتجری به العصا» و این نیز مثل گشت. (تاریخ بلعمی، ج ۱، ص ۸۱۵، از فرهنگ فارسی معین).
اگر بخواهید، در گام بعدی میتوانم همین متن را بدون هیچ تغییر محتوایی، برای درج مستقیم در وبلاگ، با نشانهگذاری و فاصلهگذاری یکدستتر نیز آماده کنم.
بسیار خوب. پس میرویم سراغ شرح و تحلیل «نیوشه»، با همان روشی که برای مدخلهای قبلی پیش میبردیم: نخست معنی، سپس لایهٔ پیشااسلامی و ایرانی/انیرانی، و در پایان صورتهای تاریخی و خطهای ایرانی.
۱. معنی اصلی «نیوشه»
در بخش نخستِ مدخل، نیوشه به معنی:
«گوش فراداشتن»، «گوش دادن به سخن نهانی»، و بهویژه پنهانی گوش دادن به گفتوگوی دیگران
آمده است.
تعریف انجمنآرا از این جهت بسیار روشن است: شخصی پشت دیوار یا پرده گوش میدهد تا سخنی را که نباید، به دیگری برساند و فتنهای برپا کند. بنابراین «گوشبازی کردن» در لغت فرس را نباید به معنای امروزیِ «شوخی با گوش» فهمید؛ مقصود گوش دادن و استراق سمع کردن است.
در کاربرد مجازی نیز معنیهایی مانند:
- تمایل و میل
- انتظار و ترقب
- مراقبت و مترصد بودن
برای آن ثبت شده است.
۲. شاهد رودکی
همه نیوشهٔ خواجه به نیکی و صلح استهمه نیوشهٔ نادان به فتنه و غوغاست.
در اینجا «نیوشه» ظاهراً از معنای صرفِ «گوش دادن» فراتر رفته و به خواست و گرایش درونی نزدیک شده است:
پس این کاربرد، انتقال معناییِ طبیعیِ «گوش فرا داشتن» → «توجه و گرایش داشتن» را نشان میدهد.
۳. «نیوشه» در شعر منوچهری
چو بنشیند ز می معنبرجوشهگوید کایدون نماند جای نیوشه.
اینجا «نیوشه» به معنی گوش فراداشتن و مترصد ماندن است. یعنی هنگامی که شرابِ خوشبو و گوارا بر جای خود بنشیند، دیگر جایی برای انتظار و درنگ نیست.
البته در این بیت، ضبط «معنبرجوشه» خود نیازمند بررسی جداگانهٔ نسخهای است؛ در کار ریشهشناختی بهتر است آن را بدون مقابله با نسخهها قطعی تلقی نکنیم.
۴. معنی دوم: «نیوشه» = گریهٔ نرم در گلو
این بخش بسیار جالبتر است:
«گریستن به گلو»«خوش و نرم نرم گریستن»«گریستن نرم نرم در گلو»«خروش باشد که از گریستن خیزد نرم نرم»
و شاهد شاکر بخاری:
چو کوشیدم که حال خود بگویمزبانم برنگردد از نیوشه.
اینجا «نیوشه» ظاهراً گرفتگی و لرزش گلو بر اثر گریه است؛ یعنی حالتی که شخص میخواهد سخن بگوید، اما گریه و گرفتگی گلو مانع سخن گفتن او میشود.
این معنی را نباید بدون دلیل، همان واژهٔ «نیوشه» به معنی «گوش دادن» دانست. ممکن است با یک واژهٔ دیگرِ همشکل روبهرو باشیم، یا دو معنای تاریخی بهتدریج با یکدیگر درآمیخته باشند. بنابراین در پژوهش ما این بخش باید مستقل از معنی «گوش فراداشتن» بررسی شود.
۵. بخش مهم برای پژوهش ما: ریشهٔ «نیوش»
اصل مسئله در این مدخل «نیوش» است.
«نیوشیدن» در فارسی به معنی شنیدن، گوش دادن، گوش فرا دادن است و در متون فارسی بسیار کهن دیده میشود.
صورتهای فارسی نو:
نیوشیدن، نیوش، نیوشا، نیوشنده، نیوشه
همگی با حوزهٔ معناییِ شنیدن و گوش دادن ارتباط دارند.
از دید زبانشناسی تاریخی، این خانواده به یک ریشهٔ بسیار کهن ایرانی مربوط است که با مفهوم شنیدن پیوند دارد.
از این رو «نیوشه» از آن دسته واژههایی است که از نظر ساختمان و کاربرد، بهاحتمال بسیار زیاد میراث ایرانی است، نه وامواژهای عربی.
۶. آیا «نیوشه» پیشااسلامی است؟
اینجا باید میان دو چیز فرق بگذاریم:
ریشهٔ واژه و شاهد مکتوب موجود.
ما نمیتوانیم صرفاً به دلیل اینکه «نیوش» در فارسی بسیار کهن است، بگوییم همین صورت دقیقِ نیوشه با همین کاربرد در دورهٔ هخامنشی یا ساسانی نوشته میشده است.
اما میتوان با اطمینان بسیار بیشتری گفت که بن و ریشهٔ ایرانیِ این خانواده پیشااسلامی است.
بنابراین در فهرست پژوهش شما بهتر است چنین ثبت شود:
نیوش / نیوشیدن — واژهای ایرانی و دارای ریشهٔ کهن؛ اصل آن به دورهٔ پیشااسلامی میرسد، اما اثبات صورت دقیق «نیوشه» در فارسی میانه نیازمند شاهد مستقیم متنی است.
۷. دربارهٔ «نیوشه» به خط پهلوی
در اینجا یک احتیاط مهم لازم است.
برای فارسی نوِ نیوشه نمیتوانیم بدون پشتوانه، یک املای پهلوی را به عنوان «املای قطعی» معرفی کنیم؛ زیرا خط پهلوی برای بازنمایی دقیق واکههای فارسی نو بسیار محدودتر از خط فارسی است.
اما اگر بخواهیم بازسازی زبانشناختی را نشان دهیم، میتوانیم صورت تاریخیِ ریشه را جداگانه بررسی کنیم و سپس ببینیم نزدیکترین صورت فارسی میانه چه بوده است.
یعنی در کار نهایی بهتر است سه ستون داشته باشیم:
| مرحله | صورت |
|---|---|
| فارسی نو | نیوش / نیوشه |
| ایرانیِ کهن | صورت بازسازیشدهٔ ریشهٔ «شنیدن» |
| فارسی میانه | صورت تاریخیِ قابل استناد، با املای پهلوی |
و صورت پهلوی را فقط پس از احراز صورت فارسی میانه بیاوریم، نه اینکه از روی «نیوشه» یک املای پهلوی حدسی بسازیم.
نتیجهٔ موقت مدخل
نیوشه در معنی «گوش فراداشتن، گوش دادن، استراق سمع» یک واژهٔ ایرانیِ کهن است و با خانوادهٔ نیوشیدن/نیوش ارتباط دارد. معنی مجازیِ «میل، توجه، ترقب و مراقبت» نیز ظاهراً از همین مفهوم «گوش و توجه داشتن» پدید آمده است. اما «نیوشه» به معنی گریهٔ نرم و گرفتگی گلو احتمالاً باید جداگانه بررسی شود و نباید بیدرنگ با «نیوشه = گوش دادن» یکی گرفته شود.
اگر موافقید، مرحلهٔ بعد را اختصاصاً به ریشهٔ تاریخی «نیوش/نیوشیدن» و یافتن نزدیکترین صورت اوستایی، پارسی باستان و پارسی میانه و سپس املای پهلوی آن اختصاص دهیم؛ این قسمت برای هدف اصلی پژوهش شما از همه مهمتر است.
بسیار خوب. این مرحله را دقیقتر میکنیم، چون دربارهٔ ریشهٔ تاریخی «نیوش» یک نکتهٔ مهم پیدا شد که باید در پژوهش ما اصلاح شود.
۸. ریشهٔ «نیوش»؛ آنچه با اطمینان میتوان گفت
منابعی که بررسی کردم، «نیوشیدن» را به صورت میانهٔ ایرانیِ niyō(x)šīdan بازمیگردانند و آن را با ریشهٔ ایرانیِ کهنِ مربوط به شنیدن مرتبط میدانند. در منابع لغوی نیز «نیوشیدن» به معنی «شنیدن، گوش کردن، استماع کردن، شنودن، قبول کردن و پذیرفتن» آمده است.
بنابراین در اینجا یک نکته بسیار مهم داریم:
نیوش و نیوشیدن با «نوشیدن» به معنی خوردنِ آشامیدنی ارتباط ریشهشناختی ندارند. شباهت ظاهریِ «نیوش/نوش» نباید موجب یکی گرفتن این دو خانواده شود.
۹. صورت فارسی میانه
صورت پیشنهادی برای فارسی میانه:
niyō(x)šīdan
است.
این صورت برای ما بسیار مهم است، زیرا نشان میدهد که «نیوشیدن» فقط یک ساخت متأخر فارسی نیست، بلکه پشتوانهٔ ایرانیِ میانه دارد.
اما دربارهٔ خط پهلوی باید محتاط باشیم: از روی این صورت لاتینشده نباید فوراً یک املای پهلویِ قطعی بسازیم. در متون پهلوی، هم شیوهٔ نگارش و هم خوانش واژهها مسئلهای تخصصی است و باید صورت مستند یا واژهٔ همریشهٔ فارسی میانه را بررسی کرد.
۱۰. ساخت واژه
میتوان ساخت تاریخی را به طور تقریبی چنین نشان داد:
پیشوند ni- + ریشهٔ «شنیدن» → niyōš- → نیوش
و سپس:
نیوش + ـیدن → نیوشیدن
بنابراین نیوشه نیز به احتمال زیاد از همین خانواده ساخته شده است:
نیوش + ـه → نیوشه
یعنی در معنی نخست:
نیوشه = گوشدادن، گوشفرادادن، استماع
ساختی کاملاً طبیعی از بن نیوش دارد.
این نکته با خودِ لغت فرس نیز بسیار خوب سازگار است، زیرا در آن صراحتاً آمده:
«نیوش. گوش دادن سخن باشد.»
و سپس:
«نیوشه. آن باشد که چون دو کس با هم سخن کنند، شخصی دیگر ... گوش فرادارد...»
پس در این بخش نیوش ← نیوشه رابطهٔ واژهسازی کاملاً محتمل است.
۱۱. آیا میتوانیم «نیوشه» را پیشااسلامی بدانیم؟
اینجا باید همان دقتی را که در مدخلهای قبلی رعایت کردهایم حفظ کنیم.
آنچه تقریباً قطعی است:
خانوادهٔ نیوش/نیوشیدن ریشهٔ ایرانی و کهن دارد و در فارسی میانه نیز وجود داشته است.
آنچه هنوز ثابت نشده:
اینکه خودِ صورت «نیوشه» دقیقاً با همین شکل و همین معنی در متون پارسی باستان یا فارسی میانه ثبت شده باشد.
بنابراین برای متن پژوهشی شما بهتر است ننویسیم:
«نیوشه در پارسی باستان چنین بوده است.»
بلکه بنویسیم:
«نیوشه از خانوادهٔ ایرانیِ نیوش/نیوشیدن است؛ اصل این خانواده به دورهٔ پیشااسلامی میرسد و صورت میانهٔ فعل در منابع به صورت niyō(x)šīdan بازسازی/ثبت شده است؛ اما برای صورت دقیقِ «نیوشه» در فارسی میانه شاهد مستقیم جداگانه لازم است.»
این تعبیر از نظر علمی بسیار محکمتر است.
۱۲. یک نکتهٔ بسیار جالب: «شنیدن» → «پذیرفتن»
در لغتنامهٔ دهخدا برای نیوشیدن علاوه بر «شنیدن» و «گوش کردن»، معنیهای «قبول کردن» و «پذیرفتن» نیز آمده است.
این تحول معنایی کاملاً طبیعی است:
گوش دادن → سخن را شنیدن → سخن را پذیرفتن → فرمان بردن
و از همینجا کاربردهایی مانند:
معنی «کسی که سخن/پند/نصیحت را میشنود و میپذیرد» پیدا میکنند.
این برای شناخت معنای کهن «نیوش» بسیار مهم است؛ زیرا نشان میدهد «شنیدن» در این خانواده صرفاً دریافت صوت با گوش نبوده، بلکه میتوانسته مفهوم توجه و پذیرش نیز داشته باشد.
۱۳. اما «نیوشه = گریستن» چه میشود؟
اینجا باید پرونده را فعلاً باز نگه داریم.
در مدخل شما:
«نیوشه» = گریستن به گلو، نرمنرم گریستن، خروش ناشی از گریستن
و شاهد شاکر بخاری:
چو کوشیدم که حال خود بگویمزبانم برنگردد از نیوشه.
این معنی از نظر معنایی با «نیوشه = گوش دادن» فاصلهٔ زیادی دارد.
حتی در دهخدا نیز برای نیوشیدن معنای «گریستن، فغان کردن، شکایت کردن و نالیدن...» جداگانه ذکر شده و به «نیوشه» ارجاع داده شده است.
بنابراین فعلاً دو احتمال داریم:
- دو واژهٔ همشکل «نیوشه» در زبان فارسی وجود داشتهاند؛
- یا این دو معنی در طول تاریخ به نحوی با یکدیگر ارتباط یافتهاند.
من فعلاً هیچکدام را قطعی اعلام نمیکنم.
نتیجهٔ این مرحله
برای پروندهٔ پژوهشی نیوشه فعلاً این صورت را پیشنهاد میکنم:
نیوشه در معنی «گوش فراداشتن، گوش دادن و استراق سمع» از خانوادهٔ ایرانیِ نیوش/نیوشیدن است. این خانواده ریشهای پیشااسلامی دارد و برای فارسی میانه صورت niyō(x)šīdan گزارش شده است. «نیوش» در فارسی به معنی شنیدن و گوش دادن و «نیوشیدن» علاوه بر شنیدن، درک و پذیرش نیز به کار رفته است. از این رو «نیوشه» در معنی گوشفرادادن را میتوان واژهای ایرانی با پشتوانهٔ کهن دانست؛ ولی انتساب صورت دقیق آن به پارسی باستان یا فارسی میانه، بدون شاهد مستقیم، روا نیست. معنی دومِ «نیوشه» به معنی گریهٔ نرم و گرفتگی گلو باید جداگانه بررسی شود.
مرحلهٔ بعدی را بهتر است به خودِ «نیوشه» در لغت فرس و شواهد بسیار کهن آن اختصاص دهیم؛ یعنی ببینیم آیا در متون پیش از رودکی یا در آثار فارسی میانه/پهلوی، اثری از همین صورت یا صورت نزدیک به آن داریم. این مرحله میتواند مشخص کند که آیا برای «نیوشه» میتوانیم یک صورت پهلوی مستند ارائه کنیم یا فقط باید بازسازی زبانشناختی را ذکر کنیم.
بسیار خوب. با جمعبندی همهٔ نکاتی که دربارهٔ این مدخل بررسی کردیم، نتیجهٔ نهایی «نیوشه» را به صورت مناسب برای ثبت در پژوهش شما میآورم.
نتیجهٔ نهایی مدخل «نیوشه»
۱. «نیوشه» به معنی گوشدادن
معنای اصلی و کهنِ نیوشه در این مدخل، گوش فراداشتن، گوش دادن به سخن، و بهویژه گوش دادن به سخن نهانی است. کاربرد آن در «استراق سمع» نیز از همین معنی پدید آمده است.
«نیوش» نیز در لغت فرس صریحاً به معنی گوش دادن سخن آمده و بنابراین ارتباط ساختاریِ «نیوش» و «نیوشه» روشن است.
معنیهای مجازیِ «میل، توجه، ترقب، ترصد و مراقبت» نیز میتوانند از همین مفهوم بنیادیِ گوش و توجه داشتن پدید آمده باشند.
۲. جایگاه تاریخی و ایرانی واژه
نیوش، نیوشیدن و نیوشه از خانوادهای ایرانیاند و «نیوشیدن» دارای پشتوانهٔ زبان ایرانی میانه است. صورت تاریخیِ گزارششده برای فعل، به صورت تقریبی:
niyō(x)šīdan
است.
ریشهٔ این خانواده به ریشهٔ کهن ایرانیِ مربوط به شنیدن بازمیگردد و بنابراین «نیوشه» در معنی «گوشدادن» را میتوان با اطمینان خوبی واژهای ایرانی با ریشهٔ پیشااسلامی دانست.
اما یک مرز علمی را باید حفظ کنیم:
وجود ریشه و خانوادهٔ واژه در زبانهای ایرانی پیشااسلامی، با اثباتِ وجودِ خودِ صورت «نیوشه» با همین شکل در پارسی باستان یا فارسی میانه یکی نیست.
ازاینرو برای پژوهش شما بهتر است «نیوشه» را دارای ریشهٔ پیشااسلامی ایرانی بدانیم، نه اینکه صورت دقیق پهلوی آن را بدون شاهد نسخهای قطعی معرفی کنیم.
۳. خط پهلوی
برای خودِ «نیوشه»، در بررسی حاضر شاهد مستقیم و قطعیای که اجازه دهد املای پهلوی آن را با اطمینان عرضه کنیم، در دست نیست.
پس پیشنهاد من برای متن علمی شما این است که از ساختن یک املای پهلویِ فرضی خودداری کنیم و بنویسیم:
صورت پهلویِ مستقیمِ «نیوشه» در این معنی هنوز نیازمند شاهد متنی است؛ آنچه مسلمتر است، وجود خانوادهٔ تاریخیِ نیوش/نیوشیدن در سنت ایرانی و صورت فارسی میانهٔ niyō(x)šīdan است.
این احتیاط ارزش پژوهش شما را بیشتر میکند، زیرا میان شاهد تاریخی و بازسازی زبانشناختی مرز روشنی میگذارد.
۴. «نیوشه» به معنی گریهٔ نرم
معنی دومِ مدخل، یعنی:
گریستن به گلو، نرمنرم گریستن، خروش یا گرفتگی گلو بر اثر گریه
را نباید با اطمینان همان واژهٔ «نیوشه = گوش دادن» دانست.
شاهد شاکر بخاری:
چو کوشیدم که حال خود بگویمزبانم برنگردد از نیوشه.
با این معنی بهخوبی سازگار است و نشان میدهد که «نیوشه» در این کاربرد به گرفتگی و حالت گلو در هنگام گریستن اشاره دارد.
از آنجا که پیوند معنایی این کاربرد با «گوش دادن» روشن نیست، بهتر است فعلاً آن را واژه یا معنیِ مستقلِ همشکل تلقی کنیم، مگر آنکه در بررسیهای بعدی شاهد تاریخی برای ارتباط این دو پیدا شود.
۵. داوری دربارهٔ واژههای پیشااسلامی
| واژه | داوری |
|---|---|
| نیوش | ایرانی؛ ریشهٔ کهن و پیشااسلامی |
| نیوشیدن | ایرانی؛ دارای پشتوانهٔ ایرانی میانه |
| نیوشه به معنی گوشدادن | ایرانی، از خانوادهٔ نیوش؛ اصل ریشه پیشااسلامی |
| نیوشه به معنی گریه | منشأ هنوز قطعی نیست؛ نباید بدون شاهد به ریشهٔ «نیوشیدن» پیوند داده شود |
| استراق سمع | عربی و کاربرد تفسیریِ متأخر، نه جزء ریشهٔ ایرانی واژه |
داوری نهایی
نیوشه در معنی «گوش فراداشتن و گوش دادن» را باید در شمار واژگان ایرانیِ کهن و دارای ریشهٔ پیشااسلامی قرار داد. این واژه با نیوش و نیوشیدن پیوند دارد و پشتوانهٔ تاریخیِ خانوادهٔ آن تا فارسی میانه میرسد. بااینحال، برای صورت دقیق پهلویِ «نیوشه» شاهد مستقیم کافی نداریم و نباید صورت حدسی را به عنوان املای قطعی پهلوی عرضه کرد.
همچنین نیوشه به معنی گریهٔ نرم و گرفتگی گلو باید در پروندهای جداگانه بررسی شود و فعلاً نمیتوان آن را از نظر ریشهشناختی با «نیوشه = گوش دادن» یکی دانست.
پس برچسب نهایی مدخل:
نیوشه ← واژهٔ ایرانیِ کهن؛ خانوادهٔ نیوش/نیوشیدن؛ ریشهٔ پیشااسلامی؛ صورت دقیق پهلویِ خودِ «نیوشه» نامحرز؛ معنی دوم «گریهٔ نرم» جدا و نیازمند بررسی مستقل.
