۱۴۰۱ بهمن ۱۳, پنجشنبه

nasrollah Pourjavady

فلسفه جوانمردی
حکمای قدیم ایران میگفتند که آدم برای اینکه انسان باشد نباید به کسی آزار برساند . هیچ موجود زنده ای را نباید اذیت کرد. فیلسوف میپرسید: چرا ؟ یحیی بن عدی که خودش یک فیلسوف مسیحی بود، در قرن چهارم هجری ، میگفت به خاطر اینکه انسان ها همه متعلق به قبیله واحدی هستند و افراد این قبیله هم باید هوای یکدیگر را داشته باشند . به عبارت دیگر وحدتی میان همه افراد آدمی هست و بنی آدم اعضای یکدیگرند. هرگاه به یک عضو آزاری برسد مانند این است که به همه قبیله آزار رسیده است. و وقتی هم نیکی بکنیم در واقع داریم به همه نیکی می کنیم .
حکمای قدیم ما این حرف را قبول داشتند ولی به این قضیه از منظر بالاتری نگاه می کردند. آن بزرگواران معتقد بودند که آنچه همه افراد آدمی را به هم پیوند می دهد در حقیقت «خود اهورایی » یعنی «هویت الهی »است - همان خودی که در بدو آفرینش از مبدا صادر شده و هویت حقیقی هر یک از ما را تشکیل میدهد. وظیفه آدمی در این جهان هم شناخت این «خود اهورایی» است , و این شناخت هم از راه تقریب انجام می گیرد، تقریبی که با کردار نیک می توان به آن رسید. هرگاه که ما عملی نیک انجام دهیم ، به دیگران کمک کنیم، دست افتاده ای را بگیریم, در حقیقت به آن «خود اهورایی» که آفریدگار در همه انسانها نهاده است نزدیک می شویم و نزدیک شدن به آن «خود اهورایی» هم دور شدن از خود پست زمینی ماست که به آن «من » می گوییم. بد بودن «منی» یا «أنانیة» به همین دلیل است. هر کاری که انسان برای "من" بکند از آن «خود اهورایی » دور می شود . به عبارت دیگر گفته اند که «من » حجاب آن خود اهورایی یا خود الهی است، یعنی «من » مانع رسیدن ما یا تقرب جستن ما به آن « خود اهورایی » است .
اگر بخواهیم جوانمردی را تعریف کنیم باید بگوییم که هر کاری که انسان برای نزدیک شدن به «خود اهورایی» انجام دهد جوانمردی است . جوانمردی این نیست که من کاری را برای «من » یا «خود پست زمینی» که در حقیقت ظل و سایه آن خود اهورایی است انجام دهم. جوانمردی آن است که من کاری را برای دیگری انجام دهم چون از راه دیگری است که می توان به خود اهورائی یا الهی که حقیقت انسانیت من است نزدیک شوم و او را بشناسم.