۱۴۰۵ آبان ۳, یکشنبه

پَست چیزی باشد که با زمین راست کنند ، [عنصری گفت: چون آب ز بالا بگراید سوی پستی وز پست چو آتش بگراید سوی بالا].

 پَست    چیزی باشد که با زمین راست کنند ، [عنصری گفت:    چون آب ز بالا بگراید سوی پستی           وز پست چو آتش بگراید سوی بالا].  واژگان پهلوی؟

در این گام از «پروژه فرستار»، به سراغ یکی از شاه‌بیت‌های فلسفی، علمی و طبیعی عنصری بلخی (ملک‌الشعرای دربار غزنوی) رفته‌ایم که در قالب تقابلی هوشمندانه، رفتار عناصر چهارگانه طبیعت (آب و آتش) را تصویر کرده است. [1, 2]
واژهٔ «پَسْت» در تعریف فرهنگ‌های کهن (مانند لغت فرس اسدی توسی) به معنای «هر چیزِ فرودین، یا زمین و جایگاهی که با زمین راست و هموار باشد» آمده است. واژگان ریشه‌دار پهلوی (پارسی میانه) این بیت کالبدشکافی می‌شوند: [1, 2]
۱. پَسْت / پَسْتی (وز پست چو آتش بگراید سوی بالا)
  • ریشه پهلوی: این واژه در زبان پهلوی (پارسی میانه) به صورت «پَسْت» (past) به معنای «پایین، فرود، زمینِ هموار، کوتاه و افتاده» وجود داشته است. [1]
  • ریشه باستانی: تبارشناسی این کلمه ما را به پیشوند باستانی اوستایی «-paiti» (به معنی به سوی، پایین و فرود) می‌رساند. در تفکر طبیعی ایران باستان، مرکز زمین و خاک به عنوان پایین‌ترین مرتبه (پست) و افلاک و آتش به عنوان بالاترین مرتبه (بالا) شناخته می‌شدند. عنصری در این بیت از کلمهٔ «پست» هم به عنوان صفت (زمین فرودین) و هم در قالب اسم مصدر (پستی) برای نشان دادن گرایش طبیعی آب به سقوط استفاده کرده است. [1, 2, 3]
۲. بَگْراید (چون آب ز بالا بگراید سوی پستی...)
  • ریشه پهلوی: این واژه فعل مضارع از مصدر «گراییدن» است که در زبان پهلوی به صورت «گروهیدن / گراییدن» (grayīdan) به معنای «میل داشتن، آهنگِ جایی کردن، خم شدن و توجه نمودن به یک سمت» به کار می‌رفته است. با افزودن پیشوند پهلوی «بَـ / بـِ»، فعلِ «بگراید» به معنای «میل می‌کند و متمایل می‌شود» ساخته شده است. [1]
۳. آتش (وز پست چو آتش بگراید...)
  • ریشه پهلوی: این واژه در زبان پهلوی به صورت «آتَخش» (ātaxš) یا «آدُر» تلفظ می‌شد.
  • ریشه باستانی و تحول واج‌شناختی: ریشهٔ اصلی آن به واژهٔ اوستایی ātar- (آتش مقدس) می‌رسد. در سیر تحول به فارسی دری، واج «خ» در تلفظِ پهلویِ «آتخش» صیقل خورده و حذف شده تا واژه به صورت روانِ «آتش» درآمده است.
۴. آب
  • ریشه پهلوی: این واژه با همین تلفظِ ساده در زبان پهلوی به صورت «آب» (āb) وجود داشته که برآمده از واژهٔ اوستایی āp- (عنصر روانی و مایعِ حیات) است و بدون تغییر به ما رسیده است. [1]

مفهوم طبیعی و فلسفی بیت در پروژه فرستار:
عنصری بلخی در این بیت، با ظرافتِ یک دانشمندِ طبیعی‌دانِ عهد کهن، قانونِ جاذبه و گرایشِ ذاتیِ عناصر (اصحابِ طبایع) را توصیف می‌کند: همان‌طور که «آب» بر اساس ذات و مایهٔ سنگینِ خود، هرگاه از بلندی رها شود به سمتِ پایین و زمینِ هموار (پستی) حرکت می‌کند؛ در مقابل، «آش» به دلیل ماهیتِ اثیری و سبکش، اگر در پایین‌ترین نقطه زمین (پست) قرار گیرد، شعله می‌کشد و رو به سوی آسمان و بلندی (بالا) زبانه می‌کشد. [1, 2, 3]
این کالبدشکافیِ دقیق با موفقیت در پروندهٔ واژهٔ «پست» ثبت شد. در ادامه پروژه فرستار، آیا واژه یا بیت جدیدی از فرهنگ‌های لغت قدیمی در نظر دارید که کالبدشکافی کنیم، یا مایلید به بخش نام‌های پهلوی وسایل و ساختارهای معماری خانه برویم؟