لبینا نام نوا است که در مطربی بود، میزانی گوید: تا مطربان زنند لبینا و هفتخوان در پرده عراق سرِ زیر و سلمکی.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح مدخل «لبینا» در لغت فرس اسدی
مدخل: لبینا — نام نوایی است که در مطربی بود. میزانی گوید:
تا مطربان زنند لبینا و هفتخوان در پردهٔ عراق سرِ زیر و سلمکی.
این مدخل از جهت تاریخ موسیقی ایران اهمیت دارد؛ زیرا نام «لبینا» را در کنار «هفتخوان»، «عراق»، «سرِ زیر» و «سلمکی» میآورد؛ اصطلاحاتی که به نواها، پردهها یا شیوههای اجرای موسیقی مربوطاند. بااینحال، باید میان معنایی که لغتفرس صریحاً برای واژه ثبت کرده و آنچه از تاریخ موسیقی میتوان با اطمینان یا احتمال استنباط کرد، تفاوت گذاشت.
۱. معنی بیت و شرح اصطلاحات
معنی روان بیت:
تا نوازندگان نغمهٔ لبینا و هفتخوان را بنوازند و در پرده یا مقام عراق، نغمههای سرِ زیر و سلمکی را اجرا کنند.
در اینجا «زنند» به معنای نواختن ساز یا اجرای نغمه است، نه زدن به معنای ضربهزدن معمولی.
لبینا: نام یک نوا یا آهنگ، به تصریح لغتفرس.
هفتخوان: نامی که در این بیت در شمار اصطلاحات موسیقایی آمده است. نباید بدون شاهد مستقل، آن را با «هفتخان» داستان رستم یکی دانست.
پردهٔ عراق: اصطلاحی در نظام مقامها و پردهبندی موسیقی ایرانی. «عراق» در این کاربرد نام یک مقام موسیقایی است، نه اشارهای به کشور امروزی عراق.
سرِ زیر: احتمالاً نام یا وصفی فنی در اجرای موسیقی؛ تعیین معنای دقیق آن به شواهد دیگر از متون موسیقایی کهن نیاز دارد.
سلمکی: نامی در اصطلاحات موسیقایی قدیم که در این بیت در کنار دیگر نامهای نوا آمده است. ضبط و معنای دقیق آن را باید با نسخهها و فرهنگهای موسیقی سنجید.
واژهٔ «میزانی» نیز در عبارت «میزانی گوید» ظاهراً به نام یا نسبت شاعر اشاره دارد؛ اما برای تعیین هویت سراینده، همین ضبط بهتنهایی کافی نیست.
۲. آیا «لبینا» واژهای پیشااسلامی است؟
در وضع کنونی شواهد، نمیتوان پیشااسلامی بودن «لبینا» را اثبات کرد. ثبت آن در لغتفرس اسدی و کاربردش در شعر میزان، وجود این نام را در سنت موسیقایی فارسیِ پس از اسلام نشان میدهد؛ اما برای بردن آن به روزگار ساسانی یا هخامنشی، شاهد جداگانهای لازم است.
برای بررسی تاریخی، باید سه احتمال را از هم جدا کرد:
1. واژهای ایرانی که از دورهٔ پیشااسلامی به فارسی دری رسیده باشد.
2. اصطلاحی که در موسیقی ایران پس از اسلام پدید آمده یا در این دوره رواج یافته باشد.
3. نامی با ریشهٔ غیرایرانی که وارد اصطلاحات موسیقی ایران شده باشد.
دربارهٔ «لبینا» فعلاً نمیتوان با اطمینان یکی از این سه احتمال را برگزید. بهویژه، شباهت ظاهری یک واژه به واژهای در زبان دیگر، بدون تطبیق آوایی و شاهد تاریخی، برای اثبات ریشهشناسی آن کافی نیست.
۳. بررسی واژهها از نظر پیشینهٔ زبانی
واژه | تحلیل تاریخی و زبانی |
|---|---|
لبینا | نام نوا در این شاهد فارسی است؛ ریشهٔ نهایی و پیشینهٔ پیشااسلامی آن نامعلوم است. |
هفتخوان | ترکیبی فارسی از «هفت» و «خوان»؛ اجزای آن ایرانیاند، اما این بیت بهتنهایی قدمت موسیقایی اصطلاح را ثابت نمیکند. |
پرده | واژهای فارسی با پیشینهٔ ایرانی؛ کاربرد موسیقایی آن را باید جداگانه تاریخگذاری کرد. |
عراق | نام جغرافیاییای که در اینجا بهصورت نام مقام موسیقی به کار رفته است. نباید آن را واژهای فارسی با ریشهٔ باستانی دانست. |
زیر | واژهای ایرانی با کاربردهای گوناگون، از جمله کاربردهای موسیقایی؛ معنای فنی آن در ترکیب «سرِ زیر» هنوز نیازمند بررسی است. |
سلمکی | اصطلاح موسیقایی که ریشه و صورت تاریخی آن بدون شواهد تکمیلی روشن نیست. |
نکتهٔ مهم این است که ایرانی بودن ریشهٔ یک واژه با وجود آن در موسیقی ایران پیش از اسلام یکسان نیست. همچنین، کاربرد واژهای در فارسی دری بهخودیخود ثابت نمیکند که آن واژه در فارسی باستان یا فارسی میانه نیز وجود داشته است.
۴. اگر این واژهها را به خط پهلوی مینوشتند، چه صورتی داشتند؟
باید میان سه موضوع فرق بگذاریم:
فارسی باستان: زبان دورهٔ هخامنشی، با خط میخی ویژهٔ خود.
فارسی میانه: زبان دورهٔ ساسانی که یکی از شیوههای نگارش آن خط پهلوی است.
فارسی دری: زبان شعر میزان و لغتفرس اسدی، در دورهٔ پس از اسلام.
خط پهلوی برای ثبت زبان فارسی میانه به کار میرفت؛ بنابراین نمیتوان هر واژهٔ فارسی دری را بدون بررسی تاریخی، مستقیماً به صورت پهلوی بازنویسی کرد.
برای مدخل حاضر، نتیجه چنین است:
صورت فارسی دری | صورت بازسازیشده برای بررسی | وضعیت نگارش پهلوی |
|---|---|---|
لبینا | labīnā | صورت پهلوی مستند در دست نیست. |
هفتخوان | haft-xwān | صورت پهلویِ این ترکیب در کاربرد موسیقایی مستند نیست. |
پرده | parda | برای تعیین املای تاریخی، باید صورت فارسی میانه و شواهد متنی بررسی شود. |
عراق | ʿErāq | نام مقام در این شاهد، متعلق به سنت موسیقایی فارسی پس از اسلام است؛ املای پهلوی برای آن قابل اثبات نیست. |
زیر | zīr | برای تعیین صورت فارسی میانه و املای پهلوی باید شواهد واژهشناختی مستقل بررسی شود. |
سلمکی | salmakī | ریشه و املای پهلوی آن نامعلوم است. |
صورتهای لاتینی بالا فقط برای نشان دادن تلفظ و ساخت واژهاند؛ آنها املای پهلوی نیستند. عمداً برای واژههایی که شاهد تاریخی نداریم، شکلهایی از خط پهلوی نمیسازم تا صورت فرضی با سند باستانی اشتباه نشود.
۵. نوشیروان، بزرگمهر، مؤید موبدان و کرتیر چگونه مینوشتند؟
اگر مقصود شما بازسازی شیوهٔ نگارش این اشخاص یا همروزگاران آنان باشد، باید میان آنها نیز تفاوت گذاشت:
نوشیروان و بزرگمهر: در فرض نگارش به زبان فارسی میانه و خط پهلوی، واژههایی را که در زبان آن روزگار شناخته بودند با قراردادهای املایی همان دوره مینوشتند؛ اما نمیتوان فرض کرد که اصطلاحات موسیقایی ثبتشده در شعر میزان را نیز میشناختهاند.
کرتیر: کتیبههای او از شواهد مهم زبان و خط پهلوی کتیبهایاند. سبک نگارش کتیبهای را نباید با املای کتابی پهلوی یا فارسی دری یکی گرفت.
مؤید موبدان: اگر مقصود شخص تاریخی مشخصی است، برای تعیین دوره و سبک نگارش او باید هویت و شواهد مربوط به وی روشن شود.
شاعر میزان: چون در این شاهد با متنی فارسی پس از اسلام روبهرو هستیم، شکل اصیل و مستند واژهها همان ضبط فارسی متن است، نه بازنویسی فرضی آنها به خط ساسانی.
نتیجهٔ نهایی مدخل
«لبینا» در این مدخل نام یک نوا یا آهنگ است. بیت، آن را در کنار چند اصطلاح موسیقایی دیگر قرار میدهد و از این جهت برای تاریخ موسیقی فارسی ارزشمند است. بااینحال، هنوز ریشهٔ دقیق «لبینا»، معنای فنی «سرِ زیر» و «سلمکی» و پیشینهٔ تاریخی این اصطلاحات روشن نشده است.
از منظر زبانشناسی تاریخی، «پرده»، «زیر» و اجزای «هفتخوان» قابلیت بررسی در لایههای کهن زبان ایرانی را دارند؛ اما برای «لبینا» و «سلمکی» نمیتوان بدون شاهد مستقل، ریشهٔ ایرانی یا غیرایرانی یا املای پهلوی قطعی پیشنهاد کرد.
پیشنهاد پژوهشی: برای پیش بردن این مدخل، مهمترین گام یافتن شاهدی مستقل از متون موسیقی قدیم برای «لبینا» و «سلمکی» است. چنین شاهدی میتواند روشن کند که با نام یک نوا، اصطلاحی فنی یا واژهای با منشأ بیرونی روبهرو هستیم.
////////////////
لبینا — شرح مدخل لغت فرس اسدی
مدخل: لبینا؛ نام نوایی است که در مطربی بود. میزانی گوید:
تا مطربان زنند لبینا و هفتخوان در پردهٔ عراق، سرِ زیر و سلمکی.
۱. معنی مدخل و شرح بیت
اسدی «لبینا» را نام نوایی در موسیقی میداند. بیت منسوب به میزانی نیز آن را در کنار «هفتخوان»، «عراق»، «سرِ زیر» و «سلمکی» آورده است؛ مجموعهای از نامها که به نظر میرسد به نغمهها، پردهها یا شیوههای اجرای موسیقی قدیم مربوط باشند.
در این بیت:
مطربان زنند: نوازندگان بنوازند.
لبینا و هفتخوان: دو نام موسیقایی که در اینجا در کنار هم آمدهاند.
پردهٔ عراق: عراق از نامهای شناختهشدهٔ مقامها و شعبههای موسیقی در سنت موسیقی ایرانی ـ اسلامی است.
سرِ زیر و سلمکی: ظاهراً نام دو نغمه یا شیوهٔ موسیقاییاند؛ تعیین دقیق جایگاه تاریخی هرکدام نیازمند بررسی منابع موسیقی کهن است.
معنی کلی بیت این است که مطربان نغمههای گوناگون را در فضای موسیقاییِ مربوط به پردهٔ عراق اجرا کنند. بااینحال، از این بیت بهتنهایی نمیتوان نتیجه گرفت که «لبینا» دقیقاً یک مقام مستقل، شعبهای از مقام، یا نغمهای در نظام موسیقایی خاص بوده است.
۲. «لبینا» نامی ایرانی است یا وامواژه؟
در این مرحله باید میان دو پرسش تفاوت بگذاریم:
1. آیا «لبینا» نامی واقعی در اصطلاحات موسیقی قدیم بوده است؟ ثبت آن در لغت فرس و کاربردش در شعر میزانی، نشان میدهد که این صورت در سنت ادبی و موسیقایی فارسی شناخته شده بوده است.
2. ریشهٔ واژه چیست؟ برای تعیین ریشه، لازم است صورتهای مشابه آن در رسالههای موسیقی عربی و فارسی، فرهنگهای قدیمی و فهرست نام نغمهها بررسی شود. شباهت آواییِ «لبینا» با نامی در زبان دیگر، بهتنهایی اثباتکنندهٔ خاستگاه آن نیست.
بنابراین، فعلاً نمیتوان با اطمینان آن را واژهای اصیل ایرانی، یا برعکس، وامگرفته از یونانی، سریانی، عربی یا زبان دیگری دانست.
۳. پیشینهٔ موسیقیایی: «لبینا» در کنار «هفتخوان» و «عراق»
ترکیب نامها در بیت اهمیت دارد. «عراق» در نظام مقامهای موسیقی دورهٔ اسلامی شناخته شده است؛ اما قرار گرفتن «لبینا» در کنار آن لزوماً به این معنی نیست که هر دو در یک سطح نظری قرار داشتهاند.
برای شناخت دقیقتر «لبینا» باید این موارد بررسی شوند:
آیا در رسالههای موسیقی قدیم، بهویژه آثار مربوط به ادوار و شعبههای موسیقی، نامی مشابه ثبت شده است؟
آیا «لبینا» در منابع دیگر به صورتهایی مانند «لبینا»، «لبینه» یا با ضبطی متفاوت آمده است؟
آیا این نام به یک نغمهٔ مستقل اشاره دارد یا نامی محلی و اجرایی بوده که در دورهای از رواج افتاده است؟
تا زمانی که شاهد مستقلی پیدا نشود، مناسبتر است «لبینا» را نامی از اصطلاحات موسیقی قدیم با جایگاه نظریِ نامعلوم بنامیم.
۴. آیا «لبینا» پیشااسلامی است؟
وجود اصطلاحات موسیقی ایرانی در دورهٔ ساسانی و پیش از آن، موضوعی مهم در تاریخ موسیقی است؛ بااینحال، نباید هر نام نغمهای را که در شعر فارسی کهن آمده، خودبهخود ساسانی یا پیشااسلامی به شمار آورد.
برای اثبات قدمت پیشااسلامی «لبینا» باید شاهدی از متون پهلوی، گزارشهای تاریخی معتبر یا تطبیق مستند با اصطلاحات موسیقیِ دورهٔ ساسانی در دست باشد. بیت میزانی و مدخل اسدی بهتنهایی چنین قدمتی را ثابت نمیکنند.
۵. نگارش در خط پهلوی یا دیگر خطوط پیشااسلامی
در حال حاضر، صورت مستندی از نام موسیقایی «لبینا» در متون پهلوی یا کتیبههای فارسی باستان در اختیار نداریم. بنابراین، نمیتوان املای پهلوی یا فارسی باستانی آن را با اطمینان عرضه کرد.
اگر در آینده صورتی همنام در یک رسالهٔ موسیقی یا متن پهلوی پیدا شود، باید نخست مشخص شود که همان اصطلاح است و سپس املای تاریخیِ خودِ آن منبع نقل شود؛ بازسازی صرفاً بر پایهٔ تلفظ فارسی امروز، شاهد تاریخی محسوب نمیشود.
نتیجهٔ نهایی مدخل
لبینا در لغت فرس اسدی نام نغمهای در موسیقی است و در بیت میزانی در کنار «هفتخوان» و اصطلاحات موسیقایی دیگری چون «عراق»، «سرِ زیر» و «سلمکی» آمده است. این شاهد، کاربرد موسیقایی واژه را تأیید میکند؛ اما جایگاه دقیق آن در نظام مقامها و ریشهٔ زبانیاش هنوز روشن نیست. بدون شاهد مستقل نمیتوان آن را اصطلاحی قطعاً پیشااسلامی یا واژهای با املای مستند پهلوی دانست.
//////////////////
لبینا. [لَ] (اِ) نام نوایی است. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). نام نوایی است از موسیقی. (برهان). نام نوایی از نواها که مطربان زنند:
بامدادان بر چکک زن، چاشتگاهان بر شخج
نیمروزان بر لبینا، شامگاهان بر دنه.
منوچهری.
تا مطربان زنند لبینا و هفتخوان
در پردهٔ عراق، سرزیر (؟) و سلمکی.
میزانی.
رجوع به «نوش لبینا» شود.
نوش لبینا. [لَ] (اِ مرکب) نام نوایی است از موسیقی. (رشیدی، جهانگیری، برهان قاطع، انجمن آرا). نوش لبینان. (فرهنگ فارسی معین). نوش لپینا. (ناظمالاطباء):
قمریان راه گل و نوش لبینا دانند
صلصلان باغ سیاوشان با سرو ستاه.
منوچهری.
