وا با بُوَد چنانکه گویند سِکبا و سِکوا، ابوشکور گوید: ز ده گونه ریچال و ده گونه وا گلوبندگی مر یکی سزا.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح مدخل «وا» در لغت فرس اسدی
مدخل: وا؛ با بُوَد، چنانکه گویند سِکبا و سِکوا. ابوشکور گوید:
ز ده گونه ریچال و ده گونه وا گلوبندگی مر یکی سزا
این مدخل کوتاه، از نظر تاریخ واژگان فارسی اهمیت دارد؛ زیرا با یک واژهٔ کمکاربرد در فارسی کهن، نام خوراکیها و شیوهٔ ساخت واژههای مرکب سروکار داریم. بااینحال، باید سه مسئله را از یکدیگر جدا کنیم: معنای واژه در لغت فرس، معنای دقیق بیت ابوشکور، و امکان بازسازی صورتهای کهنتر این واژه در خطوط پیشااسلامی.
۱. معنی «وا» و شرح بیت
اسدی طوسی در لغت فرس، «وا» را به معنی «با» ضبط کرده و برای توضیح آن، ترکیبهای «سِکبا» و «سِکوا» را آورده است. بنابراین، بر اساس همین شاهد، «وا» را باید در درجهٔ نخست حرف اضافه یا جزء پیوندی به معنی «با» دانست؛ اما هنوز نمیتوان با اطمینان گفت که در تمام ترکیبهای یادشده دقیقاً چه رابطهٔ معنایی برقرار بوده است.
در بیت ابوشکور بلخی:
ز ده گونه ریچال و ده گونه وا گلوبندگی مر یکی سزا
معنی کلی مصراع نخست ظاهراً چنین است:
«از ده گونه ریچال و ده گونه وا ...»
یعنی سخن از دو دسته چیز یا خوراکی است که هرکدام ده گونه دارند. مصراع دوم، با ضبط موجود، دشوارتر است و بدون مقابله با نسخه یا چاپ معتبر شعر ابوشکور نمیتوان معنای قطعی آن را تعیین کرد.
ریچال: واژهای که در این شاهد به نوعی خوراک یا فرآوردهٔ غذایی اشاره میکند؛ تعیین دقیق مصداق آن نیازمند بررسی شواهد مستقل است.
گونه: نوع، صنف یا قسم.
وا: بنا بر توضیح اسدی، «با»؛ ولی در این بیت احتمال دارد در نامگذاری یک خوراک یا ترکیب غذایی نقشی خاص داشته باشد.
گلوبندگی: ضبطی که باید جداگانه بررسی شود؛ ممکن است در نسخهخوانی یا جدانویسی واژهها مسئلهای وجود داشته باشد. فعلاً نباید آن را بیدلیل به واژههای آشناتر تبدیل کرد.
مر یکی سزا: احتمالاً ساختی کهن با معنای «برای یکی سزاوار» یا «یکی را سزاوار» دارد؛ تعیین دقیق رابطهٔ نحوی آن به ضبط درست بیت وابسته است.
نتیجهٔ لغوی: معنی «وا = با» در گزارش اسدی روشن است؛ اما تفسیر کامل بیت، بهویژه «گلوبندگی مر یکی سزا»، هنوز قطعی نیست.
۲. آیا «وا» ریشهای پیشااسلامی دارد؟
در اینجا باید محتاط بود. قدیمی بودن یک واژه در شعر فارسی، بهتنهایی ثابت نمیکند که آن واژه در فارسی باستان یا پهلوی نیز وجود داشته است.
واژه | ارزیابی تاریخی |
|---|---|
وا | در لغت فرس به معنی «با»؛ ریشه و صورت کهنتر آن در این کاربرد هنوز اثبات نشده است. |
با | واژهای کهن در فارسی؛ برای تعیین صورت دقیق تاریخی آن باید میان فارسی باستان، فارسی میانه و فارسی دری تفاوت گذاشت. |
سکبا | در این مدخل شاهدی برای کاربرد ترکیبی است؛ ریشهشناسی آن بدون شواهد مستقل قطعی نیست. |
سکوا | صورت دیگری که اسدی برای توضیح «وا» آورده؛ نباید بدون بررسی نسخهها آن را تصحیف یا صورت اصیل فرض کرد. |
ریچال | واژهای در شعر ابوشکور که معنای دقیق و ریشهشناسی آن نیازمند شواهد تکمیلی است. |
گلوبندگی | ضبط دشوار بیت؛ تا پیش از بررسی نسخه، بازسازی صورت باستانی آن قابل اعتماد نیست. |
۳. نگارش به خط پهلوی و دیگر خطوط پیشااسلامی
برای پاسخ به پرسش شما دربارهٔ انوشیروان، بزرگمهر، مؤید موبدان و کرتیر، باید میان دو کار فرق بگذاریم:
1. بازسازی واژهای که واقعاً در یک متن تاریخی به خط پهلوی ثبت شده است.
2. آوانویسی فرضی یک واژهٔ فارسی دری به خط پهلوی، صرفاً برای نمایش شکل احتمالی آن.
کار دوم ممکن است برای مقایسهٔ خطها سودمند باشد، اما نباید آن را سند تاریخی دانست.
نمونهٔ محتاطانه: «با» و «وا»
با
در فارسی میانه، واژهٔ abāg به معنی «با، همراه» شناخته شده است. در آوانویسی متداول متون پهلوی، صورت آن را به شکل ʾbʾk نیز بازمینمایند. این صورت تاریخی، از نظر معنایی با «با» قابل مقایسه است؛ ولی بهخودیخود ثابت نمیکند که «وا» در بیت ابوشکور از همین واژه مشتق شده باشد.
وا
برای «وا» با معنی «با» در این مدخل، فعلاً صورت مستند و مستقلی به خط پهلوی در دست نداریم. نوشتن آن به صورت فرضی با حروفی که ارزش آوایی w و ā دارند، صرفاً یک آوانویسی پیشنهادی خواهد بود، نه املای تاریخی اثباتشده.
۴. اگر انوشیروان یا کرتیر این بیت را مینوشتند، چه میشد؟
از نظر تاریخی، نمیتوان گفت آنان همین واژهها را به همین شکل مینوشتند؛ زیرا:
کرتیر به دورهٔ ساسانی تعلق دارد و کتیبههای او به زبان و خط متناسب با آن دوره نوشته شدهاند.
انوشیروان و بزرگمهر نیز به محیط فرهنگی و زبانی فارسی میانه تعلق دارند، نه فارسی دریِ ابوشکور.
ابوشکور شاعر فارسیگوی دورهٔ پس از اسلام است؛ بنابراین انتقال مستقیم واژگان و املای شعر او به خط پهلوی، کاری فرضی و بازسازیشده خواهد بود.
اگر هدف، بازسازی تاریخی باشد، باید نخست معادلهای فارسی میانهٔ واژهها را پیدا کرد؛ اگر هدف، صرفاً نمایش خط باشد، میتوان آوانویسی آزمایشی انجام داد، ولی لازم است آن را از صورت مستند تاریخی جدا نگه داشت.
۵. نتیجهٔ نهایی مدخل
1. اسدی طوسی «وا» را به معنی «با» معرفی میکند و «سکبا» و «سکوا» را شاهد میآورد.
2. بیت ابوشکور از نظر معنای کلی به دو دستهٔ دهگانه از چیزهایی اشاره دارد، اما ضبط و معنی دقیق «گلوبندگی مر یکی سزا» هنوز روشن نیست.
3. پیوند معنایی «وا» با فارسی میانهٔ abāg شایستهٔ بررسی است، اما بدون شواهد آوایی و تاریخی کافی نمیتوان آن را ریشهشناسی قطعی دانست.
4. برای واژههای «سکبا»، «سکوا»، «ریچال» و «گلوبندگی» فعلاً نباید صورت پهلوی یا فارسی باستانی ساختگی عرضه کرد.
پیشنهاد پژوهشی: برای پیشبرد این مدخل، مهمترین گام مقابلهٔ ضبط بیت ابوشکور با نسخهها و چاپهای معتبر و بررسی مستقل «سکبا» و «سکوا» است. این کار احتمالاً بیش از ساختن صورتهای فرضی پهلوی به روشنشدن معنای واقعی «وا» کمک میکند.
////////////
وا — شرح مدخل لغت فرس اسدی
مدخل: وا. با بود، چنانکه گویند سِکبا و سِکوا. ابوشکور گوید:
ز ده گونه ریچال و ده گونه وا گلوبندگی مر یکی سزا
۱. معنی وا و شرح بیت
در این مدخل، اسدی طوسی واژهٔ «وا» را به معنی «با» آورده است و برای روشن کردن کاربرد آن، واژههای «سِکبا» و «سِکوا» را مثال میزند.
در بیت ابوشکور بلخی، «وا» ظاهراً نام نوعی خوراک یا آمیزهای خوردنی است که در کنار «ریچال» آمده است؛ اما با توجه به همین ضبط کوتاه، تعیین دقیق ماهیت آن و نیز ضبط و معنای «ریچال» نیازمند بررسی نسخهها و شواهد فرهنگهای دیگر است.
مصراع دوم نیز ظاهراً از چیزی سخن میگوید که برای «گلوبندگی» مناسب یا سزاوار است؛ بااینحال، بدون بررسی ضبط دقیق واژهها، تفسیر قطعی بیت دشوار است.
۲. بررسی زبانشناختی و پیشینهٔ تاریخی
وا به معنی «با»: اگر ضبط و تفسیر اسدی درست باشد، با گونهای از حرف اضافه یا پیوند همراهی در فارسی کهن روبهرو هستیم. برای تعیین پیشینهٔ آن باید میان کاربرد مستقل «وا» و کاربرد آن در ترکیبها تمایز گذاشت.
سِکبا و سِکوا: این دو صورت برای شناخت معنای «وا» اهمیت دارند. باید روشن شود که «سِکوا» واقعاً به معنای «سِکبا» بوده یا اختلاف ضبط و تحول آوایی در میان است.
ریچال: تا زمانی که شواهد مستقل و ضبط نسخهای مطمئنی در دست نباشد، بهتر است معنای آن را قطعی ندانیم.
۳. نگارش به خطهای پیشااسلامی
برای بازسازی این واژهها به خط پهلوی یا خط میخی فارسی باستان، ابتدا باید صورت تاریخی و آوایی آنها مشخص شود. در حال حاضر، نسبت دادن یک املای معین به خط پهلوی به «وا» یا «سِکوا» بدون شاهد مستقیم، صرفاً فرضیه خواهد بود. همچنین خط میخی فارسی باستان برای ثبت زبان فارسی باستان به کار میرفت و نمیتوان صورت فارسیِ روزگار ابوشکور را بیواسطه با آن نوشت.
نتیجهٔ موقت
مهمترین نکتهٔ این مدخل، گزارش اسدی از کاربرد «وا» به معنی «با» است. برای تکمیل شرح، تعیین معنای «ریچال»، «گلوبندگی» و دو صورت «سِکبا / سِکوا» ضروری است. اگر متن مدخل «سکبا» را نیز از لغت فرس یا حاشیهٔ نسخهای دیگر در اختیار دارید، بررسی آن میتواند در روشن شدن معنای بیت بسیار مؤثر باشد.
شرح مدخل «وا» در لغت فرس اسدی
مدخل: وا؛ با بُوَد، چنانکه گویند سِکبا و سِکوا. ابوشکور گوید:
ز ده گونه ریچال و ده گونه وا گلوبندگی مر یکی سزا
این مدخل کوتاه، از نظر تاریخ واژگان فارسی اهمیت دارد؛ زیرا با یک واژهٔ کمکاربرد در فارسی کهن، نام خوراکیها و شیوهٔ ساخت واژههای مرکب سروکار داریم. بااینحال، باید سه مسئله را از یکدیگر جدا کنیم: معنای واژه در لغت فرس، معنای دقیق بیت ابوشکور، و امکان بازسازی صورتهای کهنتر این واژه در خطوط پیشااسلامی.
۱. معنی «وا» و شرح بیت
اسدی طوسی در لغت فرس، «وا» را به معنی «با» ضبط کرده و برای توضیح آن، ترکیبهای «سِکبا» و «سِکوا» را آورده است. بنابراین، بر اساس همین شاهد، «وا» را باید در درجهٔ نخست حرف اضافه یا جزء پیوندی به معنی «با» دانست؛ اما هنوز نمیتوان با اطمینان گفت که در تمام ترکیبهای یادشده دقیقاً چه رابطهٔ معنایی برقرار بوده است.
در بیت ابوشکور بلخی:
ز ده گونه ریچال و ده گونه وا گلوبندگی مر یکی سزا
معنی کلی مصراع نخست ظاهراً چنین است:
«از ده گونه ریچال و ده گونه وا ...»
یعنی سخن از دو دسته چیز یا خوراکی است که هرکدام ده گونه دارند. مصراع دوم، با ضبط موجود، دشوارتر است و بدون مقابله با نسخه یا چاپ معتبر شعر ابوشکور نمیتوان معنای قطعی آن را تعیین کرد.
ریچال: واژهای که در این شاهد به نوعی خوراک یا فرآوردهٔ غذایی اشاره میکند؛ تعیین دقیق مصداق آن نیازمند بررسی شواهد مستقل است.
گونه: نوع، صنف یا قسم.
وا: بنا بر توضیح اسدی، «با»؛ ولی در این بیت احتمال دارد در نامگذاری یک خوراک یا ترکیب غذایی نقشی خاص داشته باشد.
گلوبندگی: ضبطی که باید جداگانه بررسی شود؛ ممکن است در نسخهخوانی یا جدانویسی واژهها مسئلهای وجود داشته باشد. فعلاً نباید آن را بیدلیل به واژههای آشناتر تبدیل کرد.
مر یکی سزا: احتمالاً ساختی کهن با معنای «برای یکی سزاوار» یا «یکی را سزاوار» دارد؛ تعیین دقیق رابطهٔ نحوی آن به ضبط درست بیت وابسته است.
نتیجهٔ لغوی: معنی «وا = با» در گزارش اسدی روشن است؛ اما تفسیر کامل بیت، بهویژه «گلوبندگی مر یکی سزا»، هنوز قطعی نیست.
۲. آیا «وا» ریشهای پیشااسلامی دارد؟
در اینجا باید محتاط بود. قدیمی بودن یک واژه در شعر فارسی، بهتنهایی ثابت نمیکند که آن واژه در فارسی باستان یا پهلوی نیز وجود داشته است.
واژه | ارزیابی تاریخی |
|---|---|
وا | در لغت فرس به معنی «با»؛ ریشه و صورت کهنتر آن در این کاربرد هنوز اثبات نشده است. |
با | واژهای کهن در فارسی؛ برای تعیین صورت دقیق تاریخی آن باید میان فارسی باستان، فارسی میانه و فارسی دری تفاوت گذاشت. |
سکبا | در این مدخل شاهدی برای کاربرد ترکیبی است؛ ریشهشناسی آن بدون شواهد مستقل قطعی نیست. |
سکوا | صورت دیگری که اسدی برای توضیح «وا» آورده؛ نباید بدون بررسی نسخهها آن را تصحیف یا صورت اصیل فرض کرد. |
ریچال | واژهای در شعر ابوشکور که معنای دقیق و ریشهشناسی آن نیازمند شواهد تکمیلی است. |
گلوبندگی | ضبط دشوار بیت؛ تا پیش از بررسی نسخه، بازسازی صورت باستانی آن قابل اعتماد نیست. |
۳. نگارش به خط پهلوی و دیگر خطوط پیشااسلامی
برای پاسخ به پرسش شما دربارهٔ انوشیروان، بزرگمهر، مؤید موبدان و کرتیر، باید میان دو کار فرق بگذاریم:
1. بازسازی واژهای که واقعاً در یک متن تاریخی به خط پهلوی ثبت شده است.
2. آوانویسی فرضی یک واژهٔ فارسی دری به خط پهلوی، صرفاً برای نمایش شکل احتمالی آن.
کار دوم ممکن است برای مقایسهٔ خطها سودمند باشد، اما نباید آن را سند تاریخی دانست.
نمونهٔ محتاطانه: «با» و «وا»
با
در فارسی میانه، واژهٔ abāg به معنی «با، همراه» شناخته شده است. در آوانویسی متداول متون پهلوی، صورت آن را به شکل ʾbʾk نیز بازمینمایند. این صورت تاریخی، از نظر معنایی با «با» قابل مقایسه است؛ ولی بهخودیخود ثابت نمیکند که «وا» در بیت ابوشکور از همین واژه مشتق شده باشد.
وا
برای «وا» با معنی «با» در این مدخل، فعلاً صورت مستند و مستقلی به خط پهلوی در دست نداریم. نوشتن آن به صورت فرضی با حروفی که ارزش آوایی w و ā دارند، صرفاً یک آوانویسی پیشنهادی خواهد بود، نه املای تاریخی اثباتشده.
۴. اگر انوشیروان یا کرتیر این بیت را مینوشتند، چه میشد؟
از نظر تاریخی، نمیتوان گفت آنان همین واژهها را به همین شکل مینوشتند؛ زیرا:
کرتیر به دورهٔ ساسانی تعلق دارد و کتیبههای او به زبان و خط متناسب با آن دوره نوشته شدهاند.
انوشیروان و بزرگمهر نیز به محیط فرهنگی و زبانی فارسی میانه تعلق دارند، نه فارسی دریِ ابوشکور.
ابوشکور شاعر فارسیگوی دورهٔ پس از اسلام است؛ بنابراین انتقال مستقیم واژگان و املای شعر او به خط پهلوی، کاری فرضی و بازسازیشده خواهد بود.
اگر هدف، بازسازی تاریخی باشد، باید نخست معادلهای فارسی میانهٔ واژهها را پیدا کرد؛ اگر هدف، صرفاً نمایش خط باشد، میتوان آوانویسی آزمایشی انجام داد، ولی لازم است آن را از صورت مستند تاریخی جدا نگه داشت.
۵. نتیجهٔ نهایی مدخل
1. اسدی طوسی «وا» را به معنی «با» معرفی میکند و «سکبا» و «سکوا» را شاهد میآورد.
2. بیت ابوشکور از نظر معنای کلی به دو دستهٔ دهگانه از چیزهایی اشاره دارد، اما ضبط و معنی دقیق «گلوبندگی مر یکی سزا» هنوز روشن نیست.
3. پیوند معنایی «وا» با فارسی میانهٔ abāg شایستهٔ بررسی است، اما بدون شواهد آوایی و تاریخی کافی نمیتوان آن را ریشهشناسی قطعی دانست.
4. برای واژههای «سکبا»، «سکوا»، «ریچال» و «گلوبندگی» فعلاً نباید صورت پهلوی یا فارسی باستانی ساختگی عرضه کرد.
پیشنهاد پژوهشی: برای پیشبرد این مدخل، مهمترین گام مقابلهٔ ضبط بیت ابوشکور با نسخهها و چاپهای معتبر و بررسی مستقل «سکبا» و «سکوا» است. این کار احتمالاً بیش از ساختن صورتهای فرضی پهلوی به روشنشدن معنای واقعی «وا» کمک میکند.
///////////////
وا. (اِ) به معنی پا: چاروا، چاروای.
|| با، ابا؛ به معنی آش یا مرادف باج (معرّب). در تحفه به معنی با آمده که ابا نیز گویند و آن آش باشد، چون سکبا ـ سکوا، کبروا ـ کبربا، شوربا ـ شوروا، ماستبا ـ ماستوا، شیربا ـ شیروا، سپیدوا، برغستوا، پیهوا (ثربیه). (لغتنامهٔ اسدی):
ز ده گونه ریچال و ده گونه وا گلوبندکی هر یکی را سزا.
ابوشکور.
شیخ گفت: «ای اصحابنا! بخورید که امشب خواجه وایِ حسن میخورید!» (اسرارالتوحید، چ. محمدرضا شفیعی کدکنی، ص. ۱۹۷).
|| و در صحاح الفرس آمده: نوعی از طعام را گویند به انفراد، مانند ناروا و دوغوا و گندموا، و جمعش واها بود و عرب باجات گویند، چه واحدش باج بود. در مثال شورباج و اسفندباج و امثال آن:
گرت نزهت همی باید، بصحرای قناعت شو که آنجا باغ در باغ است و خوان در خوان و وا در وا.
سنائی.
