۱۴۰۵ مهر ۳۰, پنجشنبه

برتولد لوفر و چای (Cameilia theifera)در ساینو ایرانیکای وی!

 

17. فراهم آوری دانستنی های درست تر درباره تاریخ و چگونگی گسترش چای نوشی چینی (Cameilia theifera) در میان مسلمانان بس پسندیده است.  چنین می نماید که سلیمان، تاجر عرب که  پیرامون  سال 851 م می‌نوشت، نخستین  بیگانه ای باشد که شرحی درست درباره کارگیری برگ چای به عنوان نوشیدنی نزد چینیان داده و نام نا آشنای ساخ* sāx را برای آن به کار برده است. 4 شگفتا که نویسندگان عربی که نامشان را بر می شمارم و در امور مربوط به چین چیز نوشته‌اند در این جا یکسره خاموشند.  در مجموعه بسیار خوب نوشته های عربی مربوط به خاور، که فراند با قابلیت تمام گردآوری و تفسیر کرده است، حتی نام چای هم نیامده است. در دارونامه پارسی ابومنصور و در کتاب بزرگ ابن‌بیطار نیز نامی از چای در میان نیست.از سوی دیگر، نویسندگان  چینی در سده‌های میانه مثل چو کو ـ فی (Čou K‛ü-fei) و چائو ژو ـ کوا اشاره‌ای به چای به عنوان یکی از کالاهای  صادراتی چین نکرده‌اند. در وضعیت امروزی  می‌توان به این نتیجه رسید که عادت نوشیدن چای بیش از سده سیزدهم به باختر آسیا نرسید و بسا که مغولان آن را گسترانده باشند.  در زبانهای مغولی، ترکی، پارسی، هندی، پرتغالی، یونانی نو و روسی واژه čai ]چای[ را می‌یابیم که همگی بر پایه č‛a در زبانِ شمالِ چین است. [1] راموسیو (Ramusio) در دیباچه  ویراست خویش از کتاب مارکو پولو که پس از مرگش در سال 1545 منتشر شد، گفته است از بازرگانی ایرانی حاجی محمد نام، ساخت نوشیدنی از چای را شنیده است. 2 ماندلسلو3 می گوید تا سال 1662 نیز ایرانیان به جای چای، The' ، همچـــنان قهوه Kahwa، می‌خوردند. در سده پانزدهم، آ ـ لو ـ تین (A-lo-tin)، فرستاده‌ای از تی‌ین ـ فان (T‛ien-fan) (عربستان) هنگام پیش داشت پیشکشهای خود به فغفوری از دودمان مینگ خواستار برگ چای شد. 4

خبرنامه باغهای کیو (Kew Gardens) از سال 1896 (ص 157) دارای اطلاعات جالب زیر درباره "چای سفید ایران" است:

"در گزارش کنســــــــــــــــــــــــــــــولگری در بــــــــــــــــــــــــاره بازرگانی اصفهان و یزد (Foreign Office, Annual Series 1896, No 1662) نکات زیر درباره بازرگانی چای در ایران آمده: ’چای سیاه یا چای کلکته همچنان به یک اندازه برای نوشیدن مردم به ایران وارد می‌شود؛ سال گذشته بالغ بر دو میلیون پوند ]پیرامون هزار تن[ بوده است. چای سفید را که از چین، یا به سخن درست تر از تونگ کینگ وارد می‌شود، تنها در یزد می خوردند و از همین رو کم عرضه است. ‘  جناب آقای جان پریس، کنسول علیا‌حضرت ملکه در اصفهان، مقدار کمی از ’چای سفید‘ بالا را به موزه گیاهشناسی اقتصادی پیشکش کردند؛ بسیار مانند آن که در خبرنامه باغهای کــیو زیر نام چای پو ـ اره (p‛u-erh) آمده (Kew Bulletin, 1889, pp. 118 and 139).   گویــند بهترینش را برای دربار چین نگاه می‌دارند.  نمونه یزدی جوانه‌های بسیار جوان برگ پوشیده از کرکهای نازکی داشت که سبب می‌شد رخششی سیم‌گون پیدا کند. در نتیجه تکانهای سفر کرکها ریخته و گلوله‌های کوچک زرد رنگ به قطری نزدیک به یک سانتی‌متر شده بودند.  گرچه فراوانی  کرکهای این نمونه بسیار بیشتر از حدِ معـــــــمول است، روشن است که این بـــــــــرگها از گیاه چای آســــــام (Camelia theifera, Griff. ) که در بخشهایی از آسام و برمه خودروست ، ولی اینک در برمه، تونگ‌کینگ و نقاط دیگر کشت گسترده دارد بـــــه دست می‌آیـــــــد.  چای لائو (Lao) (Kew Bulletin, 1892, p. 219) و چـــــــــــــــــــای لپــــــت (Leppett) (Kew Bulletin, 1896, p. 10) از همین گونه به دست ‌آید. نوشیدنی که در ایران از چای سفید سازند برنگ کاهیِ روشن، با مزه دلنشین چای خوب چینی است.  گرچه این چای در بازار انگلستان ناشناخته نیست چندان ارزشی ندارد.




1 . تبتی‌ها در تاریخچه چای جایگاهی ویژه  دارند. آنان هنوز هم واژه چینی چای را به صورت باستانی آن، (dža) ja ، در زبان خود حفظ کرده‌اند و چنان که از T‛oung Pao (1916, p. 505) دریافته‌ام، از دوره تانگ چای را از چین وارد و مصرف می‌کرده‌اند. در واقع، چای یکی از عوامل اقتصادی اصلی بوده و برجسته‌ترین نقش را در روابط سیاسی چین و تبت ایفا می‌کرده است.

2. Yule, Cathay, new ed., Vol. I, p. 292; or Hobson-jobson, p. 906.

3. A. de Mandelslo, Travels, p. 15.

4. Bretschneider, Mediæval Researches, Vol. II, p. 300.