علالا بانگ و تشنیع بود، نجیبی گوید: این مسخره با زن بسگالید و برفتند تا جایگه قاضی با بانگ و علالا.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح مدخل «علالا» در لغت فرس اسدی
مدخل: علالا — بانگ و تشنیع بود. نجیبی گوید:
این مسخره با زن بسگالید و برفتند تا جایگه قاضی با بانگ و علالا.
۱. معنی واژه و شرح بیت
علالا در این مدخل به معنی «بانگ و تشنیع» آمده است؛ یعنی فریاد و غوغا، و نیز سرزنش و رسواکردن کسی با بانگ و فریاد.
در بیت نجیبی، سخن از شخصی است که با زنی به ستیزه یا گفتوگو برخاسته است و آن دو، یا کسانی که در ماجرا دخیل بودهاند، با سروصدا به سوی جایگاه قاضی رفتهاند.
مسخره: در اینجا احتمالاً به معنی شخصی است که مایهٔ تمسخر یا استهزا شده، یا کسی که دیگری را به ریشخند میگیرد. تعیین دقیق معنی به بررسی نسخه و سیاق نیاز دارد.
بسگالید: از «سگالیدن»، به معنی اندیشیدن، گفتوگو کردن، بحث و مجادله کردن؛ در اینجا احتمالاً با زن به گفتوگو یا نزاع پرداخت.
جایگه قاضی: محل داوری و رسیدگی به دعوا.
بانگ و علالا: فریاد و غوغا، همراه با هیاهو و تشنیع.
بنابراین، معنی روان بیت چنین است:
«این شخصِ مسخره با زن به مجادله پرداخت و رفتند تا به جایگاه قاضی برسند، در حالی که بانگ و فریاد و غوغا برپا بود.»
البته، از خود بیت بهتنهایی نمیتوان با قطعیت دریافت که چه کسی زن را همراهی میکرده یا چه کسی موضوع شکایت بوده است.
۲. بررسی ریشه و پیشینهٔ «علالا»
برای تعیین پیشینهٔ این واژه باید میان سه موضوع فرق گذاشت:
1. معنی ثبتشده در لغت فرس: بانگ و تشنیع.
2. صورت تاریخی واژه: «علالا» با همین ضبط، بهتنهایی برای تعیین ریشهٔ ایرانی یا غیرایرانی کافی نیست. تکرار آواهای «عَ» و «لا» ممکن است در واژههای بازنمایندهٔ صدا و فریاد دیده شود، اما این شباهت بهخودیخود اثبات ریشهشناختی نیست.
3. قدمت پیشااسلامی: چون این واژه در فرهنگ فارسی پس از اسلام ثبت شده است، نمیتوان صرفاً از حضور آن در لغت فرس نتیجه گرفت که در فارسی باستان یا پهلوی نیز به همین صورت وجود داشته است.
از نظر خط و زبان نیز باید توجه داشت که حرف «ع» در خط فارسی ـ عربی، دلیل عربیبودن ریشه نیست؛ همانطور که وجود آن در آغاز یک واژه، دلیل ایرانیبودن آن هم نیست. برای داوری قطعی، یافتن صورتهای همریشه در متون پهلوی، اوستایی یا فارسی میانه ضروری است.
۳. واژگان بیت و امکان نگارش در خط پهلوی
در جدول زیر، واژگان مهم بیت را از نظر پیشینه و امکان بازسازی در خطهای پیشااسلامی بررسی میکنیم.
واژه | معنی در بیت | وضعیت تاریخی |
|---|---|---|
مسخره | شخص مورد تمسخر یا استهزا | واژهای با پیوند روشن به عربی «سُخره»؛ صورت دقیق و کاربرد فارسی آن در این بیت متأخر است. |
زن | زن | واژهای که پیشینهٔ ایرانی کهن دارد؛ صورتهای تاریخی آن باید جداگانه بررسی شوند. |
بسگالید | به مجادله پرداخت | از خانوادهٔ «سگالیدن»؛ برای تعیین صورت دقیق در فارسی میانه به شاهد تاریخی نیاز است. |
برفتند | رفتند | فعل فارسی با ساختی شناختهشده در فارسی؛ نباید صورت نوشتاری متأخر آن را بیواسطه به فارسی باستان نسبت داد. |
جایگه | جایگاه | ترکیبی ایرانی از خانوادهٔ «جای» و پسوند «ـگاه»؛ صورت دقیق هر دوره متفاوت است. |
قاضی | داور شرعی | واژهای عربی و مربوط به دورهٔ اسلامی؛ در متنی از عصر ساسانی به این صورت انتظار نمیرود. |
بانگ | فریاد، آواز بلند | واژهای ایرانی با پیشینهٔ کهن؛ تعیین صورت دقیق آن در فارسی میانه نیازمند بررسی تطبیقی است. |
علالا | غوغا و تشنیع | ریشه و سابقهٔ پیشااسلامی آن با شواهد موجود در این مدخل ثابت نمیشود. |
۴. اگر نوشیروان، بزرگمهر یا کرتیر این عبارت را مینوشتند، چه میکردند؟
این پرسش ارزشمند است، اما پاسخ آن باید با تمایز میان بازنویسی فرضی و بازسازی مستند تاریخی همراه باشد.
نوشیروان و بزرگمهر
اگر منظور بازنویسی در زبان اداری و ادبی عصر ساسانی باشد، باید نخست واژههای فارسی متأخر را به معادلهای فارسی میانه تبدیل کرد. واژههایی مانند «قاضی» و «مسخره» را نمیتوان بدون شاهد، با همان صورت اسلامی وارد چنین بازسازیای کرد.
کرتیر
کتیبههای کرتیر به سنت نوشتاری پهلوی کتیبهای تعلق دارند. اگر هدف بازسازی عبارت در سبک کتیبههای او باشد، باید علاوه بر خط، زبان و سبک نوشتار نیز تغییر کند؛ نثر روایی و منظوم فارسی پس از اسلام را نمیتوان صرفاً با تبدیل حروف به پهلوی بازسازی کرد.
تفاوت سه خط مهم
فارسی باستان: عمدتاً با خط میخی فارسی باستان نوشته میشد، نه خط پهلوی.
پهلوی کتیبهای: برای کتیبههای شاهان و بزرگان ساسانی، از جمله کتیبههای کرتیر، اهمیت دارد.
پهلوی کتابی: برای بسیاری از متون دینی و ادبی فارسی میانه به کار میرفت و از نظر شکل حروف و شیوهٔ نگارش با پهلوی کتیبهای تفاوت داشت.
در نتیجه، اگر مقصود شما این است که عبارت فارسیِ موجود را با حروف پهلوی بنویسیم، میتوان یک آوانویسی یا بازنویسی قراردادی تهیه کرد؛ اما چنین نوشتهای لزوماً نشان نمیدهد که نویسندگان عصر ساسانی واقعاً آن واژهها را به همین شکل به کار میبردند.
۵. نتیجهٔ نهایی مدخل
1. معنی «علالا»: بانگ، فریاد، غوغا و تشنیع؛ یعنی سروصدایی که با نزاع، سرزنش یا رسواکردن کسی همراه است.
2. معنی بیت: شخصی با زنی به مجادله پرداخت و ماجرا با فریاد و هیاهو به محل رسیدگی قاضی کشیده شد.
3. از نظر ریشهشناسی: «زن»، «بانگ» و «جای» دارای پیشینهٔ ایرانیاند؛ اما صورت دقیق تاریخی آنها باید با شواهد زبانهای ایرانی کهن سنجیده شود. «قاضی» واژهای عربی است و «علالا» نیز بدون شاهد مستقل، قابل انتساب قطعی به فارسی باستان یا پهلوی نیست.
4. از نظر نگارش پهلوی: تبدیل مستقیم «علالا» به چند حرف پهلوی، بدون تعیین تلفظ تاریخی و یافتن همریشهٔ معتبر، بازسازی علمی محسوب نمیشود. در این مرحله بهتر است صورت پهلوی این واژه را نامعلوم بدانیم، نه اینکه املایی حدسی را به نوشیروان، بزرگمهر یا کرتیر نسبت دهیم.
پیشنهاد برای ادامهٔ بررسی: در این مدخل، مهمترین پرسش ریشهشناختی آن است که آیا «علالا» صورتی آوایی و تکرارشونده برای فریاد و غوغاست یا واژهای با ریشهٔ تاریخی مشخص. تا هنگامی که شاهد مستقلی از متون کهن پیدا نشده باشد، معنی ثبتشده در لغت فرس از هر ریشهشناسی حدسی استوارتر است.
//////////////////
علَالا — شرح مدخل لغت فرس
مدخل: علَالا؛ بانگ و تشنیع بود. نجیبی گوید:
این مسخره با زن بسگالید و برفتند تا جایگه قاضی با بانگ و علالا.
۱. معنی واژه و شرح بیت
عَلالا در این مدخل به معنی «بانگ و تشنیع» آمده است؛ یعنی فریاد و غوغا، بانگ بلند و سرزنش و نکوهش آشکار.
در بیت نجیبی، مردی مسخره با زنی به گفتوگو یا ستیزه میپردازد و سپس آن دو، با بانگ و غوغا، به سوی جایگاه قاضی میروند. با توجه به معنی ثبتشده در لغت فرس، «بانگ و علالا» بر هیاهو و فریاد همراه با شکایت و تشنیع دلالت میکند. البته جزئیات ماجرا را نمیتوان تنها از همین بیت با اطمینان تعیین کرد.
۲. بررسی ریشهشناختی و پیشینهٔ پیشااسلامی
«علالا» از نظر صورت ظاهری، واژهای است که ممکن است ساختی آوایی و تکرارشونده داشته باشد؛ اما برای تعیین ریشهٔ آن باید میان دو احتمال فرق گذاشت:
واژهای ایرانی: ممکن است با واژگان کهنِ مربوط به بانگ، فریاد و غوغا ارتباط داشته باشد، ولی بدون شاهد تطبیقی نمیتوان آن را به فارسی باستان یا پهلوی نسبت داد.
واژهای عربی یا متأثر از عربی: نزدیکی ظاهری آن به واژگان عربیِ دارای ریشهٔ «علل» بهتنهایی دلیل اشتقاق نیست؛ معنای «بانگ و تشنیع» نیز برای اثبات ریشهٔ عربی کفایت نمیکند.
بنابراین، در وضع کنونی، خاستگاه تاریخی «علالا» نامعلوم است و انتساب آن به یکی از زبانهای پیشااسلامی نیازمند شاهد مستقل است.
۳. نگارش به خطهای پیشااسلامی
برای این مدخل، صورت مستند و قابل اتکایی از «علالا» در کتیبههای فارسی باستان، متون اوستایی یا نوشتههای پهلوی در دست نداریم. ازاینرو، نوشتن صورتهایی به خط میخی یا پهلوی صرفاً بازسازی فرضی خواهد بود، نه ثبت تاریخی واژه.
اگر روزی صورت پهلوی یا ایرانی میانهٔ مرتبطی یافت شود، میتوان بر پایهٔ آن دربارهٔ تلفظ و نگارش کهن داوری کرد؛ اما فعلاً پیشنهاد یک املای مشخص، بدون شاهد، موجه نیست.
نتیجهٔ نهایی
در لغت فرس اسدی، علالا به معنی بانگ، غوغا و تشنیع است. بیت نجیبی نیز ظاهراً صحنهٔ رفتن دو تن به نزد قاضی را همراه با فریاد و هیاهو تصویر میکند. بااینحال، ریشهٔ واژه و تعلق آن به لایههای ایرانی یا انیرانیِ پیشااسلامی هنوز اثبات نشده است؛ بنابراین باید آن را در شمار واژههای دارای ریشهشناسیِ نامعلوم نگه داشت، نه اینکه صورت پهلوی یا فارسی باستانیِ اثباتنشدهای برای آن ساخت.
//////////
علالا. [عَ] (اِ. صوت.) بانگ و شور و غوغا. (برهان) (ناظم الاطباء). علالوش. هیابانگ:
بجه از جو، سوی ما آ، که تماشاست در این سو ستر الله علینا، چه علالاست در این کو.
مولوی.
- علالای سگ؛ پارس کردن او. بانگ او:
زین همه بانگ و علالای سگان هیچ واماند ز راهی کاروان؟
مولوی.
|| تشنیع. || کنایه و حرف پهلودار. (برهان) (ناظم الاطباء).
