جناب وحدتی با درود و سپاس بر شما برای درج این مفاهیم و تحولاتی که بر هر واژه وارد شده و میشود. جسارتا به عنوان شوخی داستانی حضورتان بیان میدارم
روزی طلبه ای در بازاری نزدیک مدرسه ناله میکرد که آخ بطنم ، وای بطنم
مردم عربی ندان در آن ناحیه نمیدانستند کجای بدن او درد میکند
طلبه ای دیگر سر رسید و مردم ناله دوستش را شرح دادند
طلبه دوم رفت و از طلبه دردمند پرسشی کرد و برگشت به مردم گفت چیزی نیست احشای ما فی البطن او درد میکند
مردم هم گفتند ما معنای بطن نمیدانستیم ، چه رسد به احشای ما فی الدین
خلاصه آنکه شرح کشاف مطالب فوق که سرکار عالی بیان فرمودید بدست آمده از سالها مطالعات واژه شناسی و سیر تاریخی و جغرافیایی و تطور بیان هر واژه است که سر کار عالی فرصت و زمان را برای این مفاهیم بدست آورده اید. بسلامت و پیروز باشید ارادتمند فرزام فر.
سلام و سپاس و تجدید
مراتب ارادت. اکثر قریب به اتفاق این
اطلاعات مصنوع و محصول هوش مصنوعی است که در جریان کار پژوهشی خود بدان برخورد می
کنم و به هیچ روی نشان علم و فضل این ناتوان نیست. سهم بنده فقط کنجکاوی و میل به دانستن و آموزش
است. تحقیقات من روی واژه های لغت فرس
اسدی موید همان داستان شما در جهت عکس است.
بله در دوران رودکی و اسدی و فردوسی مردم همان پرسش ها را داشتند که
فرمودید. امروز در نتیجه هزار سال سیر
قهقرائی زبان فارسی و هبوط به دامان زبان دین، عربی، همین را مردم در مورد
گواژه/گوازه به معنی تسخر و تقلید مضحک دیگران بعنوان معادلی دست کم هزار ساله
برای کاریکاتور می کنند. تا فرهنگ اسدی و
لغت نامه دهخدا در دسترس مردم قرار نگرفته بود مردم گذرنامه و پروانه هزار ساله
خود را تذکره و جواز و بعد تر به تقلید مستفرنگان پاسپورت و ویزا می شناختند و می
گفتند. داستان اسامی ریز و درشت برای
انواع ساندویچ بجای نواله/ لقمه /
زماورد/. زلة/ بزماورد. میسر. تکه و توشه،
و کالبس و سوسیس و فرانکفورتر و بولونی و
مارتادلا بجای لَکانه، نَکانَک، نَکانه، نَقانِق، عَصیب، زونَج، زویج، لَکامه،
چرغنده، مالکانه، سختوبا و جهودانه، از همه خنده دار تر است. حالا کارمان بجائی رسیده که مثل دورانی که شما
فرمودید باید معانی واژه های خود را از اغیار بپرسیم. این است که این کمترین تا هستم آرام نمی
گیرم. شاد باشید.
