دِلهُرا پادشاه هندوستان بود، عنصری گوید: چو رای و کوره و داود نامور چیپال (؟) چو دلهرا بخر و دو صد هزاران گیر (؟).
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح مدخل «دِلهُرا» در لغت فرس اسدی
مدخل: دِلهُرا؛ پادشاه هندوستان بود. عنصری گوید:
چو رای و کوره و داود نامور چیپال (؟) چو دلهرا بخر و دو صد هزاران گیر (؟)
در این مدخل باید سه موضوع را از یکدیگر جدا کنیم: نخست، هویت پادشاهی که «دلهرا» نامیده شده است؛ دوم، معنی بیت عنصری و ضبط درست آن؛ و سوم، پیشینهٔ زبانی نامها و امکان بازنویسی آنها با خطهای ایران پیش از اسلام.
نکتهٔ روششناختی مهم این است که خط پهلوی را میتوان برای بازنمایی تقریبی واژههای فارسی و نامهای خارجی به کار برد، اما نباید صورت پیشنهادی را با املای تاریخیِ مستند اشتباه گرفت. افزون بر این، خط فارسی باستان و خط پهلوی دو نظام نوشتاری متفاوتاند و هرکدام به دوره و زبان خاص خود تعلق دارند.
۱. معنی بیت و نامهای آن
در متن فعلی، مصراعها ظاهراً با نام چند پادشاه یا فرمانروای نامدار پیوند دارند. بااینحال، به سبب وجود دو علامت تردید در ضبط بیت، هنوز نمیتوان ترجمهای قطعی از تمام عبارت عرضه کرد.
رای: احتمالاً عنوان یا نام فرمانروایی هندی است. در تاریخ هند، عنوان Rāya یا Rāi برای برخی فرمانروایان به کار رفته است؛ ولی برای تعیین مصداق در این بیت، شاهد بیشتری لازم است.
کوره: ضبط و هویت این نام روشن نیست. ممکن است نام شخص، عنوان فرمانروایی یا صورتی دگرگونشده در نسخه باشد.
داود نامور: ظاهراً نام شخصی مشهور است، اما بدون مقابلهٔ نسخهها نمیتوان تعیین کرد کدام داود منظور است.
چیپال: این صورت ممکن است به نام یا عنوانی هندی مربوط باشد؛ احتمال ارتباط آن با صورتهای تاریخی نامهای فرمانروایان هند باید جداگانه بررسی شود.
دلهرا: در لغت فرس بهعنوان نام پادشاهی در هند ثبت شده است. این گزارش برای شناخت سنت لغوی اهمیت دارد، ولی بهتنهایی هویت تاریخی صاحب نام را ثابت نمیکند.
در مصراع دوم، «بخر و دو صد هزاران گیر» نیز نیازمند بررسی نسخهای است. ممکن است «بخر» فعل امر باشد، اما تا وقتی سیاق کامل قصیده و ضبط معتبر بیت در دست نباشد، تعیین رابطهٔ نحوی و معنای دقیق آن اطمینانبخش نیست.
۲. ضبط معتبرتر بیت عنصری
در جستوجوی متن شعر، به ضبطی در گنجور برخوردم که دو موضع مشکوک را روشنتر میکند:
چو رای کوره و داود و نامور چیپال چو دلهرا بخرو و دو صد هزار دگر
منبع: گنجور، عنصری، قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید، شمارهٔ ۶۷.
این ضبط با متن ارسالی شما تفاوت دارد: «و» پس از داود آمده است و مصراع دوم «بخرو و دو صد هزار دگر» ثبت شده، نه «بخر و دو صد هزاران گیر».
این تفاوت برای تفسیر بسیار مهم است. در ضبط گنجور، «دو صد هزار دگر» ظاهراً به معنی «دویست هزار تن دیگر» است و احتمال دارد شاعر با ذکر چند نام مشهور، شمار فراوان فرمانروایان یا اشخاص نامدار را به رخ بکشد. اما واژهٔ «بخرو» هنوز محتاج بررسی نسخهای است و نباید بدون شاهد آن را به واژهای آشنا تبدیل کرد.
ازاینرو، فعلاً ترجمهٔ محتاطانهٔ بیت چنین است:
«رای، کوره، داود و چیپال نامدار؛ دلهرا و دویست هزار تن دیگر...»
این ترجمه فقط معنای ظاهری نامها و بخش روشنتر مصراع دوم را منعکس میکند؛ رابطهٔ نحوی دو مصراع و معنای دقیق «بخرو» هنوز معلوم نیست.
۳. پیشینهٔ تاریخی نامها
رای
عنوان Rāya / Rāi در سنتهای تاریخی هند برای فرمانروایان به کار رفته است. این عنوان را باید از نام خاص شخص جدا کرد. برای انتساب آن به پادشاهی معین در بیت عنصری، هنوز شاهد مستقیمی نداریم.
کوره
با ضبط فعلی، شناسایی قطعی ممکن نیست. احتمال تصحیف کاتب یا انتقال نادرست نامی غیرایرانی را باید در نظر گرفت؛ اما پیشنهاد یک نام تاریخی مشخص بدون مقابلهٔ نسخهها شتابزده خواهد بود.
داود
نامی سامی و شناختهشده در سنتهای یهودی، مسیحی و اسلامی است. بااینحال، در این بیت معلوم نیست منظور کدام شخص است و نمیتوان صرفاً از روی نام، هویت تاریخی او را تعیین کرد.
چیپال
این ضبط ممکن است صورت فارسیشدهٔ نامی هندی باشد. برای تعیین اصل هندی آن، باید صورتهای مشابه را در منابع تاریخی هند و نسخههای لغت فرس بررسی کرد.
دربارهٔ دلهرا: در حال حاضر، مدرک قابل اتکایی در دست ندارم که این نام را به یک پادشاه معین هند پیوند دهد. بنابراین، بهتر است در تصحیح مدخل بنویسیم «نام پادشاهی در هند، به روایت لغت فرس» و شناسایی تاریخی را باز بگذاریم. گزارش لغتنامه را نباید بدون شاهد مستقل به تاریخ قطعی تبدیل کرد.
۴. آیا این نامها پیشااسلامیاند؟
در اینجا لازم است میان سه مفهوم فرق بگذاریم:
1. واژهٔ ایرانی پیشااسلامی: واژهای که در فارسی باستان، اوستایی، پارتی، فارسی میانه یا زبان ایرانی دیگری پیش از اسلام شاهد داشته باشد.
2. نام غیرایرانیِ پیشااسلامی: نامی هندی، یونانی، سامی یا متعلق به زبان دیگر که پیش از اسلام وجود داشته است.
3. نامی که شاعر مسلمان از روزگار گذشته نقل میکند: قدمت شخصیت یا روایت لزوماً ثابت نمیکند که صورت فارسی نام نیز در همان روزگار وجود داشته است.
بر پایهٔ اطلاعات فعلی، نمیتوان «رای»، «کوره»، «چیپال» و «دلهرا» را همگی واژههای ایرانی پیشااسلامی دانست. ممکن است برخی از آنها بازمانده یا دگرگونشدهٔ نامهای هندی باشند. «داود» نیز ریشهٔ سامی دارد، هرچند در دورههای مختلف در جوامع ایرانی رواج یافته است.
۵. بازنویسی با خط فارسی باستان و پهلوی
این بخش را باید با احتیاط بیشتری انجام داد؛ زیرا از نامهای مورد بحث، صورت مستند فارسی باستان یا املای پهلوی شناختهشدهای در اختیار نداریم.
الف) خط فارسی باستان
خط فارسی باستان، خط میخیِ کتیبههای هخامنشی است. این خط برای نوشتن زبان فارسی باستان به کار میرفت و نمیتوان نامهای فارسیشدهٔ قرن پنجم هجری را بدون تعیین صورت تاریخی و آواییشان بهعنوان املای اصلی هخامنشی عرضه کرد.
نتیجه: برای «دلهرا» و دیگر نامهای این بیت، املای مستند فارسی باستان فعلاً قابل ارائه نیست.
ب) خط پهلوی کتابی یا کتیبهای
پهلوی کتابی و پهلوی کتیبهای نیز دو گونهٔ نوشتاری متفاوتاند. در خط پهلوی، ابهام در نمایش واکهها و استفاده از هزوارشها و املای قراردادی میتواند بازسازی یک نام خارجی را دشوار کند.
نتیجه: هر صورت پهلوی برای این نامها، بدون شاهد نسخهای یا کتیبهای، صرفاً بازسازی فرضی خواهد بود.
اگر بخواهیم فقط صورت آوایی نامها را برای پژوهش بعدی تثبیت کنیم، فعلاً میتوانیم چنین یادداشت کنیم:
صورت در بیت | صورت لاتینِ تقریبی | وضعیت |
|---|---|---|
رای | Rāy / Rāi | عنوان یا نام؛ نیازمند تعیین مصداق |
کوره | Kūre / Kūre(h) | ضبط نامطمئن |
داود | Dāvūd / Dāwūd | نام سامی در صورت فارسی |
چیپال | Čīpāl / Chipāl | اصل هندی احتمالی |
دلهرا | Dilhara / Delharā | هویت و ریشه نامعلوم |
این جدول آوانویسی پژوهشی است، نه املای فارسی باستان یا پهلوی. بهویژه، صورت «دلهرا» را نباید بیدلیل با واژهٔ امروزی «دلآرا» یکی گرفت؛ شباهت ظاهری بهتنهایی دلیل همریشگی نیست.
۶. نوشیروان، بزرگمهر، مؤید موبدان و کرتیر چگونه مینوشتند؟
اگر پرسش شما این است که این اشخاص در صورت مواجهه با چنین نامهایی چه میکردند، باید میان زمان تاریخی آنان و زمان سرایش عنصری فرق گذاشت.
نوشیروان و بزرگمهر: متعلق به سنت تاریخی ساسانیاند. اگر نامی هندی را در متنی فارسی میانه ثبت میکردند، صورت نوشتاری آن تابع تلفظی بود که میشنیدند و قراردادهای خط پهلوی.
کرتیر: کاهن بلندپایهٔ ساسانی است که کتیبههایش به زبان و خط پهلوی کتیبهای نوشته شدهاند. از کتیبههای او نمیتوان املای نامهای این بیت را استخراج کرد.
مؤید موبدان: اگر مقصود شخصی با این عنوان در روایتی خاص است، برای تعیین شیوهٔ نگارش او باید نخست هویت و دورهاش روشن شود.
عنصری: شاعر دورهٔ غزنوی و پس از اسلام است. صورتهای نامها در شعر او به سنت فارسی دری تعلق دارند، نه لزوماً به املای دورهٔ ساسانی.
پس بازنویسی نامها با خط پهلوی میتواند تمرینی برای شناخت محدودیتهای آن خط باشد، اما نباید آن را به نوشیروان یا بزرگمهر نسبت داد.
نتیجهٔ نهایی مدخل
1. ضبطی که در گنجور ثبت شده، چنین است: «چو رای کوره و داود و نامور چیپال / چو دلهرا بخرو و دو صد هزار دگر». این ضبط با متن ارسالی شما تفاوت دارد و برای تصحیح نهایی باید با چاپ معتبر و نسخههای لغت فرس مقابله شود.
2. «دلهرا» در لغت فرس نام پادشاهی هندی معرفی شده، ولی هویت تاریخی او هنوز احراز نشده است.
3. «رای» میتواند عنوانی هندی باشد؛ «داود» ریشهٔ سامی دارد؛ و ریشهٔ «کوره»، «چیپال» و «دلهرا» همچنان نیازمند بررسی است.
4. برای این نامها، املای مستند فارسی باستان یا پهلوی در اختیار نداریم؛ بنابراین ارائهٔ صورت قطعی با خطهای پیشااسلامی درست نیست.
5. مهمترین گام بعدی، بررسی ضبط «بخرو» و نامهای «کوره» و «چیپال» در نسخههای مختلف لغت فرس و منابع تاریخی هند است. این کار احتمالاً بیش از هر کوشش برای ساختن املای فرضی پهلوی به روشنشدن مدخل کمک خواهد کرد.
بله، میتوانم این بررسی را ادامه دهم؛ بهویژه مقابلهٔ ضبط بیت عنصری، جستوجوی اصل هندی نامهای «کوره»، «چیپال» و «دلهرا»، و بررسی اینکه آیا در منابع تاریخی هند یا فرهنگهای کهن صورتهای مشابهی ثبت شده است.
نکتهٔ اصلی این است که باید از خود بیت و نسخههای لغت فرس آغاز کنیم، نه از حدس دربارهٔ املای پهلوی؛ زیرا اگر نامی را اشتباه خوانده باشیم، بازسازی ریشه و خط آن نیز به بیراهه میرود.
۷. نتیجهٔ مهم جستوجو: احتمال ارتباط «دلهرا» با «بلهرا»
در ادامهٔ بررسی، به شاهدی رسیدم که میتواند مسیر پژوهش را بهطور جدی تغییر دهد.
در لغتنامهٔ دهخدا، مدخل «بلوهرا» چنین معرفی شده است:
«بلوهرا. بزرگترین سلاطین هند. (مفاتیح). بلهرا. بلهرای. رجوع به بلهرای شود.»
منبع: لغتنامهٔ دهخدا، مدخل بلوهرا.
در منابع تاریخی عربی نیز عنوان Balhara / بلهرا برای فرمانروای بزرگی در هند به کار رفته است. این عنوان را پژوهشگران با لقب Vallabha و فرمانروایان دودمان راشتراکوتا در جنوب هند مرتبط دانستهاند. برای آشنایی با این موضوع، بنگرید به Balhara (title).
از سوی دیگر، در همان مدخل دهخدا دربارهٔ «چیپال» آمده است که این نام صورت فارسیشدهٔ جیپال (Jaipal) است و به یکی از فرمانروایان هند مربوط میشود. لغتنامهٔ دهخدا، مدخل چیپال.
همچنین دهخدا بیتی از غضایری را نقل میکند که در آن دو نام «دلهرا» و «چیپال» در کنار هم آمدهاند:
خراج قیصر رومست و سرگزیت خلم بهای بندگی دلهرا ابا چیپال
این شاهد، احتمال ارتباط «دلهرا» با «بلهرا» را تقویت میکند، ولی هنوز ثابت نمیکند که این دو صورت در اصل دقیقاً یک نام بودهاند.
فرضیهٔ کاری من اکنون این است: «دلهرا» ممکن است صورت دگرگونشده یا ضبطی دیگر از «بلهرا» باشد؛ عنوانی که در منابع اسلامی برای فرمانروای بزرگ هند به کار میرفت. برای اثبات این فرضیه، باید ضبطهای نسخهای «دلهرا»، «بلهرا»، «بلهرای» و «بلوهرا» با یکدیگر مقابله شوند.
این یافته از ساختن املای فرضی پهلوی مهمتر است؛ زیرا شاید بتوانیم ابتدا هویت تاریخی نام را روشن کنیم و سپس، در صورت وجود دلیل زبانشناختی، دربارهٔ صورت هندی یا ایرانی آن بحث کنیم.
ادامه
ادامهٔ بررسی مدخل «دِلهُرا» در لغت فرس
نکتهٔ اصلی که باید در ادامه روشن کنیم، این است که آیا «دِلهُرا» صورت دیگری از «بَلهَرا / بَلهَرای / بَلوهَرا» است یا واژهای جداگانه. همچنین باید دید در بیت عنصری، «دلهرا» و «چیپال» به دو پادشاه متفاوت اشاره دارند یا نه.
۱. دو نام که احتمالاً به دو فرمانروای متفاوت اشاره میکنند
چیپال: در لغتنامهٔ دهخدا، «چیپال» با جیپال یا جَیَپالا (Jayapala) پیوند داده شده است؛ فرمانروایی از دودمان شاهیان هندو که بر نواحی کابل و پنجاب فرمان میراند و در اواخر سدهٔ چهارم هجری با محمود غزنوی درگیر شد. بنابراین، در اینجا با نام یک شخصیت تاریخی روبهرو هستیم، نه لزوماً عنوانی عمومی برای پادشاهان هند.
بلهرا: در مدخل «بلوهرا»ی دهخدا آمده است:
«بلوهرا. بزرگترین سلاطین هند. (مفاتیح). بلهرا. بلهرای. رجوع به بلهرای شود.»
در منابع تاریخی عربی نیز نام Balhara برای فرمانروایی بزرگ در هند آمده است. پژوهشگران آن را با عنوان هندیِ مرتبط با واژهٔ Vallabha و بهویژه فرمانروایان دودمان راشترَکوتَه در دکن مرتبط دانستهاند.
پس اگر «دلهرا» در بیت عنصری در اصل «بلهرا» باشد، دو نام بیت میتوانند به دو فرمانروای جداگانه اشاره کنند: یکی بلهرا، فرمانروای بزرگ هند در روایتهای جغرافیایی و تاریخی، و دیگری چیپال، فرمانروای شاهیِ کابل و پنجاب. این برداشت از نظر تاریخی ممکن است، اما هنوز به مقابلهٔ نسخهها نیاز دارد.
۲. ضبط بیت عنصری و معنی آن
در صفحهٔ گنجور، بیت چنین ضبط شده است:
چو رای کوره و داود و نامور چیپال چو دلهرا بخرو و دو صد هزار دگر
این ضبط را باید فعلاً شاهدی برای صورت بیت دانست، نه نسخهای قطعی؛ زیرا صفحه آن را به منبعی ثانوی نسبت میدهد و دستگاه اختلاف نسخهها ندارد.
در مصراع نخست، «رای»، «کوره»، «داود» و «چیپال» ظاهراً نامها یا عنوانهایی هستند که شاعر برای برشمردن فرمانروایان و بزرگان به کار برده است. «رای» در سنت هندی عنوان فرمانرواست. اما دربارهٔ «کوره» و «داود» بدون شواهد دیگر نمیتوان با اطمینان حکم داد که هر یک دقیقاً به چه شخص یا عنوانی اشاره دارد.
در مصراع دوم، عبارت «دو صد هزار دگر» به احتمال زیاد برای مبالغه در شمار فرمانروایان یا بزرگان آمده است. واژهٔ «بخرو» در این ضبط روشن نیست؛ نباید آن را بدون شاهد به «بخر و ... گیر» تبدیل کرد یا برایش معنایی قطعی ساخت. برای تعیین معنای دقیق، نسخهای معتبرتر از دیوان عنصری لازم است.
۳. شاهد مهم از شعر غضائری
در مدخل «چیپال» دهخدا، این بیت از غضائری نیز نقل شده است:
خراج قیصر رومست و سرگزیت خلم بهای بندگی دلهرا ابا چیپال
این شاهد اهمیت دارد؛ زیرا «دلهرا» و «چیپال» را در کنار یکدیگر میآورد. با توجه به اینکه چیپال نام فرمانروایی تاریخی است و «بلهرا» نیز عنوانی شناختهشده در تاریخ هند بوده، احتمال دارد شاعر دو فرمانروا یا دو قدرت سیاسی را کنار هم نهاده باشد. با این حال، این بیت بهتنهایی ثابت نمیکند که «دلهرا» حتماً همان «بلهرا» است.
منبع: لغتنامهٔ دهخدا، مدخل چیپال
۴. ریشه و صورتهای تاریخی «بلهرا»
دانشنامهٔ جهان اسلام توضیح دقیقتری دارد: «بلهرا» و صورتهای نزدیک به آن، عنوانی برای پادشاهان دودمان راشترکوتَه در هند بوده است. در این مقاله، صورتهایی چون «بلهرای» و «بللهرا» نیز بررسی شدهاند و منشأ آنها با صورت پراکریتیِ عبارتی مرتبط با Vallabha-rāja توضیح داده شده است.
منبع: دانشنامهٔ جهان اسلام، مدخل بلهرا
این داده، فرضیهٔ ارتباط «دلهرا» با «بلهرا» را تقویت میکند، اما هنوز مسئلهٔ تبدیل «ب» به «د» حل نشده است. ممکن است این تفاوت ناشی از خطای نسخهبرداری، ضبط متفاوت یا صورتی دیگر در انتقال نام باشد؛ تا زمانی که نسخهها مقابله نشوند، انتخاب یکی از این توضیحها زودهنگام است.
۵. آیا این واژهها پیشااسلامیاند و چگونه با خط پهلوی نوشته میشدند؟
باید میان قدمت تاریخی نامها و قدمت صورت فارسیِ ثبتشدهٔ آنها فرق بگذاریم.
رای: عنوانی با ریشهٔ هندی است؛ صورتهای هندی آن سابقهای پیشااسلامی دارند، اما این امر بهخودیخود صورت فارسیِ «رای» را واژهای ایرانی یا پهلوی نمیکند.
چیپال: بازتاب فارسیِ نام هندیِ Jayapala است. شخص تاریخیِ مورد اشاره پیش از روزگار عنصری میزیست، ولی ضبط فارسی «چیپال» در شعر عنصری صورتی از دورهٔ اسلامی است.
بلهرا: عنوانی هندی است که منابع جغرافیایی و تاریخیِ دورهٔ اسلامی آن را به صورتهای گوناگون نقل کردهاند. سابقهٔ هندیِ آن با سابقهٔ نگارش فارسی آن یکی نیست.
کوره و داود: تا هنگامی که مرجع تاریخی و ضبط معتبر این دو روشن نشود، تعیین ریشه و رسمالخط باستانیشان قابل اعتماد نیست.
۶. اگر بخواهیم صورتهای خطی را بازسازی کنیم
برای این نامها، در حال حاضر شاهدی در دست نداریم که نشان دهد خودِ «دلهرا»، «چیپال» یا «رای» در دورهٔ ساسانی به خط پهلوی نوشته شده باشند. بنابراین، نسبتدادن املای پهلوی معین به نوشیروان، بزرگمهر، موبد مؤید یا کرتیر، از نظر تاریخی اثباتپذیر نیست.
از سوی دیگر، خط پهلوی برای بازنمایی همهٔ آواهای نامهای هندیِ منتقلشده به فارسی مناسب و یکدست نبود؛ صورت نوشتاری نیز بسته به دوره و نوع خط تفاوت میکرد. اگر صورتهای پیشنهادی ساخته شوند، باید آنها را آوانویسی فرضی دانست، نه املای مستند تاریخی. خط میخی فارسی باستان نیز گزینهٔ مناسبی برای ثبت مستقیم این صورتهای فارسیِ سدهٔ چهارم و پنجم هجری نیست؛ آن خط به دورهای بسیار پیشتر تعلق دارد.
نتیجهٔ نهایی مدخل «دلهرا»
1. ضبط بیت عنصری در گنجور «چو دلهرا بخرو و دو صد هزار دگر» است؛ بخش «بخرو» همچنان نیازمند بررسی نسخهای است.
2. «چیپال» به احتمال قوی همان Jayapala، فرمانروای تاریخیِ شاهیان هندو، است.
3. «دلهرا» ممکن است صورت دگرگونشده یا ضبط دیگری از «بلهرا» باشد؛ عنوانی که در منابع تاریخی برای فرمانروایان بزرگ هند، بهویژه شاهان راشترکوتَه، به کار رفته است. این همانندی هنوز قطعی نیست.
4. «رای» عنوانی هندی است و نباید صرفاً به سبب حضورش در شعر فارسی، واژهای ایرانی یا پهلوی شمرده شود.
5. برای هیچیک از این صورتهای فارسی، املای پهلویِ مستند در اختیار نداریم. در نتیجه، نتیجهٔ علمیِ فعلی، تعیین ریشه و هویت تاریخیِ محتمل نامهاست، نه ساختن صورتهای پهلویِ بیشاهد.
به گمان من، مهمترین گام بعدی مقابلهٔ ضبط «دلهرا» در نسخهها و منابعی است که بیت عنصری و بیت غضائری را نقل کردهاند؛ زیرا اگر در یکی از آنها «بلهرا» ثبت شده باشد، فرضیهٔ پیوند این دو نام بسیار استوارتر خواهد شد.
/////////
دِلهُرا — شرح مدخل لغت فرس اسدی
مدخل: دِلهُرا. پادشاه هندوستان بود. عنصری گوید:
چو رای و کوره و داود نامور چیپال (؟) چو دلهرا بخر و دو صد هزاران گیر (؟)
۱. معنی مدخل و پیشینهٔ تاریخی
اسدی طوسی «دلهرا» را نام پادشاهی در هندوستان معرفی میکند. این ضبط را باید در زمینهٔ آشنایی ایرانیان با نام فرمانروایان هند و روایتهای مربوط به دربارهای آن سرزمین بررسی کرد.
در بیت منسوب به عنصری، نام «دلهرا» در کنار چند نام دیگر آمده است. در میان آنها، چیپال احتمالاً صورتی از نام یا عنوانی هندی است که در منابع فارسی و عربیِ مربوط به هند نیز با ضبطهای گوناگون دیده میشود. «رای» نیز عنوانی شناختهشده برای فرمانروایان هند بوده است.
بااینحال، صورتهای «کوره»، «داود» و بهویژه عبارتهای پایانی دو مصراع در نقل حاضر روشن نیستند. بنابراین، نمیتوان بدون مقابله با نسخه یا چاپ معتبر، بیت را با اطمینان بازسازی کرد.
۲. آیا دلهرا نام شخص معینی است؟
این احتمال وجود دارد که «دلهرا» صورت فارسیشدهٔ نام یک فرمانروا یا عنوان هندی باشد؛ اما صرف شباهت آوایی برای شناسایی تاریخی کافی نیست. برای تعیین هویت او باید صورتهای مشابه در منابعی چون معجمالبلدان، تاریخهای مربوط به هند و فرهنگهای فارسی بررسی شوند.
۳. بررسی زبانشناختی و خطهای پیشااسلامی
از آنجا که نام ظاهراً به محیط هندی تعلق دارد، نمیتوان آن را بیدلیل واژهای ایرانی دانست. اگر اصل هندی آن مشخص شود، میتوان صورت آن را در خطهای تاریخی هند، مانند براهمی یا ناگاری، بررسی کرد. نوشتن آن به خط پهلوی یا میخی فارسی باستان در وضعیت فعلی صرفاً فرضی خواهد بود.
نتیجهٔ موقت
در لغت فرس، دلهرا نام پادشاهی در هند معرفی شده است. برای شناسایی شخص تاریخی و تعیین اصل نام، نخست باید ضبط بیت عنصری روشن شود. اگر تصویر یا متن چاپی مدخل را در اختیار دارید، بهویژه سطر کامل بیت، میتوان صورتهای مشکوک را جداگانه بررسی کرد.
دلهرا — بررسی و نتیجهٔ نهایی مدخل
۱. ضبط و معنی مدخل
دلهرا. [دِهَ / دِهَ] (اِخ.) نام پادشاهی بوده از پادشاهان هندوستان. (برهان) (از لغت فرس اسدی). نام راجهٔ ملک «جلم» بوده و به خاطر میرسد که نام او «دله رای» بوده، به ضم دال و فتح لام و اظهار هاء. (انجمن آرا) (آنندراج):
چو رای کوره و داود و نامور چیپال چو دلهرا و بچهرا و صد هزار دگر.
عنصری.
خراج قیصر روم است سرگزیت جلم بهای بندگی دلهرا ابا چیپال.
غضایری.
۲. بررسی نام تاریخی دلهرا
نکتهٔ مهم در توضیح انجمن آرا و آنندراج این است که مؤلف احتمال میدهد صورت اصلی نام «دلهرای» بوده باشد. این پیشنهاد از نظر تاریخی و زبانشناختی ارزش بررسی دارد؛ زیرا «رای» عنوانی شناختهشده برای فرمانروایان هند در منابع فارسی و عربی است.
در بیت غضایری، نامهای «جلم»، «دلهرا» و «چیپال» در کنار یکدیگر آمدهاند. این همنشینی نشان میدهد که با نامهایی از جغرافیای سیاسی هند و فرمانروایان آن سرزمین روبهرو هستیم، نه لزوماً واژههایی فارسی با ریشهٔ ایرانی.
بااینحال، هنوز نمیتوان با اطمینان گفت که «دلهرا» نام کدام فرمانروای تاریخی است. برای چنین شناساییای باید صورتهای مشابه نام در منابع هندی و تاریخهای اسلامی هند بررسی شود.
۳. اهمیت دو بیت
بیت عنصری:
چو رای کوره و داود و نامور چیپال چو دلهرا و بچهرا و صد هزار دگر.
شاعر با برشمردن نام فرمانروایان یا شخصیتهای نامدار، بر کثرت و بزرگی آنان تأکید میکند. «رای» و «چیپال» با محیط سیاسی هند سازگارند؛ اما تعیین هویت «کوره»، «داود»، «دلهرا» و «بچهرا» به بررسی مستقل هر نام نیاز دارد.
بیت غضایری:
خراج قیصر روم است سرگزیت جلم بهای بندگی دلهرا ابا چیپال.
در این بیت، قیصر روم و فرمانروایان هند در یک تصویر ادبی از خراج و فرمانبرداری کنار هم قرار گرفتهاند. «جلم» نیز ظاهراً نام یک سرزمین یا فرمانروایی است که در ارتباط با این نامها مطرح شده؛ اما شناسایی دقیق آن به شاهدهای تاریخی بیشتری نیاز دارد.
۴. آیا دلهرا را میتوان به خط پهلوی نوشت؟
در این مرحله، پیشنهاد صورت پهلوی یا فارسی باستان برای «دلهرا» زودهنگام است. اگر نام از زبان یا عنوانی هندی آمده باشد، نخست باید صورت اصلی هندی آن مشخص شود. همچنین، صورت «دلهرای» در فرهنگهای متأخر یک پیشنهاد ریشهشناختی است و بهتنهایی اثبات نمیکند که همین صورت در زبان مبدأ وجود داشته است.
نتیجهٔ نهایی
در لغت فرس، دلهرا نام پادشاهی از فرمانروایان هند معرفی شده است. نکتهٔ برجستهٔ این مدخل، پیشنهاد مؤلفان انجمن آرا و آنندراج است که نام را شاید بتوان «دلهرای» خواند. این پیشنهاد با کاربرد عنوان «رای» برای فرمانروایان هند سازگار است، اما هویت تاریخی شخص و ریشهٔ دقیق نام هنوز اثبات نشده است.
برای ادامهٔ پژوهش، بهتر است «دلهرا» را فعلاً بهعنوان نام خاصی با منشأ احتمالی هندی و ضبط تاریخیِ نامطمئن ثبت کنیم و از نسبت دادن قطعی آن به یک فرمانروای معین یا بازسازی املای پهلوی آن خودداری کنیم.
دلهرا. [ دِ هَِ / دِ هََ ](اِخ ) نام پادشاهی بوده از پادشاهان هندوستان. (برهان) (از لغت فرس اسدی). نام راجه ٔ ملک «جلم » بوده و بخاطر میرسد که نام او دله رای بوده به ضم دال و فتح لام و اظهار هاء. (انجمن آرا) (آنندراج):
چو رای کوره و داودو نامور چیپال
چو دلهرا و بچهرا ۞ و صد هزار دگر.
خراج قیصر روم است سرگزیت جلم
بهای بندگی دلهرا ابا چیپال ۞.
