۱۴۰۵ مهر ۲۹, چهارشنبه

همارا همواره و همیشه باشد، رودکی گوید:. گزیده چهار توست بدو در جها نهان همارا باخشیج همارا بکار زار.

 همارا   همواره و همیشه باشد، رودکی گوید:.   گزیده چهار توست بدو در جها نهان     همارا باخشیج همارا بکار زار.

مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج  بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی.  نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان  این بیت را با  حروف پهلوی  به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟ 

شرح مدخل «همارا» از لغت فرس اسدی

مدخل: همارا — همواره و همیشه باشد. رودکی گوید:

گزیده چهار توست بدو در جهان نهان همارا باخشیج همارا بکارزار

در بررسی این مدخل باید سه مسئله را از هم جدا کنیم: معنای واژه در فارسی کهن، تفسیر بیت رودکی و امکان بازسازی صورت واژه‌ها به خط‌های پیشااسلامی، به‌ویژه خط پهلوی. در این کار، باید میان آنچه از متن و ریشه‌شناسی می‌توان استنباط کرد و آنچه صرفاً بازنویسی فرضی به خط کهن است، تفاوت گذاشت.

۱. معنی «همارا» و شرح بیت

اسدی طوسی «همارا» را به معنی «همواره، همیشه» ضبط کرده است. بنابراین، در محدودهٔ این مدخل، معنای اصلی واژه استمرار در زمان است: «پیوسته، دائماً، همیشه».

اما در ضبط بیت، چند نکته نیازمند احتیاط است:

  • گزیده: برگزیده، انتخاب‌شده؛ ولی در این بافت ممکن است بخشی از ترکیبی باشد که بدون بررسی نسخه، معنای دقیق آن روشن نیست.

  • چهار توست: این ضبط ممکن است حاصل پیوستگی یا جدایی نادرست کلمات در نسخه یا چاپ باشد؛ بنابراین نباید بدون شاهد نسخه‌شناختی آن را قطعی دانست.

  • جهان نهان: ممکن است به جهان پنهان یا آنچه در جهان پوشیده است اشاره کند؛ اما ارتباط دقیق آن با مصراع نخست هنوز روشن نیست.

  • همارا: در هر دو مورد، مطابق توضیح اسدی، به معنی «همواره و همیشه» است.

  • باخشیج و بکارزار: صورت این دو واژه و نسبت نحوی آنها با «همارا» برای تفسیر قطعی بیت اهمیت دارد. به‌ویژه باید روشن شود که «باخشیج» فعل است یا اسم، و آیا «بکارزار» باید «به کارزار» خوانده شود.

بنابراین، می‌توان معنای واژهٔ «همارا» را با اطمینان نسبی پذیرفت، اما برای ترجمهٔ کامل بیت بهتر است ضبط آن با نسخهٔ معتبر لغت فرس و دیوان رودکی مقابله شود. ترجمه‌ای که پیش از این مقابله همهٔ اجزای بیت را قطعی فرض کند، ممکن است به نتیجه‌ای نادرست بینجامد.

۲. نکتهٔ مهم: «آخشیج» در بیت

با مقابلهٔ ضبطی که در منابع لغوی و در نقل‌های امروزی بیت آمده، صورت شناخته‌شده‌تر چنین است:

گزیده چهار توست، بدو در جهانهان همارا به آخشیج، همارا به کارزار

این ضبط در مدخل «آخشیج» لغت‌نامهٔ دهخدا نیز نقل شده است. مدخل آخشیج در لغت‌نامهٔ دهخدا.

آخشیج در فارسی کهن دست‌کم دو معنی مهم دارد:

1. عنصر و گوهر، به‌ویژه یکی از چهار عنصر آب، آتش، باد و خاک.

2. ضد، مخالف و آنچه در برابر چیز دیگری قرار می‌گیرد؛ از این معنی، کاربرد آن در جدال و ستیز پدید می‌آید.

در این بیت، معنی دوم با مصراع «همارا به کارزار» تناسب دارد. شاعر ظاهراً از دو وضع سخن می‌گوید: یکی رویارویی و تضاد، و دیگری کارزار و جنگ. بااین‌حال، ارتباط دقیق «گزیده چهار» با این دو مفهوم، بدون شاهدهای بیشتر روشن نیست.

برای یافتن معنای دقیق، باید احتمال دیگری را نیز در نظر داشت: ممکن است «چهار» در مصراع نخست به چهار آخشیج، یعنی چهار عنصر، اشاره داشته باشد. در این صورت، بیت میان عناصر جهان و نیروهای متضاد آنها ارتباط برقرار می‌کند. این برداشت از نظر مفهومی ممکن است، ولی هنوز نمی‌توان آن را تفسیر قطعی رودکی دانست.

۳. بررسی واژگان پیشااسلامی

باید میان قدمت خود واژه و قدمت کاربرد ثبت‌شدهٔ آن در شعر فرق بگذاریم. اینکه واژه‌ای در شعر رودکی آمده، به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که صورت دقیق آن در فارسی باستان یا پهلوی نیز وجود داشته است.

واژه

معنی و وضعیت تاریخی

همارا

در لغت فرس به معنی همواره و همیشه؛ واژه‌ای کهن در فارسی دری، اما ریشه‌شناسی و صورت دقیق پیشااسلامی آن نیازمند شاهد مستقل است.

چهار

عدد چهار؛ واژه‌ای ایرانی با سابقه‌ای پیشااسلامی. صورت فارسی باستان آن θatvā́ras و صورت اوستایی آن čaθwā̊ است.

جهان

واژه‌ای کهن ایرانی، مرتبط با خانوادهٔ واژگانیِ زندگی و زنده‌بودن؛ صورت دقیق تاریخی آن باید بر پایهٔ تحول آوایی بررسی شود.

به

حرف اضافه و قید فارسی؛ برای این کاربرد فارسی دری، نباید بدون شاهد صورت مستقیمی در فارسی باستان فرض کرد.

آخشیج

واژه‌ای کهن به معنی عنصر و ضد؛ برای تعیین صورت دقیق آن در فارسی میانه باید به شواهد متون پهلوی و فرهنگ‌های ریشه‌شناختی مراجعه کرد.

کارزار

جنگ و میدان نبرد؛ ترکیبی کهن در فارسی، اما ثبت آن در این بیت به‌تنهایی صورت پهلوی آن را اثبات نمی‌کند.

گزیده

برگزیده و انتخاب‌شده؛ ساختی از خانوادهٔ فعل «گزیدن» که برای تعیین سابقهٔ دقیق پیشااسلامی به بررسی مستقل نیاز دارد.

در این میان، «چهار» از روشن‌ترین موارد برای مقایسهٔ زبان‌شناختی است؛ اما دربارهٔ «همارا» باید از ساختن یک ریشهٔ فارسی باستان یا پهلوی صرفاً بر اساس شباهت ظاهری پرهیز کرد.

۴. نگارش به خط پهلوی و دیگر خط‌های پیشااسلامی

در این بخش، یک محدودیت اساسی وجود دارد: خط پهلوی برای بازنمایی فارسی میانه به کار می‌رفت و املای آن همیشه با تلفظ تطابق یک‌به‌یک ندارد. ازاین‌رو، نمی‌توان صورت فارسی دریِ بیت رودکی را بی‌واسطه به املای پهلوی تبدیل کرد و آن را همان چیزی دانست که موبدی در روزگار ساسانی می‌نوشت.

برای مقایسهٔ علمی، بهتر است نخست صورت‌های زبانی را از هم جدا کنیم:

صورت‌های مقایسه‌ای

فارسی دری

همارا

آوانویسی تقریبی

hamārā

وضعیت پهلوی

املای تاریخیِ قطعی احراز نشده است.

فارسی دری

چهار

فارسی باستان

θatvā́ras

اوستایی

čaθwā̊

فارسی دری

آخشیج

آوانویسی فارسی میانه

صورت دقیق نیازمند بررسی است.

املای پهلوی

بدون شاهد مستقیم نباید بازسازی قطعی کرد.

این جدول عمداً از ارائهٔ حروف پهلویِ حدسی خودداری می‌کند؛ زیرا شکل ظاهریِ یک واژه در خط پهلوی، بدون پشتوانهٔ زبان‌شناختی، ممکن است خواننده را به اشتباه بیندازد.

۵. نوشیروان، بزرگمهر، موبدان و کرتیر چگونه می‌نوشتند؟

برای پاسخ به این پرسش باید سه دوره را از هم جدا کرد.

  • کرتیر، موبد بلندپایهٔ دورهٔ ساسانی، در کتیبه‌های خود از گونه‌ای خط کتیبه‌ای پهلوی استفاده می‌کرد. اگر واژه‌ای در زبان و زمان او وجود داشته باشد، بررسی صورت آن باید با کتیبه‌های هم‌عصر انجام شود.

  • نوشیروان و بزرگمهر به دورهٔ فارسی میانه و سنت نوشتاری ساسانی تعلق دارند. اما از این امر نمی‌توان نتیجه گرفت که هر واژهٔ فارسی دری در شعر رودکی، عیناً در نوشته‌های آنان وجود داشته است.

  • رودکی در دورهٔ پس از اسلام شعر می‌سرود. بنابراین، اگر بخواهیم بیت او را به خط پهلوی نمایش دهیم، در واقع با یک بازنویسی فرضی روبه‌رو هستیم، نه نسخه‌ای تاریخی از شعر.

در نتیجه، پاسخ علمی به پرسش شما این نیست که حتماً صورت پهلویِ «همارا» را بسازیم؛ بلکه باید نخست مشخص کنیم آیا برای این واژه در فارسی میانه شاهد مستقلی وجود دارد یا خیر. اگر چنین شاهدی پیدا شود، می‌توان املای آن را با خط پهلوی مستند کرد؛ در غیر این صورت، فقط می‌توان آوانویسی و بازسازی فرضی ارائه داد.

نتیجهٔ نهایی مدخل

همارا در لغت فرس اسدی به معنی «همواره و همیشه» است. بیت منسوب به رودکی، با ضبط «همارا به آخشیج، همارا به کارزار»، ظاهراً از تضاد و رویارویی و نیز کارزار سخن می‌گوید. «آخشیج» هم در فارسی کهن به معنی عنصر و هم به معنی ضد و مخالف به کار رفته است.

از میان واژگان این بیت، «چهار» پیشینهٔ ایرانیِ پیشااسلامی روشنی دارد؛ اما برای نسبت‌دادن صورت مشخص پهلوی به «همارا»، «آخشیج» و دیگر واژه‌ها، به شواهد مستقیم بیشتری نیاز داریم. بنابراین، در نسخهٔ پژوهشی این مدخل، بهتر است صورت‌های مستند و بازسازی‌های فرضی از یکدیگر جدا نگه داشته شوند.

//////////

همارا — شرح مدخل لغت فرس اسدی

مدخل: همارا. همواره و همیشه باشد. رودکی گوید:

گزیده چهار توست بدو در جهان نهان همارا باخشیج، همارا بکارزار.

۱. معنی واژه و شرح بیت

اسدی طوسی «همارا» را به معنی همواره، همیشه و پیوسته آورده است.

در بیت منسوب به رودکی، واژهٔ «همارا» دو بار تکرار شده است و ظاهراً بر استمرار و همیشگی بودن چیزی دلالت دارد. بااین‌حال، ضبط مصراع نخست، به‌ویژه عبارت «گزیده چهار توست بدو در جهان نهان»، و نیز واژهٔ «باخشیج» در مصراع دوم، نیازمند مقابله با متن معتبر است. ازاین‌رو، ترجمهٔ کامل بیت بدون روشن شدن این ضبط‌ها قطعی نخواهد بود.

۲. بررسی زبان‌شناختی

«همارا» در این مدخل به‌عنوان قیدی به معنی «همیشه» ثبت شده است. برای تعیین ساخت تاریخی آن، باید بررسی کرد که آیا با واژه‌ای مستقل و کهن روبه‌رو هستیم یا صورتی گویشی و دگرگون‌شده از ترکیبی دیگر.

شباهت ظاهری «همارا» با واژه‌های دیگر فارسی، به‌تنهایی برای تعیین ریشهٔ آن کافی نیست. همچنین، بدون شاهد مستقل نمی‌توان آن را مستقیماً به فارسی باستان یا فارسی میانه نسبت داد.

۳. نگارش به خط‌های پیشااسلامی

برای پیشنهاد صورت پهلوی یا اوستایی «همارا»، ابتدا باید تلفظ تاریخی و ریشهٔ واژه روشن شود. در نبود شاهد مستقیم، ارائهٔ املای معین در این خطوط صرفاً بازسازی فرضی خواهد بود.

نتیجهٔ نهایی

همارا در لغت فرس اسدی به معنی «همواره و همیشه» است و در بیت منسوب به رودکی دو بار به کار رفته است. معنای اصلی مدخل روشن است؛ اما برای شرح دقیق بیت و تعیین ریشه‌شناسی واژه، به ضبط معتبر شعر و شواهد مقایسه‌ای بیشتری نیاز داریم.

/////////////

همارا. [ هََ ] (ق ) همواره و همیشه. (اسدی). همواره و همیشه و دائم . (برهان):
گزیده چهار توست بدو درج ها نهان
همارا به آخشیج همارا به کارزار.

رودکی (از فرهنگ فارسی معین).


تو با من نسازی که از صحبت من
ملالت فزاید همارا و تاسه.

انوری.


رجوع به همواره و هماره و همار شود.