. جغبوت حشو آگنده باشد، [طَیّان گوید: چون یکی جغبوت پستان بند اوی شیر دوشی زو بروزی یك سبوى]. واژگان پهلوی؟
واژهٔ «جُغْبُوت» که به معنای حشو، پنبه یا پشم آگنده و تپیده در جامه و پستانبند آمده است، یک نمونهٔ ساختاری فوقالعاده از واژهسازیهای توصیفی است.
واژگان ریشهدار پهلوی (پارسی میانه) این بیت به شرح زیر کالبدشکافی میشوند:
۱. جُغْبُوت (چون یکی جغبوت پستانبند اوی)
این واژه از لغات بسیار مهجور و طنزآمیز در فارسی دری است که برای بزرگ نشان دادن اندام یا پر کردن جامه به کار میرفته است.
- ریشه پهلوی: این واژه ریشه در ستاک پهلوی «جَفت/چَفت» (به معنی انحنا، خمیدگی، تپیدگی و انباشتگی) دارد. در زبان پهلوی، مشتقاتی که به پسوند تکواژیِ «ـوت» (ūt) ختم میشدند، حالتی از مبالغه، سختی یا انباشتگیِ ساختگی را نشان میدادند (مانند خشخوت یا جغبوت).
- وجه تسمیه: جغبوت به معنای «هر چیزِ انباشته، پشم و پنبهٔ فشرده و حشوی» است که درونِ آستر جامه یا پستانبند میتپیدند تا شکل آن را برجسته، فربه و بزرگ جلوه دهند. طیان با این لغت پهلوی به شوخی و هجای زنی پرداخته که سینههایش بزرگ نیست، بلکه درون پستانبندش را با پنبه و حشو (جغبوت) پر کرده است.
۲. پَسْتانبَنْد (پستانبند اوی)
- ریشه پهلوی: این واژه ترکیبی کاملاً از دو واج اصیل پهلوی تشکیل شده است:
- پستان: در زبان پهلوی دقیقاً به صورت «پِستان» (pestān) یا «پستانک» وجود داشته است.
- بند: از ستاک فعل پهلوی «بستن» (bastan) یا بن مضارع «بند» (band-) برآمده از ریشه باستانی band- اوستایی به معنای گره زدن و مهار کردن.
۳. شِیر (شیر دوشی زو...)
- ریشه پهلوی: واژه شیر در زبان پهلوی به صورت «شِیر» (šīr) به همین معنای مایع خوراکیِ پستانداران به کار میرفته و بدون کوچکترین تغییر آوایی در طول هزارهها به ما رسیده است.
۴. سَبوی (بروزی یک سبوی)
- ریشه پهلوی: واژه سبو (کوزه گلی آب یا شیر) در زبان پهلوی به صورت «سَبوک» (sabūk) یا «سَبوی» تلفظ میشد. طبق قاعده، حرف «ک» پایانی در تحول به فارسی دری حذف شده یا به مصوت تبدیل گردیده است.
مفهوم کنایی بیت در پروژه فرستار:
طیان با زبان طنز و هزلآمیزِ سبک خراسانی میگوید: پستانبندِ او از فرطِ پنبه و پشمِ آگنده، مانند یک «خمره یا بالشِ پرشده (جغبوت)» بزرگ به نظر میرسد؛ به طوری که اگر کسی ظاهر آن را ببیند، گمان میکند که تو میتوانی از آن در هر روز یک کوزهٔ بزرگ (سبو) شیر بدوشی! (در حالی که همگی حشو و پنبهٔ ساختگی است).
طیان با زبان طنز و هزلآمیزِ سبک خراسانی میگوید: پستانبندِ او از فرطِ پنبه و پشمِ آگنده، مانند یک «خمره یا بالشِ پرشده (جغبوت)» بزرگ به نظر میرسد؛ به طوری که اگر کسی ظاهر آن را ببیند، گمان میکند که تو میتوانی از آن در هر روز یک کوزهٔ بزرگ (سبو) شیر بدوشی! (در حالی که همگی حشو و پنبهٔ ساختگی است).
در ادامه پروژه فرستار، آیا واژه یا بیت جدیدی از فرهنگهای لغت قدیمی در دست دارید که کالبدشکافی کنیم، یا مایلید به بخش نامهای پهلوی وسایل و ساختارهای معماری خانه (مانند اَیوَن/ایوان یا روزَن) برویم؟
