هست و استا جادویها باشد، خسروی گوید: جادویها کند شگفت عجب هست و استاش زند و استا نیست.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح مدخل «هست و استا» در لغت فرس اسدی
این مدخل از نظر تاریخ زبان فارسی جالب است، زیرا در آن با واژهای روبهرو هستیم که معنای آن به جادو و افسون مربوط است و در کنار آن، «هست» و «استا» آمدهاند که باید از نظر صورت واژه، معنای بیت و احتمال ارتباط با زبانهای ایرانی کهن بررسی شوند.
متن مدخل:
هست و استا — جادویها باشد، خسروی گوید:
جادویها کند شگفت عجب هست و استاش زند و استا نیست.
۱. معنی واژه و شرح بیت
در این مدخل، «هست و استا» ظاهراً نام یا تعبیری برای نوعی جادوگری یا افسونکاری است. بااینحال، باید میان معنیای که لغتنامه بهصراحت ثبت کرده و تحلیلی که از خود بیت به دست میآید، تفاوت گذاشت.
معنی تقریبی بیت چنین است:
«کارهای جادویی شگفت و عجیبی میکند؛ هست و استای خود را به کار میزند، درحالیکه استایی در کار نیست.»
یا با احتیاط بیشتر:
«افسونهای شگفت میکند و هست و استا میخواند، حال آنکه استایی وجود ندارد.»
مصراع دوم از نظر نحوی و معنایی دشوار است. بهویژه، عبارت «استاش زند» ممکن است به خواندن، بر زبان آوردن یا به کار بردن چیزی اشاره کند؛ اما بدون مقابله با نسخههای لغت فرس و دیوان خسروی، نمیتوان با اطمینان گفت که «هست و استا» دقیقاً نام یک افسون، عبارتی آیینی یا اصطلاحی دیگر بوده است.
در اینجا «شگفت عجب» نیز تأکیدی بر عجیب و حیرتانگیز بودن کار جادوگر است.
۲. «هست»، «استا» و احتمال ریشهشناسی
برای تحلیل تاریخی، بهتر است این سه صورت را جداگانه بررسی کنیم.
واژه | توضیح زبانشناختی |
|---|---|
هست | واژهای ایرانی و از خانوادهٔ فعل «بودن» است. بااینحال، نباید صورت فارسی امروز را بیواسطه به فارسی باستان نسبت داد. |
است | صورت کهنتر و شناختهشدهٔ فعل ربطی و سومشخص مفرد از «بودن» در فارسی است؛ برای مقایسه باید صورتهای ایرانی باستان و میانه را جداگانه بررسی کرد. |
استا | در این بیت، معنای دقیق و ریشهٔ آن قطعی نیست. شباهت آن به «اوستا» بهتنهایی برای اثبات ارتباط ریشهشناختی کافی نیست. |
نکتهٔ مهم آن است که «استا» را نباید بدون شاهد زبانی، صورت دیگری از «اوستا»، نام کتاب مقدس زرتشتیان، دانست. همچنین از این بیت بهتنهایی نمیتوان نتیجه گرفت که جادوگر عبارتی از اوستا میخوانده است.
۳. واژگان پیشااسلامی بیت؛ ایرانی یا انیرانی
در این بررسی، «پیشااسلامی» به دو معنای متفاوت به کار میرود: واژههایی که ریشه یا سابقهٔ آنها به زبانهای پیش از اسلام میرسد، و واژههایی که صورت مکتوب مشخصی از آنها در متون آن دوره در دست داریم. این دو موضوع یکسان نیستند.
جادو / جادویی
واژهای با سابقه در زبان فارسی و پیوند با سنتهای ایرانیِ مربوط به افسون و جادوگری است. برای مقایسهٔ تاریخی میتوان صورت فارسی میانهٔ jādūg را بررسی کرد. بااینحال، این صورت را نباید بدون ارجاع به مدرک مشخص، املای قطعی واژه در یک کتیبهٔ خاص معرفی کرد.
هست / است
از خانوادهٔ واژگانی ایرانیاند. برای مقایسهٔ کهنتر، صورت فارسی باستان asti-، به معنای «است»، اهمیت دارد؛ ولی این صورت را نباید با «هست» فارسی نو یکی گرفت. تحول آوایی و تاریخی میان صورتهای باستانی، میانه و نو نیازمند بررسی مستقل است.
استا
ریشهٔ آن در این مدخل هنوز روشن نیست. تا زمانی که شاهدی از متون پهلوی، اوستایی، فارسی میانه یا یک فرهنگ تاریخی دیگر پیدا نشود، نمیتوان آن را واژهای مسلّم از فارسی باستان یا اصطلاحی آیینی در دین زرتشتی دانست.
در بیت حاضر، واژهٔ «جادو» بهخودیخود دلیلی بر انیرانی بودن اصطلاح نیست. همچنین برای «هست و استا» فعلاً منشأ یونانی، سامی یا انیرانی دیگری را نمیتوان با اطمینان پیشنهاد کرد.
۴. نگارش به خط فارسی باستان و خط پهلوی
باید میان سه خط تمایز بگذاریم:
خط میخی فارسی باستان: برای کتیبههای شاهنشاهی هخامنشی.
خط پهلوی: برای نگارش فارسی میانه، با گونههای مختلف کتیبهای و کتابی.
خط اوستایی: خطی ویژه برای ثبت دقیقتر آواهای زبان اوستایی.
این خطوط جانشینهای مستقیم و سادهٔ یکدیگر نیستند؛ بنابراین نمیتوان هر واژهٔ فارسی امروز را با تبدیل مکانیکی حروف به حروف باستانی، صورت تاریخی معتبر آن دانست.
نمونههای قابل مقایسه
الف) «است» در فارسی باستان
صورت زبانشناختی: asti
این صورت با فعل «بودن» در زبان فارسی باستان ارتباط دارد. اما برای بازسازی جملهٔ خسروی به فارسی باستان، باید دستور زبان و واژگان همان دوره نیز در دست باشد؛ صرفاً وجود این فعل کافی نیست.
ب) «هست» در فارسی میانه و پهلوی
صورت مقایسهای مناسب: ast
صورت فارسی میانهٔ ast را میتوان از نظر تاریخی با «است» فارسی سنجید. بااینحال، این مقایسه بهتنهایی صورت «هست» در بیت را به یک املای مشخص پهلوی تبدیل نمیکند.
پ) «جادو» در فارسی میانه
صورت مقایسهای: jādūg
این صورت برای بررسی تاریخ واژه سودمند است؛ اما برای تعیین املای دقیق پهلوی باید به فرهنگ معتبر فارسی میانه و مدخل مربوط مراجعه کرد. در اینجا عمداً شکل تصویریِ حروف پهلوی را بهعنوان املای قطعی عرضه نمیکنم، زیرا خطر ایجاد یک صورت ساختگی وجود دارد.
دربارهٔ «استا»، در حال حاضر صورت قابلاعتماد و مستندی برای نوشتن آن به خط پهلوی یا میخی فارسی باستان نداریم. نخست باید معلوم شود که این واژه در بیت دقیقاً چه معنایی دارد و آیا ضبط نسخه درست است.
۵. اگر نوشیروان، بزرگمهر، مؤید موبدان یا کرتیر این واژهها را مینوشتند، چه میشد؟
این پرسش را میتوان در دو سطح پاسخ داد.
از نظر تاریخی: کرتیر در سنت کتیبهنویسی پهلویِ دورهٔ ساسانی قرار میگیرد. نوشیروان و بزرگمهر نیز به دورهٔ ساسانی مربوطاند، ولی از این امر نمیتوان نتیجه گرفت که برای تکتک واژههای بیت، املای مستندی از نوشتههای آنان در دست است. برای مؤید موبدان نیز باید دوره و متن مشخصی تعیین شود.
از نظر بازسازی فرضی: اگر بخواهیم واژههای این بیت را به سبک نگارش فارسی میانه بازسازی کنیم، باید نخست صورتهای تاریخی واژهها را مشخص کنیم؛ سپس املای پهلویِ مستند هر صورت را از فرهنگها و متون معتبر استخراج کنیم. بازسازی باید با علامت یا توضیح «فرضی» از شاهد تاریخی جدا شود.
سرایندهٔ پس از اسلام، خسروی، نیز اگر این بیت را با خط پهلوی مینوشت، لزوماً همان صورتهای کهن را به کار نمیبرد؛ زیرا زبان و املای زمان او با فارسی میانه تفاوت داشته است. در واقع، باید میان زبان سراینده، خط مورد استفاده و زبان فرضیِ بازسازیشده فرق گذاشت.
۶. نتیجهٔ نهایی مدخل
1. لغت فرس، «هست و استا» را به معنی «جادویها» ضبط کرده است.
2. بیت خسروی از انجام کارهای جادویی شگفت سخن میگوید، اما معنی دقیق «هست و استاش زند» هنوز به بررسی ضبطهای نسخهای نیاز دارد.
3. «هست» و «است» با خانوادهٔ فعل ایرانیِ «بودن» ارتباط دارند. صورت فارسی باستان asti و صورت مقایسهای فارسی میانه ast برای بررسی تاریخی سودمندند.
4. برای «جادو» میتوان صورت فارسی میانهٔ jādūg را بهعنوان موضوع بررسی ریشهشناختی مطرح کرد؛ اما املای پهلوی دقیق باید از منبع تخصصی تأیید شود.
5. ریشه و معنای دقیق «استا» هنوز اثبات نشده است. ارتباط آن با «اوستا» یا با یک اصطلاح آیینی زرتشتی، در حال حاضر صرفاً فرضی است.
مهمترین گام بعدی در این مدخل، یافتن ضبط دقیق بیت خسروی و مقابلهٔ آن با نسخههای لغت فرس است. اگر «هست و استا» یا «استاش» در نسخهای به صورت دیگری آمده باشد، ممکن است کل تحلیل ریشهشناختی تغییر کند.
/////////////////
هست و استا — شرح مدخل لغت فرس اسدی
مدخل: هست و استا. جادویها باشد. خسروی گوید:
جادویها کند شگفت عجب هست و استاش زند و استا نیست.
۱. معنی واژه و شرح بیت
اسدی طوسی ترکیب «هست و استا» را به معنی جادویها آورده است؛ یعنی افسونها و کارهای جادویی.
در بیت خسروی، شاعر از کارهای شگفت و عجیبی سخن میگوید که جادوگر انجام میدهد. مصراع دوم، با تکرار «هست» و «استا»، ظاهراً بر نوعی بازی زبانی یا اصطلاح خاص مربوط به جادوگری تکیه دارد؛ اما معنای دقیق آن بدون بررسی نسخهها و ضبطهای دیگر روشن نیست.
بهویژه باید مشخص شود که «استا» در اینجا واژهای مستقل است، یا صورتی از واژهای دیگر که در نسخه یا نقل فرهنگ دگرگون شده است.
۲. بررسی زبانشناختی و پیشینهٔ ایرانی
استا از نظر ظاهری یادآور واژهٔ اوستایی avesta، یعنی نام متون مقدس زرتشتی، است؛ اما این شباهت بهتنهایی هیچ رابطهٔ ریشهشناختی میان «استا» در بیت خسروی و «اوستا» ثابت نمیکند.
همچنین، «جادویها» در توضیح اسدی بهروشنی معنای کلی مدخل را مشخص میکند، ولی برای تعیین ریشهٔ ترکیب «هست و استا» باید صورتهای دیگر آن در فرهنگهای فارسی و متون کهن بررسی شوند.
۳. نگارش به خطهای پیشااسلامی
تا زمانی که اجزای این ترکیب و تلفظ تاریخی آنها مشخص نشده باشد، پیشنهاد املای پهلوی یا فارسی باستان قابل اتکا نیست. بهخصوص نباید «استا» را صرفاً به سبب شباهت ظاهری، همان «اوستا» فرض کرد.
نتیجهٔ نهایی
در لغت فرس، «هست و استا» به معنی جادویها و افسونها آمده است. بیت خسروی نیز ظاهراً به اعمال شگفت جادوگر اشاره دارد؛ اما معنای دقیق مصراع دوم و ریشهٔ ترکیب همچنان نیازمند بررسی نسخهشناختی و مقایسه با شواهد دیگر است.
/////////////
هست و استا. [ هََ ت ُ اَ ] (اِ مرکب ) جادوییها باشد. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نسخه ٔ نخجوانی ) :
جادویها کند شگفت ، عجب
هست و اَستاش زند و اُستا نیست .
