پَلَشت همچون پلید باشد [کسائی گوید: با دل پاك مرا جامه ناپاک رو است بد مر آنرا که دل و جامه پلید است و پلشت]. واژگان پهلوی؟
بیت بسیار نغز و استواری از کسایی مروزی نقل کردید که مضمون آن تقابل پاکی درون (دل) با ناپاکی برون (جامه) است. در این بیت، لغات بسیار کهن و ریشهداری از زبان پهلوی (پارسی میانه) به کار رفته است.
واژگان پهلوی این بیت و ریشههای آنها به شرح زیر است:
۱. پَلَشت (بد مر آنرا که دل و جامه پلید است و پلشت)
- ریشه پهلوی: این واژه در زبان پهلوی به صورت «پَلَشت» (palašt) یا «پَلَسْت» به کار میرفته است.
- ریشه باستانی: ریشه این کلمه به واژه اوستایی -pari-lašta (به معنی آلوده، ناپاک و نجس) برمیگردد.
- معنا: آلوده، چرک، ناپاک. جالب اینجاست که در فرهنگهای کهن، پلشت را آلودگی میدانستند که قابل شستشو و پاک شدن است، در حالی که «پلید» ناپاکیِ ذاتی یا شدیدتر بود.
۲. پَلید (جامه پلید است)
- ریشه پهلوی: واژه پلید در زبان پهلوی به صورت «پِلِت» (pilit) یا «پَلِت» وجود داشته است.
- تحول واجشناختی: در سیر تحول پهلوی به فارسی دری، حرف «ت» در پایان کلمات پس از مصوت، اغلب به «د» تبدیل شده است (مانند کرت ← کرد، پلت ← پلید).
- معنا: ناپاک، نجس، خبیث.
۳. جامِه (جامه ناپاک رو است)
- ریشه پهلوی: این واژه با همین ساختار در زبان پهلوی به صورت «جامَگ» (jāmag) به معنی لباس و پوشش به کار میرفته است.
- تحول واجشناختی: قاعدهٔ مشهور تحول پهلوی به فارسی این است که «گ» (g) در پایان کلمات به «ه» (های بیان حرکت یا صامت مکتوم) تبدیل میشود (مانند خانگ ← خانه، نامگ ← نامه، جامگ ← جامه).
۴. پاک (با دل پاک مرا...)
- ریشه پهلوی: واژه پاک در زبان پهلوی به صورت «پاک» (pāk) یا «پاوک» (pāwag) وجود داشته که ریشه در واژه اوستایی pāvaka- به معنی تمیز، مطهر و بدون آلایش دارد.
۵. رَوا (جامه ناپاک رواست)
- ریشه پهلوی: واژه روا (به معنی جایز، مصلحت و شایسته) در زبان پهلوی به صورت «رَواگ» (rawāg) به معنی رایج، جاری و نافذ بوده است. در اینجا نیز «گ» پایانی طبق قاعده به «ا» یا «ه» تبدیل شده است.
آیا مایلید ریشه پهلوی واژه «دل» (که یکی از زیباترین تحولات آوایی را از زبان اوستایی و پهلوی تا فارسی داشته) را بررسی کنیم، یا دوست دارید تفاوت معنایی دقیقتر «پلید» و «پلشت» را در باورهای ایران باستان بدانید؟
«پروژه فرستار» (Fersatār)
