۱۴۰۵ آبان ۵, سه‌شنبه

زَوَنج عصیب و روده و مانند آن بود که فراهم نَوَردَند گِرد یا دراز، [رودکی گوید: اگر من زَوَنجَت نخوردم گَهی تو اکنون بیا و زَوَنجَم بخور].

 زَوَنج    عصیب و روده و مانند آن بود که فراهم نَوَردَند گِرد یا دراز، [رودکی گوید:   اگر من زَوَنجَت نخوردم گَهی             تو اکنون بیا و زَوَنجَم بخور].  واژگان پهلوی


واژه زَوَنْج (که در برخی منابع به صورت زَوِیج یا زُویش نیز ضبط شده است) یک واژه بسیار کهن و اصیل فارسی است که ریشه در زبان پهلوی (پارسی میانه) دارد. این واژه به نوعی خوراک باستانی اشاره دارد که از روده گوسفند یا گاو که آن را با پیه، گوشت و ادویه پر می‌کردند و به صورت گرد یا دراز در هم می‌پیچیدند (نورد می‌کردند) تهیه می‌شده است (چیزی شبیه به سوسیس، کالباس سنتی یا مَبار باستان). [1, 2]
در جدول زیر، واژگان این بیتِ مشهور و کنایه‌آمیز پدر شعر فارسی، رودکی سمرقندی، به همراه معادل، تلفظ و ریشه آن‌ها در زبان پهلوی بررسی شده‌اند:
واژه در شعر رودکیمعادل و ریشه در زبان پهلویتلفظ پهلوی (لاتین)نکات زبان‌شناختی
زَوَنْجzowīš / zowīžzowīš / zowīžدر پهلوی به معنی روده پرشده و درهم‌پیچیده است که در فارسی دری به «زونج» یا «زویج» تبدیل شد.
خوردنxwardan / xwartanxwardanریشه در ایرانی باستان (xwar-) به معنی تناول کردن.
گهی (گاه)gāhgāhدر پهلوی به معنی زمان، وقت و جایگاه است.
توtōtōضمیر دوم شخص مفرد که بدون تغییر از پهلوی به فارسی رسیده است.
اکنونaknūnaknūnترکیب ak (این زمان/اکنون) + nūn (حالا).
بیا (آمدن)āmaddan (امر: āy)āy / āmdفعل امر از مصدر آمدن در پهلوی به صورت āy تلفظ می‌شد.
نکات زبان‌شناختی و فرهنگی
  1. ارتباط زونج و آگنج: همان‌طور که در بیت کسایی مروزی دیدیم، واژه «آگنج» به موادِ پرکننده و روده انباشته‌شده اشاره داشت و واژه «زونج» به فرم و ساختار پیچیده‌شده و طنابی‌شکلِ این روده و پیه اشاره دارد. لغت‌نویسان باستان مانند اسدی طوسی در لغت فرس اشاره کرده‌اند که زونج همان «عصیب» (روده و عصب در هم تنیده) است که آن را به صورت لوله‌ای (نورد) شکل می‌دادند. [1, 2]
  2. مفهوم تمثیلی بیت رودکی: رودکی در این بیت (اگر من زونجت نخوردم گهی / تو اکنون بیا و زونجم بخور) از یک استعاره و طنز گزنده عامیانه استفاده کرده است. خوراک زونج به دلیل ساختار درهم‌تنیده و کشسانی که داشته، گاهی به شوخی یا کنایه در ادبیات هجو به عنوان مظهرِ یک چیزِ سخت، بی‌ارزش یا هدیه‌ای تلافی‌جویانه به کار می‌رفته است. او می‌گوید اگر من در گذشته از مال یا سفره تو چیزی بهرهمند نشدم، اکنون تو نیز توقعی از سفره و داشته‌های من نداشته باش.
آیا مایلید درباره اصطلاحات شکار و کباب‌های باستانی در متن پهلوی «خسرو قبادان و ریدگی» یا تحول واژگان مربوط به دامپروری از پهلوی به فارسی اطلاعات بیشتری داشته باشید؟