گِرَست یعنی نالید، عنصری گفت: از تزیینی (؟ از آن زاری) که او نرست همی دل پولاد خون گرست همی. واژگان پهلوی؟
درست فرمودید. واژه «گِرَست» (در متن شعر: گِریست) در زبان فارسی و اشعار کهن (مانند شعر عنصری بلخی) به معنی گریه کردن و نالیدن است.
بیت عنصری که به آن اشاره کردید، معمولاً در لغتنامهها (مانند لغتنامه دهخدا) برای معنای واژه «گرستن/گریستن» به این صورت ضبط شده است:
«از نالیدن (یا زاری) که او نالید همی / دل پولاد خون گرست همی»
ریشه پهلوی (پارسی میانه) این واژگان به شرح زیر است:
۱. گِرَست / گِریست (گریه کرد)
- ریشه پهلوی: واژه گریستن در زبان پهلوی به صورت griyistan (یا griyēd در حالت مضارع) بوده است.
- ریشه باستانی: این واژه در زبان اوستایی و ایران باستان از ریشه -gar یا -grez به معنی «گله کردن، نالیدن و شیون کردن» میآید.
۲. نالید (ناله کرد)
- ریشه پهلوی: فعل نالیدن در پارسی میانه (پهلوی) به صورت nālid-an (بن ماضی: nālid، بن مضارع: nāl-) تلفظ میشده و دقیقاً به همین معنی «ناله و زاری کردن» به کار میرفته است.
۳. زاری
- ریشه پهلوی: واژه زاری در پهلوی به صورت zārīh بوده است که از صفت zār (به معنی خوار، ناتوان یا افسرده) گرفته شده است.
۴. دل
- ریشه پهلوی: واژه دل در پارسی میانه به صورت dil یا dilam (و در پارسی باستان drd-) بوده است.
۵. پولاد (فولاد)
- ریشه پهلوی: این واژه در زبان پهلوی به صورت pōlāwad یا pōlāwed وجود داشته است که بعدها در فارسی به «پولاد» و در عربی به «فولاد» تبدیل شد.
۶. خون
- ریشه پهلوی: واژه خون در زبان پهلوی به صورت xōn (با تلفظی نزدیک به خَون یا خُون) به کار میرفته است.
آیا مایلید ریشه پهلوی واژگان دیگری از این بیت را بررسی کنیم، یا نیاز به تفسیر کامل این بیت از عنصری دارید؟
