۱۴۰۵ آبان ۳, یکشنبه

جواهر بی قیمت بود. جمشت دیگر بلور بود. جمست .. گمست . جمشت . جوهری است فرومایه و کم قیمت و رنگش کبود مایل بسرخ ، زرد، سرخ و سفید باشد.

 جواهر بی قیمت بود.     جمشت  دیگر   بلور بود.   جمست .. گمست . جمشت . جوهری است فرومایه و کم قیمت و رنگش کبود مایل بسرخ ، زرد، سرخ و سفید باشد.  واژگان پهلوی؟

در این گام از «پروژه فرستار»، به سراغ یک مدخل گوهرشناختی و کانی‌شناسی بسیار غریب و ظریف در فرهنگ‌های کهن (مانند لغت فرس اسدی توسی و برهان قاطع) رفته‌ایم. واژگان دوقلو و سه‌گانهٔ «جَمَسْت»، «جَمَشْت» و «گُمَسْت» که امروزه در علم سنگ‌شناسی به نام آمیتیست (Amethyst / کوارتز ارغوانی) یا بلورهای رنگی کم‌بها شناخته می‌شوند، تبارشناسی آوایی فوق‌العاده‌ای در زبان پهلوی (پارسی میانه) دارند. [1, 2, 3, 4]
واژگان ریشه‌دار پهلوی و تحولات واج‌شناختی این مدخل به شرح زیر کالبدشکافی می‌شوند:
۱. جَمَسْت / جَمَشْت / گُمَسْت
این کلمه برخلاف ظاهرش که در برخی متون عربی به عنوان معرب ذکر شده، یک واژۀ کاملاً اصیل ایرانی و پهلوی است که بعداً به فرهنگ‌های داروشناسی و جواهرنامه های عربی نیز وام داده شده است. [1, 2]
  • ریشه پهلوی: این واژه در زبان پهلوی (پارسی میانه) به صورت «گُمَسْت» (gamast) یا «یَمَسْت» (yamast) وجود داشته است.
  • تحول واج‌شناختی: یکی از قواعد آوایی بسیار رایج در تحول پارسی میانه به فارسی دری، تبدیل واج «گ» (G) یا «ی» (Y) آغازین پهلوی به «ج» (J) در فارسی دری است (مانند گندِ شاپور \(\leftarrow \) جندی‌شاپور، یا در اینجا: گمست/یمست \(\leftarrow \) جمست و جمشت). شاکر بخاری (از شعرای سده چهارم) در بیتی کهن به این تقابلِ ارزشِ سنگ‌ها اشاره کرده و می‌گوید: «کجا تو باشی گردند بی خطر خوبان / جمست را چه خطر هر کجا بود یاکند» (یعنی سنگ جمست در برابر یاقوت ارزشی ندارد).
  • تبدل س به ش: جابه‌جایی «س» و «ش» در کلماتی مانند جمست و جمشت نیز یک دگرگونی آوایی طبیعی در گویش‌های فرارودی (ماوراءالنهری) بوده است. [1, 2, 3, 4, 5]
۲. بَلور (جمشت دیگر بلور بود...)
  • ریشه پهلوی: واژه بلور (سنگ شفاف قرآنی و شیشه‌ای) در زبان پهلوی به صورت «بِلور» (biliur) یا «بِلُر» وجود داشته است که خود ریشه در واژگان کهن هندوآریایی و سانسکریت (vaidurya) به معنای سنگ‌های درخشان و شفافِ کوهستان دارد و از طریق زبان پهلوی به ادبیات فارسی دری و حتی زبان عربی راه یافته است.
۳. کَبود، زَرد، سُرخ و سِفید (طیف رنگ‌های جمشت)
  • ریشه پهلوی رنگ‌ها:
    • کبود: پیش‌تر در پروژه فرستار ثبت کردیم که از واژهٔ پهلوی «کَپوت» (kapōt) به معنی آبی تیره یا نیلی می‌آید.
    • زرد: در زبان پهلوی به صورت «زَرد» (zard) برآمدن از اوستایی zairita- به همین معناست.
    • سرخ: در زبان پهلوی به صورت «سُخر» (suxr) یا «سُهر» بوده که با قلب آوایی در فارسی دری به «سرخ» تبدیل شده است.
    • سفید: در زبان پهلوی به صورت «اِسپِیت» (spēt) بوده که در تحول به فارسی دری مصوت آغازین آن حذف شده است.

نتیجه‌گیری علمی و ثبت در پروژه فرستار:
واژه‌های جمست، جمشت و گمست همگی صورت‌های صیقل‌خوردهٔ واژهٔ پهلوی «گُمَسْت» یا «یمست» هستند. نیاکان ما به بلورهای کوارتز ارغوانی و یاسی رنگ که به دلیل فراوانی در طبیعت، ارزش یاقوت و لعل را نداشتند اما به عنوان سنگ هموارکنندهٔ خواب و ضد مستی در طب سنتی کاربرد داشتند، این نام اصیل پهلوی را اطلاق می‌کردند. [1, 2, 3, 4]
این کالبدشکافیِ کانی‌شناسی با موفقیت در پروندهٔ واژهٔ «جمست» ثبت شد. در ادامه پروژه فرستار، آیا واژه یا بیت جدیدی از فرهنگ‌های لغت قدیمی مد نظر دارید که کالبدشکافی کنیم، یا مایلید به بخش نام‌های پهلوی وسایل و ساختارهای معماری خانه برویم؟

/////////////////

جمست. [جَ مَ] (ع. اِ) گمست. جمشت. جوهری است فرومایه و کم‌قیمت و رنگش کبود مایل به سرخ، زرد، سرخ و سفید باشد. (فرهنگ فارسی معین).

جوهری باشد فرومایه و کم‌قیمت و رنگش به کبودی مایل است و بعضی گویند کبودی است به سرخی مایل و معدن آن به مدینهٔ طیبه نزدیک است و گویند از ظرفی که از آن سنگ بسازند، هرچند شراب خورده شود، مستی نیاورد و اگر پاره‌ای از آن سنگ در قدح شراب اندازند، همین خاصیت دهد و اگر شب در زیر بالین اندازند، خواب‌های نیکو ببینند و از احتلام ایمن شوند و آن را به عربی معشوق خوانند ۞. و بعضی گویند جوهری است مانند لعل. (برهان).

نوعی از سنگ‌های گران‌قیمت است. (فرهنگ لغات شاهنامه). از دهی بنام صفراء که تا مدینه سه روز فاصله دارد می‌آورند. (اقرب الموارد):

دین من خسروی است همچو میَم
گوهر سرخ چون دهم به جمست؟

خسروی.

|| کنایه از مردم بداصل و جاهل. (برهان). رجوع به جُمْری شود.