طرنگشت آوازه سازها که از اوتار باشد. طرنگست. آواز تار سازهای ذوی الاوتار. واژگان پهلوی؟
واژههای «طَرَنْگَشْت» و «طَرَنْگَسْت» از اصیلترین، زیباترین و نادرترین اصطلاحات صوتی و موسیقایی در زبان پهلوی (پارسی میانه) هستند. همانطور که در حاشیه نسخه خطی نخجوانی لغت فرس اسدی طوسی و یادداشت دهخدا آمده، این دو واژه که گویشهای متفاوتی از یک ریشهاند، دقیقاً به معنای «طنين، طنیناندازی و آوازِ سیم و تار در سازهای زهی (ذویالاوتار) مانند بربط، تنبور و چنگ» به کار میرفتهاند. [1, 2]
ریشهشناسی واژگان پهلوی و ساختار واژهسازی این دو کلمه شگفتانگیز بدین شرح است:
۱. تبارشناسی جزء اول: واژه پهلوی «طَرَنْگ» (Tarang)
بخش اصلی این دو کلمه واژه «ترنگ» است. نوشتن آن با حرف «ط» یک پدیده تعریب (عربیسازی ظاهری) توسط کاتبان بعدی است و اصل آن در پارسی میانه با «ت» است:
- در زبان پهلوی: واژه tarang (تَرَنْگ) در پارسی میانه دقیقاً یک اسم صوت (نامآوا) برای توصیف صدای برخورد، ترقوتروق، کشیدگی رها شده، و به ویژه صدای برخاسته از زدنِ سیمِ ساز یا رها شدن زه کمان بوده است.
- باقیمانده در پارسی نو: ما هنوز واژه «تَرانگبین» (ترنگبین/ترنجبین) را داریم، یا فعل «ترنگیدن» که در خراسان به معنی صدا کردن یا کشیده شدن سیم به کار میرود. همچنین اصطلاح ترکیبی «تیر و تَرَنْگ» در ادبیات کهن به صدای رها شدن چلهٔ کمان و پرواز تیر اشاره دارد.
۲. تبارشناسی جزء دوم: پسوندهای پهلوی «ـِشت» و «ـِست»
تفاوت دو فرم «طرنگشت» و «طرنگست» به دو پسوند نامساز و مصدرساز در زبان پهلوی بازمیگردد:
- پسوند «ـِشت» (-ešt): این پسوند در زبان پهلوی (پارسی میانه) برای ساختن اسم مصدر یا اسم حاصلِ مصدر از ریشه فعلها به کار میرفته است. برای نمونه، در پهلوی واژه gwišn (گویش) با این پسوند به صورت gwišešt (خواهش/گویش مکرر) یا واژه bālešt (بالشت/بالش، از ریشه بالیدن و بالا آمدن) ساخته میشد. بنابراین «طرنگشت» یعنی: حالت و فرآیندِ طنیناندازی و به صدا درآمدن مکرر تارها.
- پسوند «ـِست» (-est): این پسوند نیز شکلِ دیگری از صفت مفعولی یا اسم مصدر سازِ پهلوی است (مانند زیست، نگریست، و واژه تبست که پیشتر بررسی کردیم). در گویشهای پهلویِ شمالغربی (پارتی)، واج «ش» دستخوش سایش شده و به «س» تبدیل میشد؛ به همین دلیل فرم «طرنگست» پدید آمد. [1]
۳. چرا این واژه در موسیقی اهمیت دارد؟
در موسیقیشناسی باستانی ایران (عصر ساسانی)، برای انواع صداها واژگان تخصصی مجزایی وجود داشت. ایرانیان دوره پهلوی به صدای سازهای بادی (مانند نی و سورنا) «بانگ یا دم» میگفتند؛ اما برای صدای برخاسته از ناخن یا مضراب بر سیمهای ابریشمیِ چنگ و رود، واژه ویژه و انحصاری «تَرَنْگ»، «طرنگشت» و «طرنگست» را وضع کرده بودند. [1, 2]
ثبت این کلمات توسط اسدی طوسی، گنجینهای از اصطلاحاتِ از یاد رفتهٔ کارگاههای خیازان و رامشگران ساسانی و سامانی را برای امروز ما زنده نگه داشته است. [1, 2]
در حوزه موسیقی و اصطلاحات طرب در زبان پهلوی، واژگان شگفتانگیز دیگری مانند «چَغانه» (نوعی ساز کوبهای/جغجغه آیینی) یا «رود» (نام پهلوی سازهای زهی) نیز وجود دارند. مایلید تبار پهلوی یکی از این اصطلاحات موسیقایی را بشکافیم؟
