ورغشت تره باشد از هر گونه،: [همیشه تا نبود خوید سرخ چون گلنار همیشه تا نبود سبز لاله چون برغست] واژگان پهلوی؟
در این گام از «پروژه فرستار»، به سراغ شاهبیتی بسیار کهن، نغز و موازنه برعکس از یک گویندهٔ ناشناخته (احتمالاً از شعرای منزوی سدهٔ چهارم هجری) رفتهایم که در لغتنامههای قدیمی برای تبیین واژهٔ «وَرْغَسْت» ضبط شده است.
این کلمه همانطور که پیشتر در بررسی شعر کسایی مروزی بدان اشارهای داشتیم، گنجینهای تمامعیار برای تبارشناسی گیاهان و طبایع در زبانهای ایرانی است. در تعریف فرهنگها، «ورغست» به معنای عمومیِ «تره و هرگونه سبزیِ بستانی خوردنی» آمده است. [1]
واژگان ریشهدار پهلوی (پارسی میانه) این بیت به شرح زیر کالبدشکافی میشوند:
۱. وَرْغَسْت (یا بَرْغَسْت: سبز لاله چون ورغست)
این واژه تبلور همان قاعدهٔ آوایی مشهوری است که پیشتر در این پروژه بر روی آن توافق کردیم.
- ریشه پهلوی: این واژه در زبان پهلوی (پارسی میانه) دقیقاً به صورت «وَرْغَسْت» (wargast) به معنای تره، سبزی هرزِ خودرو یا گیاه برگپهن و سبز چسبنده وجود داشته است.
- تحول واجشناختی: در سیر تحول پارسی میانه به فارسی دری، واج آغازین «و» (W) در بسیاری از گویشها به «ب» (B) تبدیل شد (مانند ورغست \(\leftarrow \) برغست). در این بیت، گوینده هنوز صورت کهن و اصیل ساسانی آن یعنی «ورغست» را زنده نگه داشته است.
۲. خِوِید (همیشه تا نبود خوید سرخ چون گلنار)
- ریشه پهلوی: واژه خوید (به معنی گندم یا جوِ نارس، سبزه و کشتزارِ نو رسته و سبز) در زبان پهلوی به صورت «خْوِید» (xwēd) یا «خْوِیدَگ» وجود داشته است.
- ایهام و تقابل طبیعی: «خوید» در ذاتِ خود به بالاترین حدِ رنگِ سبز در طبیعت کنایه دارد. شاعر در یک موازنهٔ محال میگوید: «تا زمانی که خوید (سبزهٔ نارس) هرگز سرخرنگ نشود...»
۳. گُلْنار (سرخ چون گلنار...)
- ریشه پهلوی: این واژه مخففِ ترکیبیِ «گلِ انار» است. در زبان پهلوی، انار به صورت «اَنار» (anār) یا «کونار» وجود داشته است. تشبیه سرخیِ مطلق به رنگِ آتشینِ شکوفهٔ انار (گلنار)، یکی از کهنترین سنتهای تصویرسازی در زبانهای ایرانی است. [1]
۴. لالَه (همیشه تا نبود سبز لاله...)
- ریشه پهلوی: واژه لاله در زبان پهلوی به صورت «لالَگ» (lālag) به معنای گل سرخ شقایق یا لالهٔ کوهی به کار میرفته است. طبق قاعده، «گ» پایانی به «ه» مکتوم بدل شده است. شاعر در این بیت موازنهٔ محالِ دوم را میآورد: «و تا زمانی که گل لاله (که ذاتاً سرخ است) مانند تره (ورغست) سبزرنگ نشود...» (یعنی هیچگاه این اتفاق رخ نخواهد داد).
مفهوم طبیعی و فلسفی بیت در پروژه فرستار:
شاعر برای بیان یک دعای ابدی یا شرطِ محال، از جابهجایی شگفتانگیزِ رنگهای ذاتی دو گیاه در طبیعت استفاده میکند و میگوید: تا زمانی که سبزهٔ نارسِ جو و گندم (خوید) به رنگِ سرخِ آتشینِ شکوفهٔ انار (گلنار) در نیاید، و تا زمانی که گلِ سرخِ لاله، رنگِ سبزِ تره و سبزیهای بستانی (ورغست) را به خود نگیرد (که هر دو از محالاتِ آفرینش هستند)، روزگارِ تو بر همین مدارِ بقا و جاودانگی برقرار باد.
شاعر برای بیان یک دعای ابدی یا شرطِ محال، از جابهجایی شگفتانگیزِ رنگهای ذاتی دو گیاه در طبیعت استفاده میکند و میگوید: تا زمانی که سبزهٔ نارسِ جو و گندم (خوید) به رنگِ سرخِ آتشینِ شکوفهٔ انار (گلنار) در نیاید، و تا زمانی که گلِ سرخِ لاله، رنگِ سبزِ تره و سبزیهای بستانی (ورغست) را به خود نگیرد (که هر دو از محالاتِ آفرینش هستند)، روزگارِ تو بر همین مدارِ بقا و جاودانگی برقرار باد.
این کالبدشکافیِ دقیق و متقارن با موفقیت در پروندهٔ واژهٔ «ورغست» ثبت شد. در ادامه پروژه فرستار، آیا واژه یا بیت جدیدی از فرهنگهای لغت قدیمی (مانند لغت فرس اسدی توسی) در نظر دارید که کالبدشکافی کنیم، یا مایلید به بخش نامهای پهلوی وسایل و ساختارهای معماری خانه برویم؟
