مُغ گبر آتشپرست باشد از ملت ابراهیم، عنصری گوید:
چو شب رفت و بر دشت پستی گرفت
هوا چون مُغ آتشپرستی گرفت.
واژگان پهلوی؟ چرا، از کی و توسط چه کسانی زرتشت همان ابراهیم و ابراهیم همان زرتشت شمرده شد و گبر آتش پرست=زرتشتی را ملت ابراهیم/زرتشت گفتند؟ چگونه می توان این معما را حل کرد؟
واژهشناسی «مُغ» در زبان پهلوی
واژهٔ «مُغ» یک واژهٔ کاملاً اصیل پهلوی و ایرانی کهن است. این واژه در زبان پهلوی (فارسی میانه) به صورت مَگمَرد (mag-mard) یا به طور خلاصه «مَگ» (mag) به معنی روحانی زرتشتی به کار میرفته است. ریشهٔ قدیمیتر آن در زبان اوستایی «مَگو» (magu) و در کتیبههای هخامنشی به زبان فارسی باستان «مَگوش» (maguš) است که به طبقهٔ روحانیون و مفسران دینی ایران باستان اشاره داشته است. بیت عنصری نیز به درستی این پیوند تاریخی را نشان میدهد. [1]
حل معای سنتی: چرا زرتشت را همان ابراهیم دانستند؟
اینکه در متون دوران اسلامی (مانند همین لغتنامه یا شاهنامهها و تواریخ کهن) دین زرتشتی را «ملت ابراهیم» و زرتشت را همان ابراهیم خلیل خواندهاند، یکی از شگفتانگیزترین معماهای تلفیق فرهنگی در تاریخ ایران است. برای حل این معما، باید دلایل سیاسی، حقوقی و مذهبی آن را کالبدشکافی کنیم: [1]
۱. انگیزهٔ حقوقی و سیاسی: کسب وضعیت «اهل کتاب»
پس از فتح ایران توسط مسلمانان، طبق قوانین فقه اسلامی، تنها پیروان ادیانی که در قرآن صراحتاً به عنوان «اهل کتاب» ذکر شده بودند (یهودیان، مسیحیان و صابئین) حق داشتند با پرداخت جزیه، دین خود را حفظ کنند و جان و مالشان محترم بماند.
- نام زرتشت یا مجوس در قرآن به عنوان اهل کتابِ رسمی نیامده بود (تنها یکبار لفظ «مجوس» در سوره حج ذکر شده است).
- ایرانیان برای اینکه از حقوق کامل شهروندی و چتر حمایتی «اهل کتاب» بهرهمند شوند و به عنوان کافر یا بتپرست شناخته نشوند، به دنبال پیوندهای مشترک گشتند. [1]
- بهترین استراتژی، یکی دانستن پیامبرِ خود (زرتشت) با یکی از بزرگترین و محترمترین پیامبران قرآن یعنی ابراهیم (ع) بود. با این کار، دین زرتشتی همان «حنیف» یا دین ابراهیمی معرفی شد. [1]
۲. شباهتهای شگفتانگیز اسطورهای (آزمون آتش)
بزرگترین محرک ذهنی برای یکی دانستن این دو شخصیت، داستان معجزهٔ آتش بود:
- در روایت اسلامی: ابراهیم به دستور نمرود در آتش افکنده میشود، اما آتش بر او سرد و سلامت (گلستان) میشود. [1]
- در اساطیر زرتشتی: زرتشت (یا برخی موبدان مانند آذرباد مهراسپندان) برای اثبات حقانیت خود، تن به آزمون آتش (وَرِ گرم) میدهند؛ به این صورت که روی سینهٔ آنها رویِ گداخته میریزند یا از میان آتش عبور میکنند و سالم بیرون میآیند.
- عوام و حتی مورخان با دیدن این وجه تشابه بزرگ (پیامبرانی که آتش بر آنها بیاثر است)، به این نتیجه رسیدند که این دو داستان در حقیقت یک ماجرا هستند و ابراهیم و زرتشت یک نفرند!
۳. توسط چه کسانی و از چه زمانی؟
این انطباق از سدههای دوم و سوم هجری (همزمان با آغاز نگارش تواریخ اسلامی و شکلگیری فقه) شکل گرفت.
- مورخان و فرهنگنویسان مسلمان: دانشمندانی چون طبری در تاریخ الرسل و الملوک، مسعودی در مروجالذهب و ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه اشاره کردهاند که برخی از ایرانیان و راویان تاریخ، زرتشت را همان ابراهیم یا از نوادگان و شاگردان ارمیا و باروخ (از پیامبران سامی) میدانستند.
- شعرا و مفسران: شاعران بزرگی مانند اسدی طوسی در گرشاسبنامه صراحتاً میگوید: «که مذهب در آن گاه زردشت داشت / که با دین ابراهیم یک پشت داشت». این ایده توسط موبدان زرتشتیِ خراجگزار و دهقانان ایرانی (که مایل به حفظ صلح با حاکمان مسلمان بودند) به شدت تقویت و به تودهٔ مردم منتقل شد. [1]
۴. ریشههای صابئینِ حرّان
منطقهٔ «حرّان» (موطن خانوادهٔ ابراهیم) مرکز ستارهپرستان و فیلسوفان صابئی بود. فیلسوفان این منطقه نیز که پیوندهایی با حکمت ایران باستان و نجوم داشتند، در آمیختن نام ابراهیم با شخصیتهای حکیم شرق (مثل زرتشت) نقش مهمی در اسناد تاریخی ایفا کردند. [1, 2]
نتیجهگیری معما
برخلاف واقعیتهای تاریخی و زبانشناختی که نشان میدهند زرتشت پیامبری آریایی و ابراهیم پیامبری سامی است، جفتسازی آنها یک راهکار هوشمندانه و مسالمتآمیز در سدههای نخستین اسلامی بود. این تطبیق به ایرانیان اجازه داد تا هویت کهن، کتابِ خود (اوستا به عنوان صحف ابراهیم) و نمادهای دینیشان را در جغرافیای جدید جهان اسلام زنده نگه دارند. [1, 2]
مایلید درباره اصطلاح «گبر» که در متن عنصری آمده صحبت کنیم؟ این واژه هم ریشهشناسی و سیر معنایی بسیار عجیبی دارد که از نگاه زبانشناسی جالب است.
