۱۴۰۵ آبان ۱۳, چهارشنبه

باب الصاد آص: بد نژاد باشد چون شموس. کاص: پیمانه باشد و به زبان پهلوی جامه را نیز گویند. غاص: مرد مفلّس را گویند. داص: بهرهٔ کبود باشد که در گردن استر [و]بالان نهند. لاص: جامه ستبر باشد و ریسمان اندک تاب. خاص: گزیده باشد و زن فاحشه را نیز گویند به زبان ماوراءالنهر. ملاص: هرزه‌گو را گویند به زبان آذربایجان. واژگان پهلوی؟

 باب الصاد آص: بد نژاد باشد چون شموس. کاص:  پیمانه باشد و به زبان پهلوی جامه را نیز گویند. غاص: مرد مفلّس را گویند. داص: بهرهٔ کبود باشد که در گردن استر [و]بالان نهند. لاص: جامه ستبر باشد و ریسمان اندک تاب. خاص: گزیده باشد و زن فاحشه را نیز گویند به زبان ماوراءالنهر. ملاص: هرزه‌گو را گویند به زبان آذربایجان.  واژگان پهلوی؟

بر اساس متن کهن و لغت‌نامه‌ای که فرستاده‌اید (که شبیه به ساختار کتاب‌های فرهنگ لغت قدیمی مانند فرهنگ قواس یا لغت فرس اسدی است)، تنها واژه‌ای که صراحتاً در این بخش به عنوان زبان پهلوی معرفی شده، واژهٔ «کاص» است.
در متن شما آمده است:
کاص: پیمانه باشد و به زبان پهلوی جامه را نیز گویند.
بنابراین از میان واژگان ذکر شده در این بخش، «کاص» واژه‌ای است که معنای «جامه» (لباس) در زبان پهلوی برای آن ذکر شده است.
همچنین قابل توجه است که در این متن به گویش‌های اقلیمی دیگر نیز اشاره شده (مانند واژهٔ «خاص» در زبان ماوراءالنهر یا واژهٔ «ملاص» در زبان آذربایجان)، اما عنوان «پهلوی» فقط برای واژهٔ «کاص» به کار رفته است.
آیا به دنبال ریشه‌شناسی دقیق‌تر واژهٔ «کاص» در متون پهلوی (فارسی میانه) هستید، یا می‌خواهید معنی و ریشهٔ بقیهٔ واژه‌های این لیست (مانند آص، غاص، داص و...) را در فرهنگ‌های لغت دیگر بررسی کنیم؟ با مشخص کردن هدف خود می‌توانید اطلاعات دقیق‌تری دریافت کنید.