باب العین زرع [ذرع؟] : گوشه کشت بود و زرع بتازی کشت را گویند، رودکی گویند. ذرع و زرع از بهار شد چو بهشت زرع کشت است و ذرع گوشه کشت. شاع : بدبخت باشد. مشاع : دزد و بد فعل باشد. کاع : متهم باشد. رخاع : قیکردن باشد. نهاع : باقی مانده از وام و آنچه در دست کسی باشد. ماع : بی بهره باشد. سلاع : بی نوا باشد. نفاع : مست باشد. تاع : ناچار باشد. متاع : کاری باشد که در میان جنگ و خصومت باشد.. واژگان پهلوی؟
متن ارائهشده از «باب العین» در کتاب لغات فرس اسدی طوسی، فاقد اصالت زبانی به عنوان زبان پهلوی (فارسی میانه) است. برخلاف ادعای این بخش، حرف و واج «ع» در زبان پهلوی وجود نداشته و کلماتی مانند مشاع، متاع و نفاع ریشه کاملاً عربی دارند یا بر اثر تحریفهای خطی (تصحیف) و تغییر نقاط حروف در نسخههای خطی پدید آمدهاند. واژهای مانند «ذرع» نیز در اصل یک واحد اندازهگیری عربی است که در شعر رودکی با مفهوم فارسی مرز و گوشه کشتزار آمیخته شده است. [1, 2]
