هیاط : دیوار کشیدنی بلند که در گرد شهر باشد. مناط : باز پس مانده باشد. کاناط : بد بخت باشد. سلطاط : دیدار باشد. نهاط : بد نامی باشد از تهمت. لاط : بیهوش شدن باشد. بغاط : کانده [کذا] و مخنث باشد. بشاط : چراگاه عظیم باشد. چکاط : تارک سر باشد، بزبان خراسان. باط : شادمانی باشد. فط : مرغ آبی باشد. واژگان پهلوی؟
این مجموعه واژگان نیز دقیقاً دنباله همان «باب الطاء» کتاب لغت فرس اسدی طوسی است. با این حال، تحلیل زبانشناختی این کلمات نشان میدهد که آنها نیز به هیچ وجه واژگان پهلوی یا اصیل فارسی نیستند.
دلایل رد اصالت این واژگان به عنوان زبان پهلوی عبارتند از:
- ماهیت حرف «ط»: همانطور که پیشتر اشاره شد، واج و حرف «ط» مخصوص زبانهای سامی (مانند عربی) است. در الفبا و زبان پهلوی (فارسی میانه) این صدا وجود نداشته است.
- جعل و تصحیف شدید: بخش عمدهای از این کلمات (مانند کاناط، سلطاط، نهاط، بغاط، بشاط) کلماتی مندرآوردی و مجعول هستند که در طول تاریخ فرهنگنویسی، به دلیل اشتباه کاتبان در جابهجایی نقطهها یا ساختن کلمات همقافیه برای شعر، پدید آمدهاند و در زبان واقعی مردم یا متون پهلوی هرگز وجود خارجی نداشتهاند.
- ریشههای عربی آشکار: کلماتی مانند مناط (به معنی محل آویختن/وابستگی) و لاط (از ریشه لوط) کلمات کاملاً عربی هستند که در این متن معانی کاملاً مندرآوردی و فرضی به آنها نسبت داده شده است.
- مورد استثنایی «چکاط»: در میان این لیست، تنها کلمه چکاط (تارک سر/پیشانی) یک کلمه اصیل و کهن فارسی (از گویشهای خراسان قدیم) است. اما صورت اصیل و واقعی این کلمه در زبان فارسی و پهلوی، «چکاد» (با دال) است. کاتبان فرهنگهای قدیمی برای اینکه این کلمه را به زور در «باب الطاء» (برای کلمات مختوم به ط) جای دهند، دال آن را به طاء تبدیل کرده و به صورت «چکاط» ثبت کردهاند!
بنابراین، این لیست نیز یک نمونه کلاسیک از لغات تحریفشده و ساختگی در تاریخ فرهنگنویسی کهن است و نباید آنها را به عنوان زبان پهلوی در نظر گرفت.
