تُوغ جنسی است از هیزم، کوهی سخت بود [منجیک گوید : گویی همچون فلان شده نه همانا هرگز چون عود کس تواند شد توغ]. واژگان پهلوی؟
این بیت از منجیک ترمذی که در لغت فرس اسدی طوسی برای واژهٔ «تُوغ» شاهد آورده شده، بر خلاف نمونههای مجعول قبلی (مانند باب الضاد و الطاء و العین)، یک واژهٔ اصیل زبانی است، اما ریشهٔ پهلوی (فارسی میانه) ندارد، بلکه یک وامواژهٔ بسیار کهن ترکی در فارسی دری است.
تحلیل علمی و زبانشناختی این واژه به شرح زیر است:
- ریشهٔ اصلی واژه: کلمهٔ «توغ» (یا طوغ) یک واژه با ریشهٔ زبانهای ترکی کهن است. این واژه در اصل به معنای چوب، علم، پرچم یا نشانهای نظامی بوده که از دم اسب یا غژگاو بر سر چوبی بلند میآویختند و پیشاپیشِ پادشاهان و فرماندهان حرکت میدادند. [1]
- تغییر معنایی در شعر منجیک: نوعی درخت یا هیزم سخت کوهی که چوب آن برای سوزاندن یا ساختن ابزار به کار میرفته نیز به دلیل سختی یا شباهت به آن چوبِ عَلَم، در گویشهای خراسان قدیم (ماوراءالنهر) «توغ» نامیده میشده است. منجیک ترمذی (شاعر سدهٔ چهارم هجری) نیز در این بیت، سختی و بیارزشیِ چوب «توغ» را در برابر بوی خوش و ارزشمندیِ چوب «عُود» قرار داده است.
- بررسی پهلوی بودن واژه: این واژه در متون اصیل پهلوی (فارسی میانه ساسانی) اصلاً وجود ندارد. ورود این واژه به زبان فارسی دری، ناشی از مجاورت جغرافیایی خراسان بزرگ با ترکان و نفوذ واژگان نظامی و عامیانهٔ آنها به شعر سبک خراسانی پیش از اسدی طوسی است.
بنابراین، این واژه ساختگی نیست و یک کلمهٔ واقعی در زمان خود بوده، اما واژهای پهلوی نیست؛ بلکه یک وامواژهٔ کهن ترکی در فارسی دریِ حوزهٔ خراسان است. [1, 2]
