۱۴۰۳ فروردین ۲۴, جمعه

 


هرکسی و هر چیزی مستعد آن است که به‌سرعت به فراموشی سپرده شود و البته هر انسان توانایی این را دارد که به سرعت فراموش کند (البته فراموش نکنیم که هر انسانی بعضی چیزها را نه تنها فراموش نمی کند بلکه نمی بخشد! )
اما این فراموشی خوب است یا بد بر می گردد به آن چه فراموش می شود..
ما قادر به فراموش‌کردن هستیم و دستان‌مان آلوده است به حذف، به از یاد بُردنِ هرآن‌چیزی که روزگاری متعلق به ما بوده.. ما در روند روزگار عامدانه نسبت به داشته‌هایمان بی‌تفاوت می‌شویم و لاقیدانه داشته‌های دیگری را جایگزین داشته‌هایِ امروزمان می‌کنیم،جایی کسی این فرآیند را فرآیندِ "مرحوم کردن" می‌نامد، چیزی شبیه به دور ریختن، دفن کردن و از نظر کنار نهادن.. ما قادریم به "مرحوم کردن" به زنده به گور کردنِ اشیاء، انسان‌ها و تمام آن چیزهایی که روزگاری دوستشان داشتیم و آنها را متعلق به خودمان می‌دانستیم.. زندگیِ ما پُر است از آدم‌هایی که حالا نداریم‌شان، مملو است از چیزهایی که حالا دورشان ریخته‌ایم، مرحوم‌شان کرده‌ایم و از یادشان تهی شده‌ایم..باور دارید زندگی ما قبرستان بزرگی‌ست که هزاران هزار جنازه زیر خاکش دفن شده‌اند جنازه های زنده ای که گاهی می بینیم راست راست دارند راه می روند و هیچ حسی را در ما بر نمی انگیزانند،.. انگار که اصلاً ما به مرحوم کردنِ دیگران زنده‌ایم، به اینکه دائماً دشنه فراموشی را در قلب داشته‌هایمان فرو کنیم...
.
احتمالا از این روست که در بحبوحه سختی و تنش می گوییم: می گذرد!
و به راستی این نیز بگذرد....