۱۴۰۳ فروردین ۲۴, جمعه

 حصولی. [ ح ُ] (ص نسبی). قابل تحصیل. دست آوردنی. قابل رسیدن و دسترسی. تَحَصُّلی. کلام خواندی و منطق کز آن شوی مقبول ازین دو حاصل تو غیر بی حصولی چیست '''کمال خُجَندی.''' -|| حصولhosul معنی ۱. حاصل شدن؛ به‌دست آمدن. ۲. باقی ماندن. مترادف ۱. تامین، تحصیل، کسب، وصول ۲. دستیابی، نیل ۳. پیدایش، ظهور، وقوع ۴. ایجاد، تکوین ۵. حاصل شدن ۶. حاصل کردن، به دست آوردن -|| بگفتم عین انکار تو بر من نه بَد دیدن بُوَد یا بی حصولی. '''مولوی.''' انگلیسی: attainable