کتاب کلیله و دمنه به دلیل شهرت و محبوبیتی که در تاریخ ادبیات ایران داشته، چندین بار به نظم (شعر) درآمده است. اما مهمترین و مشهورترین تلاشها در این زمینه به شرح زیر است:
۱. کلیله و دمنه رودکی (گمشده)
نخستین و بزرگترین گام برای منظوم کردن این کتاب را رودکی، پدر شعر فارسی، در قرن چهارم هجری برداشت. او به دستور امیر نصر سامانی و بر اساس متن «کلیله و دمنه پهلوی» یا ترجمه عربی ابنمقفع، این اثر را در قالب مثنوی و در بحر رمل مسدس (فاعلاتن فاعلاتن فاعلن) سرود.
وضعیت فعلی: متأسفانه اصل این اثر از بین رفته و تنها حدود ۱۲۹ بیت از آن در فرهنگها و کتب لغت باقی مانده است.
بیت مشهور:
هر که نامخت از گذشت روزگار / هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار
۲. کلیله و دمنه منظوم قانعی طوسی
در قرن هفتم هجری، احمد بن محمود قانعی طوسی، کلیله و دمنه را به نظم درآورد. او این اثر را به نام «علاءالدین کیقباد سلجوقی» سرود.
ویژگی: این نسخه بر خلاف اشعار پراکنده رودکی، به صورت کاملتری به دست ما رسیده است.
سبک: زبان او ساده و روان است و سعی کرده وفاداری به متن اصلی را حفظ کند، هرچند از نظر قدرت شاعری به پای بزرگان نمیرسد.
۳. جاویدانخرد (نسخه منظوم عصر قاجار)
در دورههای متأخرتر، شاعرانی سعی کردند بخشهایی از آن را به نظم درآورند. برای مثال، مؤمن بن حسن یزدی در عصر صفویه و برخی شاعران عصر قاجار تلاشهایی در این زمینه داشتند، اما هیچکدام شهرت و اعتبار ادبی ترجمه منظوم رودکی را پیدا نکردند.
چرا ترجمه منظوم رودکی اهمیت داشت؟
اگرچه امروز تنها تکههایی از آن باقی مانده، اما همان چند بیت نشاندهنده نبوغ رودکی در تبدیل متون منثور اخلاقی به شعری است که حفظ کردن و به خاطر سپردن آن برای مردم آسان باشد.
بسیاری از ضربالمثلهای فارسی که امروز به کار میبریم، در واقع بازماندههای همان منظومه گمشده رودکی هستند:
اندر این گیتی به گردی بازگرد / نی به فرجامِ کارِ گیتی بنگرد
