دربارهی فعالیتهای ادبی حکیم ابوالقاسم فردوسی، فراتر از شاهنامه، روایتها و بحثهای تاریخی جالبی وجود دارد. پاسخ به سؤال شما در دو بخش قابل بررسی است:
۱. کلیله و دمنه (ترجمه منظوم)
بله، فردوسی بخشهایی از کلیله و دمنه را به نظم درآورده است، اما نه به عنوان یک کتاب مستقل.
داستان برزویه طبیب: فردوسی در اواخر شاهنامه (دوره انوشیروان)، داستان سفر برزویه طبیب به هند و آوردن کتاب کلیله و دمنه به ایران را به تفصیل و با ظرافت شاعرانه به نظم درآورده است.
تفاوت با رودکی: مشهورترین ترجمه منظوم کلیله و دمنه متعلق به رودکی (پدر شعر فارسی) است که متأسفانه جز ابیات پراکندهای از آن باقی نمانده است. فردوسی در واقع روایتِ «چگونگیِ پدید آمدن و ترجمه» این کتاب را در دل تاریخ ساسانیان گنجانده است، نه تمام حکایتهای آن را.
۲. سندبادنامه
در مورد سندبادنامه، اوضاع متفاوت است:
منظومه مفقود یا منسوب؟ برخی تذکرهنویسان قدیمی ادعا کردهاند که فردوسی علاوه بر شاهنامه، منظومهای بر اساس سندبادنامه نیز داشته است. اما در میان پژوهشگران معاصر و نسخهشناسان، این ادعا پذیرفته شده نیست.
تشابه با کلیله و دمنه: احتمالاً به دلیل اینکه هر دو کتاب (کلیله و دمنه و سندبادنامه) ریشه هندی داشته و در دوران سامانیان به فارسی ترجمه شده بودند، در برخی روایات تاریخی نام فردوسی به اشتباه با هر دو گره خورده است.
سندبادنامه رودکی: مانند کلیله و دمنه، سندبادنامه نیز توسط رودکی به نظم درآمده بود که آن هم از بین رفته است.
جمعبندی
کلیله و دمنه: فردوسی فقط ماجرای انتقال آن به ایران و مقدماتش را در شاهنامه آورده است.
سندبادنامه: اثر مستقلی از فردوسی در این زمینه وجود ندارد و انتساب آن به وی فاقد اعتبار علمی است.
نکته تاریخی: تنها اثر قطعی و مسلمی که از فردوسی به دست ما رسیده، همان شاهنامه است. حتی منظومه «یوسف و زلیخا» که زمانی به او نسبت داده میشد، طبق تحقیقات جدید مشخص شده که متعلق به شاعر دیگری است که سالها پس از او میزیسته.
