۱۴۰۵ مرداد ۱, پنجشنبه

 کدام درخت را گش گویند

در ادبیات و لغت‌نامه‌های کهن فارسی، درخت «گَش» (با فتح گاف) به چند معنی و ویژگی شناسا‌یی شده است:

۱. درخت بید یا درختان خوش‌قامت

در غالب فرهنگ‌های واژگان (مانند برهان قاطع، آنندراج و فرهنگ جهانگیری«گَش» به معنای خوش‌قیافه، زیبا، و خرّم آمده است. از این رو، درخت گش بیشتر اشاره به درخت بید (به‌ویژه بید مجنون یا بیدِ باریک و رعنا) و به‌طور کلی هر درخت زیبا، راست‌قامت و خوش‌نما دارد.

۲. درخت تاماریکس (گز)

در برخی گویش‌ها و متون قدیم گیاه‌شناسی/لغوی، «گش» صورتی تغییریافته یا هم‌ریشه از «گز» (درختچه یا درخت تاماریکس) دانسته شده است.

معنای کلمه «گَش» در شعر و لغت

کلمهٔ «گش» به تنهایی به معنای نازک‌کار، خرّمی‌کننده، شاداب و زیبا است؛ بنابراین وقتی در متون کهن به «درخت گش» یا «سرو گش» اشاره می‌شود، منظور درختی است که بالا و قامتی زیبا، خرم و جلوه‌گر دارد.

نکته: اگر این واژه را با ضَمّ گاف (گُش) بخوانند، در برخی اقالیم به معنای شاخه و پاجوش درخت یا خوشهٔ خرما نیز به کار رفته است.

اصطلاحی که اشاره کردید، مربوط به زبان سومری است.

در خط میخی و زبان سومری، واژه و نشانه‌ی «𒄑» (که به صورت‌های ĝeš یا geš و در لاتین‌نویسیِ گاهی به شکل gish آوانویسی می‌شود) دقیقاً واژه‌ی عمومی برای «درخت»، «چوب» یا «دستگاه/شیء چوبی» است.

چند نکته درباره‌ی این واژه:

  • تلفظ سومری: حرف ĝ در زبان‌شناسی سومری نشان‌دهنده‌ی صدایی شبیه به /ŋ/ (چیزی مابین «ن» و «گ» یا همان sound انگلیسی ng) است، بنابراین تلفظ بازسازی‌شده‌ی آن نزدیک به «نگِش» یا «گِش» بوده است.

  • نقش تعیین‌کننده (Determinative): در خط میخی سومری و اکدی، نشانهٔ 𒄑 (ĝeš) پیش از نام انواع درختان یا وسایل چوبی قرار می‌گرفت تا جنس آن شیء را مشخص کند؛ برای نمونه پیش از نام تخت، درب، کشتی یا گونه‌های مختلف درختان قرار می‌گرفت.

  • معادل اکدی: معادل این واژه در زبان اکدی (که از سومری وام گرفت) واژهٔ Iṣu (درخشش/چوب) است که در زبان‌های سامی با واژه‌هایی مانند «عِص» (عبرانی) و «عَضاه» یا متون سامی متأخر هم‌ریشه است.

بنابراین «گَش/گِش» (ĝeš) در این متن، نام یک گونه‌ی خاص از درختان طبیعت نیست، بلکه خودِ واژه‌ی سومری به معنای مطلقِ «درخت» و «چوب» است.