۱۴۰۵ تیر ۳۰, سه‌شنبه

 سرمقاله راه توده 1007

مذاکرات برای خاتمه جنگ
پس از تصفیه الیگارش های غربگرا

در حالیکه ایران با حمله به پایگاه های آمریکایی در منطقه بر ضرورت کنترل تنگه هرمز بعنوان راهبردی ترین اهرم فشار بر آمریکا برای جلوگیری از تجاوز دوباره و پایان یافتن عملی تحریم ها و بازگشت دارایی های مسدوده شده تاکید می کند، در ایران زمزمه هایی درباره بازگشایی دوباره تنگه هرمز یا مذاکراتی تازه شنیده می شود.
ما از وضعیت نظامی ایران و توان آن در وارد آوردن ضربه و حفظ تنگه هرمز و مقابله به مثل اطلاعی نداریم و نمی دانیم که آیا این مذاکرات را ضرورت های نظامی تایید می کند یا خیر. ولی این را می دانیم که ایران در حملات اخیر با سازماندهی دقیق و تجهیزات و برنامه هدفمند و موثر در حال حمله به مواضع امریکا در منطقه و نابودی تجهیزات و لجستیک و پشتیبانی ان برای ادامه تجاوز به کشور است.
از سوی دیگر از وضعیت آمریکا هم اطلاع داریم و می دانیم که آنان بشدت بدنبال یک آتش بس هستند. این خواست آمریکا از خلال تغییر سمتگیری دستگاه رسانه ای خارجی و ستون پنجم آمریکا در داخل کشور کاملا قابل مشاهده است. همه کسانی که تا دیروز از "عمو ترامپ" خواهان بمباران ایران و حتی زیرساخت های آن بودند و می گفتند با رفتن این حکومت بهتر از آن را خواهیم ساخت، اکنون ماموریتشان تغییر یافته و به یاد مردم جنوب و زیرساخت های کشور افتاده اند و برای آنها دل می سوزانند. آنها می خواهند یک فشار داخلی افکار عمومی برای آتش بس ایجاد کنند. همین وضع است درباره رسانه های وابسته به الیگارش های غربگرای داخلی که آنها هم دلسوز مردم جنوب شده اند و از ضرورت مذاکره و آتش بس سخن می گویند. البته این بار پیام وحدت و همدلی و وفاق منتسب به آقای مجتبی خامنه ای عمدتا علیه این جریان جهت گرفته و آنها را وادار کرده در حملات خود به حامیان ضرورت کنترل تنگه هرمز و جلوگیری از ضربه به امکانات جنگی امریکا محتاط تر عمل کنند.
اگر مذاکره کنونی برخاسته از ضرورت های نظامی است، بصورت طبیعی باید رای فرماندهان نظامی در شعام تعیین کننده مذاکره و آتش بس باشد و نه اکثریت شعام
اما اگر مذاکره و آتش بس برآمده از فشار شرایط اقتصادی باشد، و تیم اقتصاد دولت مدعی باشد که بدون شوک درمانی، جراحی اقتصادی، فشار به مردم و داروی تلخ قادر به اداره کشور نیست، در اینصورت باید کارگزاران دولتی که قادر به درک شرایط جنگی نیستند و تیم اقتصادی دولت همگی از کار برکنار شوند و یک تیم جدید اقتصادی متناسب با شرایط جنگی که می تواند فشار را از روی مردم بردارد و به الیگارش ها و قشر فوقانی طبقه متوسط داخی منتقل کند هدایت اقتصاد کشور را بدست گیرد. این نکته ای است که خود اقای پزشکیان، رئیس جمهور هم این هفته بر ان تاکید کرده که با شیوه سابق نمی شود کشور را اداره کرد. اگر واقعا ایشان به این سخن اعتقاد دارد و نوعی سلب مسئولیت نیست، شمار کارشناسان و اقتصاددانان مردمدوست که توان و برنامه هایی برای اداره کشور در شرایط جنگی دارند در کشور بسیار زیاد است و بارها در نامه های مختلف به دولت های مختلف برنامه های جایگزین را ارائه داده اند. اکنون می توان از انها برای پاکسازی دستگاه دولتی از کارگزاران الیگارش ها بهره گرفت و هدایت اقتصاد کشور را بدانان سپرد.
به همان اندازه که مذاکره و آتش بس در صورت ضرورت های نظامی، قابل قبول و تایید است که شرایط وجود چنین ضرورت هایی را نشان نمی دهد، مذاکره و تسلیم بدلیل شرایط اقتصادی و ناتوانی حاکمیت از مبارزه و خلع ید از الیگارش ها پذیرفتنی نیست. هرکس که از مذاکره صحبت می کند باید روشن کند که دلایل آن در تایید مذاکره در شرایط کنونی و بدون داشتن اهرم کامل کنترل تنگه هرمز - از طریق نظامی و نه از طریق امضا و تعهد بی ارزش آمریکا - که تجربه بارها شکست آن را نشان داده، چیست؟
ایا هدف، نگرانی های نظامی است، یا هدف از مذاکرات جلوگیری از تشکیل یک دولت جنگی برای تصفیه الیگارش های غربگرا؛ و نجات دادن دستگاه دولتی و رسانه ای آنان است که برنامه شان نگه داشتن سایه همیشگی جنگ بالای سر ایران برای توجیه عدم تغییرات بنیادین و ادامه وضع کنونی است؟