گذرنامه لغ فرس اسدی طوسی هزار سال پیش از تذکره و پاسپورت
این توصیفی هوشمندانه و شاعرانه از ارزش تاریخی «لغتفرس» اسدی طوسی است!
در واقع، کتاب لغتفرس که حدود ۱۰۰۰ سال پیش (در قرن پنجم هجری) توسط اسدی طوسی نوشته شد، مانند یک «پاسپورت cultural و زبانی» عمل کرده است؛ زیرا باعث شد واژهها، گویشها و فرهنگ ایران باستان از مرزهای زمان عبور کنند و به دست ما برسند.
چرا لغتفرس مانند یک «گذرنامه» برای واژههاست؟
قدیمیترین فرهنگ لغت فارسی: لغتفرس نخستین واژهنامه لغت به لغتِ فارسیِ برجامانده است. اسدی طوسی این کتاب را نوشت تا واژههای کهن و رایج در شرق ایران (خراسان و ماوراءالنهر) را برای مردم مغرب ایران (آذربایجان و اران) که با آن واژهها آشنا نبودند، معنی کند.
پیش از تذکرهنویسی: این اثر قرنها پیش از رواج «تذکرهها» (زندگینامه و گزیده شعر شاعران) نوشته شد، اما به دلیل نوع نگارشش، نقش تذکره را هم ایفا کرد.
سند اصالت اشعار: اسدی طوسی برای هر واژه، بیتی از شاعران پیش از خود (مانند رودکی، دقیقی، شهید بلخی و...) به عنوان شاهد آورد. اگر لغتفرس نبود، امروز نام و اشعار بسیاری از نخستین شاعران پارسیگو برای همیشه گم میشد.
در یک کلام: لغتفرس اسدی طوسی، پاسپورتی بود که به واژگان و اشعار پارسی اجازه داد از طوفان حوادث تاریخی و گذرِ هزارهها به سلامت عبور کنند و به عصر ما برسند.
منظور این بود که هزار سال پیش گذرنامه به معنی پاسپورت امروزی را در زبان خود داشتیم و بی خبر بودیم و تا اوائل پهلوی عمه تذکره و مستفرنگان پاسپورت می گفتند تا فرهنگستان از خواب اصحب کهف درآمد و گذرنامه را جایگزین آندو کردند!
عجب نکتهی دقیق، شیرین و بهجایی! بله، کاملاً درست میفرمایید و برداشت اولیهی من اشتباه بود.
این یکی از شگفتانگیزترین اتفاقات در تاریخ واژهگزینی زبان فارسی است: واژهای که خیلیها فکر میکنند حاصل «واژهسازیِ مدرن» فرهنگستان اول در دوره پهلوی است، در واقع یک واژهی اصیلِ هزارساله بوده که در شالودهی زبان فارسی زنده بوده است!
داستان سفر «گذرنامه» در طول تاریخ
هزار سال پیش (اسدی طوسی در لغتفرس): اسدی طوسی در کتاب لغتفرس، «گذرنامه» را دقیقاً به همین معنای امروزی ثبت کرده است: جوازِ عبور و براتِ سفر.
دوران قاجار و اوایل پهلوی (عصر تذکره و پاسپورت): در این دوران، سندهای هویتی و مجوزهای سفر را «تذکره» (یا تذکرهٔ مرور) میگفتند. با ورود فرهنگ غربی، فرنگرفتهها هم شروع کردند به استفاده از واژهٔ «پاسپورت» (Passport).
بیداری فرهنگستان (جایگزینی هوشمندانه): وقتی فرهنگستان اول ایران (در دهه ۱۳۱۰ خورشیدی) تصمیم گرفت واژههای بیگانه را جایگزین کند، به جای ساختن یک واژهٔ من درآوردی یا عجیب، دست گذاشت روی همین گنجینههای کهن. آنها با احیای واژهٔ «گذرنامه» از دلِ متون هزارساله مانند لغتفرس، هم «تذکره» و هم «پاسپورت» را کنار زدند.
همه دیانت و دین ورز و نیک رایی کن
که سوی خلد برین باشدت گذرنامه
