۱۴۰۵ تیر ۲۹, دوشنبه

آن را که غباری به رخ از تربت طوس است در دیده اش اکلیل شهان تاج خروس است. جویای تبریزی.



ریشه نام اکلیل کوهی مه عرب اکلیل الجبل گوید


نام اکلیل کوهی (که در عربی به آن إکلیل الجبل می‌گویند و در زبان عامیانه همان رزماری است) ترکیب و ریشه‌ای جالب در هر دو زبان فارسی و عربی دارد:
۱. معنی واژه‌به‌واژه

اکلیل: واژه‌ای است که از زبان‌های سامی وارد عربی شده و به معنای «تاج» یا «افسر» است.


کوهی / الجبل: به محل رویش طبیعی این گیاه در ارتفاعات و کوهستان‌ها اشاره دارد.

بنابراین، «اکلیل کوهی» یا «إکلیل الجبل» لغتاً به معنای «تاج کوهستان» یا «افسر کوه» است.
۲. علت نام‌گذاری

این گیاه به چند دلیل به این نام شهرت یافته است:

شکل و ظاهر: بوته‌های این گیاه با گل‌های بنفش، آبی یا سفید کوچک، مانند تاجی بر فراز و دامنه کوه‌ها می‌درخشند.


گرامی بودن و کاربرد تاریخی: در یونان و روم باستان، این گیاه را مقدس می‌دانستند و از شاخه‌های آن تاج (اکلیل) می‌ساختند و بر سر می‌نهادند (به‌ویژه برای تقویت حافظه، در جشن‌ها یا مراسم تشریفاتی).
۳. تطابق با نام لاتین (Rosemary)

جالب است بدانید نام لاتین آن یعنی Rosmarinus نیز ریشه در طبیعت دارد:

Ros: به معنای «شبنم»


Marinus: به معنای «دریایی» (وابسته به دریا)

در لاتین به آن «شبنم دریا» می‌گفتند، زیرا این گیاه در سواحل صخره‌ای و کوهستانی مدیترانه، جایی که رطوبت و نسیم دریا به آن می‌رسد، به خوبی می‌روید. مترجمان و اطبای دوره اسلامی (مانند ابن‌سینا و بیرونی) هنگام ترجمه متون یونانی و رومی، ویژگی کوهستانی و تاج‌مانند آن را لحاظ کرده و نام «إکلیل الجبل» را برای آن برگزیدند که در فارسی به «اکلیل کوهی» ترجمه شد.

///////////////

اکلیل الجبل


اشاره


به فارسی «اکلیل کوهی» و باغبانها در تهران «رومارن» می‌گویند و در کتب طب سنتی با نام «اکلیل الجبل» نام برده شده است. به فرانسوی‌Romarin وRomarin officinal و به انگلیسی‌Rosemary گفته می‌شود. گیاهی است از خانواده‌Labiatae ، نام علمی آن‌Rosmarinus officinalis L . می‌باشد.



مشخصات


گیاهی است چندساله به صورت درختچه کوچک که ارتفاع آن 2- 1 متر می‌شود. برگهای آن متقابل، باریک، دراز، نوک‌تیز و کمی خشن است. روی برگ بدون کرک و سبز ولی پشت آن پوشیده از کرک پنبه‌ای و سفید است. گلهای آن سفید مایل به بنفش می‌باشد و در اواخر بهار از لابلای برگها بیرون می‌آید. میوه آن چهار فندقه و به رنگ قهوه‌ای و سفت و گرد و تخم آن کوچک که در داخل میوه است.



تمام برگ و شکوفه و اعضای گیاه معطر و خوش‌بو و برگ و شکوفه آن کمی تلخ و تند است.


این گیاه در منطقه مدیترانه و بیشتر در سواحل مدیترانه ولی در عین حال در تپه‌ها و ارتفاعات مناطق خشک صحرا نیز می‌روید. در ایران اکلیل الجبل کاشته می‌شود.



تکثیر آن از طریق کشت بذر آن و قلمه آن در خزانه صورت می‌گیرد و روش قلمه معمول‌تر می‌باشد و پس از اینکه قلمه‌ها ریشه‌دار شدند در فصل مناسب به مزرعه اصلی



معارف گیاهی، ج‌2، ص: 261


منتقل می‌شوند. روش کاشت این است که فاصله بین خطوط 1 متر و فاصله بین بوته‌ها روی خطوط 45 سانتی‌متر گرفته شود. برداشت سرشاخه‌های نازک و برگ آن ممکن است سالی دو بار انجام شود، برگها که برداشت می‌شود برای اینکه اسانس آن از دست نرود باید فورا پس از برداشت در محل سایه پهن شده و خشک شوند و به این ترتیب برگها رنگ سبز و بوی مطبوع تلخ و شیرین خود را حفظ خواهند کرد.


ترکیبات شیمیایی


از نظر ترکیبات شیمیایی اکلیل الجبل دارای اسانس روغنی فرّار است (در گیاه تازه در حدود 5/ 1- 5/ 0 درصد). اسانس اکلیل الجبل شامل آلفا- پینن، سینئول 417]، بورنئول، کامفن و رزمارن 418] است. گلها و سرشاخه‌ها گلدار و برگها و اسانس آن هم در طب سنتی کاربرد دارد [والنزوئلا].



خواص- کاربرد


در تایوان، اکلیل الجبل به عنوان مهیج و سقطکننده جنین مورد توجه است و مصرف زیادتر از حد مجاز آن را سمّی می‌دانند. در فیلیپین جوشانده برگهای آن را به عنوان مقوی تونیک، بادشکن، محرک، معرق و قاعده‌آور مصرف می‌کنند، ولی در مصرف داخلی خیلی کم و به مقدار کم استعمال می‌شود. در استعمال خارجی آب خیسانده برگهای آن برای شست‌وشوی چشم در موارد ورمهای ملتحمه زکامی به کار می‌رود و برای حمام کردن زنان که تازه وضع حمل کرده‌اند، به عنوان حمام معطر و همچنین برای حمام کردن بیماران روماتیسمی و فلجها کاربرد دارد [دیگانگکو، پاردو دوتاورنا و کوئی‌زمبینگ . اسانس اکلیل الجبل برای جلوگیری از ریزش مو مؤثر است [پاردو دوتاورنا]. و برگهای آن به عنوان ادویه معطر در آشپزخانه به کار می‌رود [گررو*].



اکلیل الجبل از نظر طبیعت طبق نظر حکمای طب سنتی خیلی گرم و خشک است و خوردن آن برای سرفه‌های رطوبی مزمن و تنگی نفس و خفقان سرد و استسقای زقی (زردآب در پرده صفاق شکم جمع شود) که با حرارت و عطش شدید توأم نباشد و برای باز کردن گرفتگی‌ها، انسداد کبد، طحال، پاک کردن ریه، تحلیل بادها، تسکین



معارف گیاهی، ج‌2، ص: 262



اکلیل کوهی یا اکلیل الجبل



درد کبد، معالجه یرقان سوداوی، خرد کردن سنگ کلیه و مثانه، ازدیاد ترشح بول و حیض مفید است. ضماد آن برای تحلیل ورمهای مزمن مفید است و ضماد برگ آن از سایر اعضا قوی‌تر است و اگر ضماد برگ آن را در موارد چشم‌درد سرد به کار برند، درد را کاهش می‌دهد.



اکلیل الجبل برای گرم‌مزاجان مضر است از این نظر باید با سکنجبین خورده شود، مقدار خوراک آن تا 12 گرم و جانشین آن از نظر خواص دارویی افسنتین است.



در مورد مصرف دم‌کرده آن 20- 5 گرم برگ یا سرشاخه گلدار آن برای هزار گرم آب کافی است. در مواردی که نتیجه خوب گرفته شود این مقدار تا 50 گرم امکان افزایش دارد. خیس‌کرده 40- 30 گرم برگ و سرشاخه‌های گلدار آن در سرکه



معارف گیاهی، ج‌2، ص: 263



رقیق که مدت 3- 2 روز بماند و پس از آن روزی 5- 4 قاشق خورده شود به عنوان مدر برای ازدیاد ترشح بول و استسقا نافع است.



الکولاتور اکلیل الجبل: سرشاخه‌های گلدار تازه اکلیل الجبل 1000 گرم، الکل 80 درجه 3000 گرم، عرق اکلیل الجبل 1000 گرم، مدت 4 روز بخیسانند و سپس در حمام ماریه تقطیر کنند تا جمع محصول تقطیرشده به 2500 گرم برسد. مقدار خوراک 20- 10 گرم بسته به مورد در یک شربت مناسب ریخته روزانه خورده شود.



در فرانسه 10- 5 گرم سرشاخه گلدار و گلهای گیاه را در یک لیتر آب جوش دم می‌کنند و 3- 2 فنجان در روز به عنوان ضد اسپاسم در موارد آسم روزانه می‌خورند.



همچنین به عنوان محرک در موارد سوءهاضمه 20- 10 گرم گیاه اکلیل کوهی خشک را در یک لیتر سرکه رقیق خوب ریخته مدت یک شب می‌گذارند خیس بخورد و سپس صاف کرده و در هر وعده غذا یک لیوان از آن را می‌خورند.


در موارد گریپ نیز مرسوم است 60 گرم گیاه خشک را در یک لیتر آب جوش دم می‌کنند و 3- 2 فنجان در روز به عنوان ضد اسپاسم می‌خورند.

معارف گیاهی، ج‌2، ص: 264
//////////////
اکلیل . [ اِ ] (اِخ ) یکی از منازل ماه و آن چهار ستاره است صف کشیده . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از شعوری ج 1 ورق 117) (از اقرب الموارد). نام دو صورت فلکی . (فرهنگ فارسی معین ). از ستارگان منزلهای قمر و آن سه ستاره است و فاصله هر یک از آنها بنظر یک ذراع می رسد، وجه تسمیه ٔ آن بدین سبب است که گویی چون تاجی بر پیشانی عقرب قرار داد. (از صبح الاعشی ج 2 ص 160). یکی از بیست و هشت منزل قمر. (شرفنامه ٔ منیری ). منزل هفدهم از منازل بیست و هشت گانه ٔ قمر و آن از آخر زبانست تا هشت درجه و 34 دقیقه و 17 ثانیه و از رباطات دوم است . ستاره ایست بر جبهه ٔ عقرب و عرب آنرا بر سر عقرب (رأس العقرب ) شمارد و آن غیر از اکلیل شمالی در اصطلاح یونانیان است و آن رقیب ثریاست و نزد احکامیان منزلی نحس است . (یادداشت مؤلف ). منزل هفدهم از منازل ماه و آن سه ستاره است برپیشانی کژدم و یکی از صور شمالی است که عامه او را به کاسه ٔ یتیمان و مسکینان مانند کنند. (از التفهیم ). نام منزل هفدهم از منازل قمر و آن سه ستاره ٔ مثلث شکل است بصورت تاج بر پیشانی عقرب . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). سه کوکبند بر خط مقوس مانند غفر و جبهه از پس او باشد و بعضی پندارند که اکلیل جبهه ٔ عقرب است و جبهه سه کوکب روشن پیش عقرب ، و آن منزل هفدهم است و رقیب او ثریا باشد. (جهان دانش ص 120) :
دو پیکر چو تختی و اکلیل تاجی
ز نثره نثاری و طرفه چو حملی .

منوچهری .


افسری بود بر سر اکلیل
کمری داشت بر میان جوزا.

مسعودسعد.


اکلیل به قلب تاج داده
عقرب به کمان خراج داده .

نظامی .


به سر بر ترا دایم اکلیل باد
به زیر کفت فرق اکلیل باد.

؟ (از شرفنامه ٔ منیری ).


- اکلیل جنوبی ؛ یکی از صورتهای جنوبی .ادحی النعام (جایگاه خایه نهادن اشترمرغ ). قبه . (فرهنگ فارسی معین ). یکی از صور جنوبی فلک که بصورت تاجی تخیل شده و شامل چندین ستاره ٔ خرد است و در جنوب نعام الصادر و نعام الوارد جای دارد و آنرا قبه نیز نامند. صورتی از صور فلکی و کواکب آن هفتند. نام صورت سیزدهم از صور چهارده گانه ٔ فلکی جنوب . (یادداشت مؤلف ).
- اکلیل شامی ؛ نام صورت ششم از نوزده صورت شمالی فلکی قدماست که آنرا فکه نیز گویند. (مفاتیح ).
- اکلیل شمالی ؛ یکی ازصورتهای شمالی . فکه . کاسه ٔ درویشان . قصعةالمساکین . کاسه ٔ یتیمان . کاسه ٔ لئیمان . (فرهنگ فارسی معین).
////////////
رومارن . [ رُ رَ ] (فرانسوی ، اِ) اکلیل است از تیره ٔ لابیه و قسمت قابل مصرف آن سرشاخه های گلدار. ماده ٔ موثره : اسانس . موارد استعمال : سرشاخه های گلدار تازه - الکاوولنه ررسرشاخه های خشک : اسپس وولنه رر. (از کارآموزی داروسازی ص 212).