فقاعییان کجا مستقر بودند و دکه و دکان و محل کسب این صنف کجای شهرها بوده؟
فقاعی . [ ف ُ ] (ص نسبی ) این انتساب فقاع ساز و فقاع فروش را افاده کند. (سمعانی ). مویزآب فروش . آبجوفروش . (یادداشت مؤلف ). بوزه فروش و آنکه برف و دوشاب بفروشد. (آنندراج): در این میان مردی فقاعی - حاجب بگتغدی - رفته بود تا لختی یخ و برف آرد. (تاریخ بیهقی).
در تاریخ ایران و جغرافیای شهری قدیم (بهویژه در دوران غزنویان، سلجوقیان و صفویان)، فقاعیان (سازندگان و فروشندگان فقاع، آبجو/آبمویز خنک و گازدار) صنف بسیار پررونق و محبوبی بودند. با توجه به نوع محصول آنها که نوشیدنیای خنک، گوارا و عامهپسند بود، محل استقرار و دکههای آنها ویژگیهای جغرافیایی و اجتماعی خاصی داشت:
۱. محل استقرار دکهها و دکانهای فقاعی در شهرها
فقاعیان به دلیل نیاز به رفتوآمد زیاد مردم و همچنین نیاز مبرم به آب و یخ، در نقاط خاصی از شهرها دکه میزدند:
راستهی بازارها و میدانهای اصلی شهر: دکانهای اصلی فقاعی معمولاً در شلوغترین بخشهای بازار، ورودی کاروانسراها و میدانهای مرکزی شهر (مانند میدان گاهها) قرار داشتند تا مسافران، بازاریان و رهگذران خسته بتوانند گلویی تازه کنند.
نزدیک به قناتها، جویبارها و یخچالها: تولید فقاع نیازمند آب فراوان و عملآوری در خمره بود و عرضه آن به مصرفکننده باید همراه با برف و یخ انجام میشد (همانطور که در متن تاریخ بیهقی اشاره شده). بنابراین، دکههای آنها غالباً در نزدیکی منابع آب شهر یا مخازن یخ قرار داشت.
حاشیه محلههای پرجمعیت و گذرگاههای عامه: برخلاف برخی اصنافِ اعیانی (مثل زرگران یا پارچهفروشان)، فقاعیها اصطلاحی «عامهپسند» و مردمی بودند؛ به همین دلیل دکههای کوچک آنها در سرِ گذرها، پاتوقها و محلههای پررفتوآمد پراکنده بود.
کارگاهها (فقاعخانهها): محل ساخت فقاع (که شامل خمرهداری و تخمیر مویز یا جو بود) معمولاً در حاشیه شهر یا کارگاههای پشتیِ بازار قرار داشت تا بوی تخمیر باعث آزار دیگران نشود، اما فروش آن در دکههای کوچک (دکاکین) وسط شهر انجام میشد.
۲. جایگاه اجتماعی و ویژگی دکههای فقاعی
فضای پاتوقگونه: دکان فقاعیها صرفاً محل خرید و فروش نبود، بلکه مانند قهوهخانههای دورههای بعد، محلی برای تجمع، گفتگو، استراحت و اخبارگیری مردم عادی و گاه لشکرساری و غلامان حاکمان (چنانکه در تاریخ بیهقی آمده) به شمار میرفت.
وسایل و ظروف مخصوص: دکه یک فقاعی معمولاً با کوزهها و خمرههای سفالی (فقاعهها)، سبوهای لعابدار و قالبهای بزرگ برف و یخ که برای خنک نگه داشتن نوشیدنی استفاده میشد، شناخته میشد.
خلاصه: دکههای صنف فقاعی بیشتر در ورودی بازارها، راستههای پررفتوآمد، سرِ گذرگاههای اصلی شهر و نزدیک به منابع یخ و آب مستقر بودند تا بیشترین دسترسی را به عامه مردم و خریداران تشنه داشته باشند.
/////////////
آیا مثل دوره قاجار غالبا یهودی بودند، می دانیم که در دوره قاجار تا اوائل دوره پهلوی یهودین ساکن خیابان سیروس خمار و تامین کننده عوامل طرب جشنها و مهمانی ها بودند
پاسخ کوتاه به پرسش دقیق شما این است: خیر، فقاعیها در قرون پیشین (مانند دوره غزنوی، سلجوقی یا ایلخانی) غالباً یهودی نبودند، بلکه مسلمان بودند؛ اما ریشهی این قیاس و شباهت تاریخی بسیار قابل توجه است.
برای درک دقیق این تفاوت ماهوی میان «فقاعیهای دوره غزنوی/سلجوقی» و «میفروشان/مطربان یهودی دوره قاجار»، باید به چند نکته تاریخی، فقهی و اجتماعی توجه کرد:
۱. تفاوت ماهوی فقاع با شراب (مسکر)
تفاوت اصلی در ماهیت خود نوشیدنی و نظارت مذهبی بر آن بوده است:
فقاع در قرون اولیه و میانه اسلامی: نوشیدنیای تخمیرشده، سبک و گازدار بود که عمدتاً از جو یا مویز تهیه میشد و بیشتر نقش یک «آبمیوه/آبجوی خنک و گوارا» را برای عامه مردم در تابستان داشت. اگرچه فتاوای فقهی (به ویژه در فقه شیعه) بعداً فقاع را به دلیل درصدی از تخمیر در حکم مسکر یا نجس دانستند، اما در سنّت اهلسنت و جغرافیای خراسانِ عصر غزنوی و سلجوقی، فقاع جزو آشامیدنیهای رایج و علنی روزمره بود.
صنف فقاعی:
به همین دلیل، صنف فقاعیان صنف رسمی، علنی و دارای دکان در وسط بازار مسلمانان بود. در متون آن دوران (مانند تاریخ بیهقی، اسرارالتوحید یا اشعار خاقانی و انوری) فقاعیها مسلمانانی بودند که علناً در بازار دکهداری میکردند.
۲. چرا در دوره قاجار، تولید شراب و خمارخانه دست یهودیان افتاد؟
دقیقاً همانطور که اشاره کردید، در دوره قاجار تا اوایل پهلوی، محلههایی مانند محله یهودیان تهران (سیروس/سرچشمه) و صنف مطربان، خماران و ساقیگران در انحصار پیروان ادیان غیرمسلمان (عمدتاً یهودیان و بخشی ارامنه) بود.
علت این امر دو مسئله بود:
قوانین شرعی و ممنوعیت خمر برای مسلمانان: چون شرابسازی، شرابفروشی، نوازندگی مطربی و احتکار/فروش مسکرات در شریعت اسلام برای مسلمانان جرم و گناه کبیره بود، اداره حکومتها تولید و فروش آن را به «اهل ذمّه» (اقلیتهای مذهبی) واگذار میکردند که در دین خودشان ممنوعیتی نداشت.
محدودیتهای شغلی اقلیتها:
در عصر صفوی و قاجار، اقلیتهای مذهبی از حضور در بسیاری از اصناف اصلی بازار (به دلیل مسائلی چون رعایت طهارت و نجاست از سوی عامه) محروم بودند. از این رو، شغلی مانند شرابسازی، نوازندگی مجالس جشن، تریاکفروشی و عتیقهفروشی به اجبار یا از سر ضرورت اقتصادی به انحصار آنها درآمد.
۳. جمعبندی و مقایسه دو عصر
بنابراین، شباهت عملکردی (ارائه خنکی، نشاط یا نوشیدنی) وجود دارد، اما فقاعیهای قدیم، شغل شغلِ پیروان ادیان دیگر نبود؛ بلکه با سختتر شدن قوانین مذهبی و دگرگونی ساختار اصناف در قرون بعد (بهویژه از صفویه به بعد)، صنف خماران و مطربان شهری به شکل مجزا به اقلیتهای یهودی در محلههایی مانند خیابان سیروس منتقل شد.
