بلفرخج . [ ب ُ ف َ رَ ] (ص ، اِ) بد. زشت. پلید. ناپاک. (ناظم الاطباء). || شکلک، و بازخمانیدنی است از ابوالفرج. (یادداشت مرحوم دهخدا) :
نامت فرخج و کنیت ملعون بلفرخج.
واژه «بوالفرجخ» (یا گاهی بوالفرجخه / بوالفرَجَخ) در زبان فارسی اصطلاحی کهن و کمکاربرد برای اشاره به شکلک، صورتک، کاریکاتور یا پدیدهای عجیب و خندهآور است.
ریشهشناسی این واژه از ترکیب دو بخش اصلی تشکیل شده است:
۱. «بوالـ» (مخفف ابوالـ)
مفهوم: در زبان عربی، «ابو» به معنای پدر است، اما وقتی بهصورت کنیه ترکیبی (مثل ابوالعجب یا بوالعجب) درمیآید، به معنای «دارنده»، «صاحب» یا «مظهر» یک ویژگی به کار میرود.
کاربرد: در فارسی پیشوند «بوالـ» برای ساختن صفات مبالغه استفاده میشود (مانند بوالفضول: پرحرف/فضول، بوالهوس: پرهوس).
۲. «فرجخ» (یا فرَجَخ)
مفهوم: بخش دوم یعنی «فرجخ»، در ریشهشناسی واژههای پیش از اسلام و فارسی میانه (پهلوی) ریشه دارد. این واژه با کلماتی مانند «فرخج» یا «فرخجیدن» (به معنای شکلک درآوردن، دهنکجی کردن، یا تغییر دادن چهره بهقصد مسخرگی) همریشه و متداخل است.
معنی واژگانی: به رفتارهای زشت یا حرکات عجیب صورت گفته میشد که برای خنداندن، مسخره کردن یا تحقیر انجام میشد.
جمعبندی و سیر معنایی
ترکیب این دو بخش (بوال + فرجخ) کلمهای به معنای «صاحب شکلک» یا «چیزی که پر از حرکات و صور عجیب و خندهدار است» میسازد.
کاربرد کهن: در متون کهن فارسی، این کلمه برای اشاره به شخص مسخرهباز، دهنکج، یا صورتکهای متحرک و خندهآور در نمایشها استفاده میشده است.
معادل امروزی: با ورود مفهوم Western/Modern کاریکاتور و طرحهای طنزآمیز به ادبیات معاصر، لغتپژوهان و فرهنگنویسان (از جمله در برخی مداخل لغتنامه دهخدا) «بوالفرجخ» را به عنوان معادل کهن فارسی برای «کاریکاتور» یا «تصویر مسخرهآمیز» ثبت کردهاند.
الرَّسْمُ السَّاخِرُ أو الرسم الهزلي (الإيطالية: Caricatura) وتُعرَّب كاريكاتور، هو تصوير يبالغ في إظهار خصائص أو نقائص شخص أو شيء ما، بهدف السخرية أو النقد الاجتماعي أو السياسي أو الفني أو غيره، وفن الرسوم الساخر له القدرة على النقد بما يفوق المقالات والتقارير الصحفية أحيانا.
التسمية

في التأثيل الكاريكاتير اسم مشتق من الكلمة الإيطالية «كاريكير» (الإيطالية: Caricare)، التي تعني «يبالغ، أو يحمَّل مالا يطيق»، والتي كان موسيني (Mousini) أول من استخدمها، سنة 1646. وفي القرن السابع عشر، كان جيان لورينزو برنيني (Gian Lorenzo Bernini) ، وهو مثّال ورسام كاركاتيري ماهر، أول من قدمها إلى المجتمع الفرنسي، حين ذهب إلى فرنسا، عام 1665.
وقد ازدهر فن الرسوم الساخرة في إيطاليا، فأبدع الفنانون الإيطاليون كثيراً من الأعمال الفنية. ومن أشهرهم تيتيانوس (1477-1576) ، الذي عمد إلى نسخ بعض الصور القديمة المشهورة، بإعادة تصويرها بأشكال مضحكة.
لمحة تاريخية
ظهرت أول رسوم ساخرة مهمة في أوروبا خلال القرن السادس عشر الميلادي. وكان معظمها يهاجم إما البروتستانتيين وإما الرومان الكاثوليك خلال الثورة الدينية التي عرفت بحركة الإصلاح الديني. وأنجبت بريطانيا عددا من الرسامين الساخرين البارزين خلال القرنين الثامن عشر والتاسع عشر الميلاديين. وقد اشتهر وليام هوجارث برسوماته الساخرة التي انتقدت مختلف طبقات المجتمع الإنجليزي. وأبدع جورج كروك شانك، وجيمس جيلاري، وتوماس رولاندسون المئات من الرسوم الساخرة اللاذعة حول السياسة والحكومة في إنجلترا.
الرسامون الساخرون
هناك العديد من الرسامون الساخرون العرب وغير العرب، ومن العرب يشتهر ناجي العلي، وأمية جحا، ومحمود عباس وغيرهم الكثير.
حَوْسَبَة الرسم الساخر
وكانت هناك بعض الجهود لإنتاج الرسوم تلقائيا أو شبه تلقائيا باستخدام تقنيات رسومات الحاسوب. على سبيل المثال، النظام الذي اقترحه آكلمان Akleman وآخرون. وهو نظام يوفر أدوات مصممة خصيصا لإنتاج رسوما ساخرة في وقت أسرع. هناك عدد قليل جدا من البرمجيات المصممة خصيصا لإنشاء الرسوم تلقائيا. يتطلب نظام الرسم بالحاسوب مهارة تختلف قليلا بالمقارنة مع الصور الساخرة المرسومة علي الورق. وبالتالي فإن استخدام جهاز كمبيوتر في الإنتاج الرقمي للرسومات يتطلب معرفة متطورة بوظائف البرنامج. بدلا من أن تكون طريقة أبسط لرسم صورة ساخرة، يمكن أن يكون أكثر تعقيدا من رسم الصور التي تظهر بشكل ملون وأكثر جودة مما يمكن إنشاؤها باستخدام الأساليب التقليدية. وكان حجر الزاوية في التعريف الرسمي للرسم الساخر في أطروحة الماجستير لسوزان برينان في عام 1982. في نظامها تم إضفاء الطابع الرسمي للرسم الساخر تحت مسمي عملية المبالغة في الاختلافات أكثر من شكلها العادي. على سبيل المثال، إذا كان الأمير شارلز له أذنان أكثر وضوحا من الشخص العادي فسيكون في صورة ساخرة له أذنان أكبر بكثير من المعتاد. طبق نظام برينان هذه الفكرة بطريقة آلية جزئيا على النحو التالي: في المشغِّل يتطلب إدخال الرسم الجبهي للشخص المطلوب وجود طوبولوجيا موحدة أو مخطَّط موحد (عدد وترتيب خطوط لكل وجه) وثم حصلت على رسم مطابق للأصل لوجه ذكر عادي. ثم ببساطة رسمت الوجه المحدد عن طريق طرْح النقطة المطابقة له على وجهه الوسطي يعني (وضع الأصل في منتصف الوجه)، وتوسيع نطاق هذا الاختلاف باستخدام عامل أكبر من آخر وإضافة الفرق الذي تم إزالته على الوجه الوسطي.
انظر أيضًا
المراجع
- المعجم الموحد لمصطلحات الفنون التشكيلية: (إنجليزي - عربي - فرنسي). سلسلة المعاجم الموحدة (24) (بالعربية والإنجليزية والفرنسية). الرباط: مكتب تنسيق التعريب. 1999. ص. 16. ISBN:978-9981-1888-6-0. LCCN:2001303383. OCLC:745314992. OL:13215072M. QID:Q116069621.
- المعجم الموحد لمصطلحات الآداب المعاصرة: (إنجليزي - فرنسي - عربي). سلسلة المعاجم الموحدة (40) (بالعربية والإنجليزية والفرنسية). الرباط: مكتب تنسيق التعريب. 2015. ص. 28. ISBN:978-9954-9375-5-6. OCLC:1008774428. QID:Q116267893.
- يحيى الشهابي (1967)، معجم المصطلحات الأثرية (بالعربية والفرنسية)، دمشق: مجمع اللغة العربية بدمشق، ص. 93، OCLC:1103727294، QID:Q130362523
- أحمد زكي بدوي (1991). معجم مصطلحات الدراسات الإنسانية والفنون الجميلة والتشكيلية (ط. 1). القاهرة؛ بيروت: دار الكتاب المصري؛ دار الكتاب اللبناني. ص. 57. ISBN:977-1875-08-6.
- E. Akleman, J, Palmer, R. Logan, "Making Extreme Caricatures with a New Interactive 2D Deformation Technique with Simplicial Complexes", Proceedings of Visual 2000, pp. Mexico City, Mexico, pp. 165–170, September 2000. See the author's examples on VIZ-tamu.edu نسخة محفوظة 2007-07-01 على موقع واي باك مشين
- Susan Brennan, The Caricature Generator, MIT Media Lab master's thesis, 1982. Also see Brennan، Susan E. (1985). "Caricature Generator: The Dynamic Exaggeration of Faces by Computer". Leonardo. ميت بريس. ج. 18 ع. 3: 170–8. DOI:10.2307/1578048. ISSN:1530-9282. JSTOR:1578048 – عبر جايستور.
وصلات خارجية
- مقالة رسم ساخر في الموسوعة العربية.
- الموقع الرسمي لشبكة رسام الكاريكاتير - وهي رابطة غير ربحية تُعنى بالفن الكاريكاتيري. (بالإنجليزية)
- موقع بيت الكرتون
- Wittygraphy - شبكة تواصل اجتماعية مخصصة لمشاركة ونقاش وتشجيع فن الكاريكاتير. (بالإنجليزية)
کاریکاتور (از فرانسوی: caricature) نوعی نقاشی است که سوژهٔ دلخواه را به صورت مضحک و خنده آوری ترسیم میکند. واژهٔ کاریکاتور[۱] که اصل آن به زبان ایتالیایی کلمه کاریکاتورا Caricatura است[۲] از فعل کاریکاره[۳] ایتالیایی، به معنی بار کردن گرفته شدهاست. کاریکاره جریمهکردن و توبیخکردن نیز معنی میدهد و به نظر میرسد که نخستین بار توسط شخصی به نام موسینی[۴] در سال ۱۶۴۶ میلادی به کار رفته باشد و او نیز به نوبه خود این واژه را کاراچی،[۵] یعنی نقاشیهای خیابانی بلونیایی هم عصر خویش گرفته باشد. همچنین هانس هولبین (حکاک، چاپگر و نقاش آلمانی) مجموعه ای از آثار حکاکی شده خود را در قرن شانزدهم کاریکاتور نامید.[۶] چرا که این نقاشیها همواره دارای عناصری اغراقآمیز بودند که سوژهها را مضحکه میکردند. همچنین ممکن است که کاریکاتور از واژهٔ کاراتره[۷] (caracter) یا کارا[۸] اسپانیایی به معنای صورت اخذ شده باشد. عمدهترین بخش هر کاریکاتور صورت آن است. فی المثل در صورتهای کاریکاتوری که آلبرشت دورر و لئوناردو دا وینچی هر دو مستقلاً حدود سال ۱۵۰۰ ترسیم کردهاند، صورتهایی با دماغ دراز و چانهٔ دراز مشاهده میکردند.
تاریخچه پیدایش

هنر کاریکاتور خیلی پیش از پیدایش روزنامهنگاری و حتی اختراع صنعت چاپ در دنیا رواج داشته و در واقع عمری به درازای تاریخ مکتوب انسان دارد. این هنر در عصر باستان شناخته شده و رواج داشتهاست. اولین کاریکاتورهایی که در آنها مسائل سیاسی و اجتماعی مطرح شد، در حفاریهای شهر پمپی به دست آمده که تقریباً ۱۹۰۰ سال پیش در زیر گدازههای آتشفشانی پنهان بود. این کاریکاتورها بر روی ستونهای سنگی کنده شده بود و در معرض دید همگان قرار داده میشد. در قرن اخیر اگر چه در نقاشیهای نقاشان بزرگ قرن ۱۶ میلادی، از قبیل هولباین، بروگل نقشهای کاریکاتور فراوان به چشم میخورد، اما سنت کاریکاتور سازی که اساس آن تأکید بر جنبههای خندهآور اشخاص، موضوع کاریکاتور است. در قرن ۱۷ میلادی بهدست آگوستینو کاراچی در ایتالیا پایهگذاری شد.
اولین و معروفترین کاریکاتوریستها

آگوستینو کاراچی نقاش ایتالیایی اولین هنرمندی بود که برای سرگرمی خود و دوستانش از چهره واقعی، تصاویر کمیک میکشید. کسانی که از کارگاه او دیدن میکردند، سوژههای تصاویری وی میشدند. این بازدید کنندگان چهره خود را به صورت سگ، خوک، قاطر یا حتی پارچ آب و قرص نان میدیدند.
معروفترین کاریکاتوریست در قرن ۱۸ میلادی نقاش انگلیسی ویلیام هوگارت بود(۱۷۶۴–۱۶۹۷). هوگارت نمیخواست به عنوان یک کاریکاتوریست شناخته شود. در حقیقت کارهای وی بسیار جدیتر از کاریکاتورهایی بود که پیش از آن کشیده شده بود. در طرحها و نقاشیهای وی تمام چیزهای شیطانی و احمقانه در انگلستان آن زمان نشان داده شدهاست. او به ندرت چهره واقعی مردم را میکشید، اما شخصیتها در تصاویر وی شامل آدمهای خوب و بد، مستها، مردان و زنان مد پرست هستند. هوگارت هنرمندی بزرگ بود و نشان داد که یک کاریکاتوریست تا چه اندازه میتواند پر معنا باشد. دیگر هنرمندان انگلیسی برای نمایش زشتی و حماقت به ویژه در سیاست از شیوه هوگارت پیروی کردند.
اونوره دومیه هنرمند فرانسوی یکی از تاثیرگذارترین و معروفترین کاریکاتوریستهای قرن ۱۹ که با آموختن شیوه لیتوگرافی و به راه افتادن نشریه کاریکاتور شارل فیلیپون، رونق خاصی به کاریکاتور داد. آثار دومیه کلاسیکترین شیوه پرداخت کاریکاتور است.[۹]
از جمله کاریکاتوریستهای ایرانی به توکا نیستانی و مسعود مهرابی میتوان اشاره کرد. مسعود مهرابی اولین ایرانی بود که چندین نمایشگاه کاریکاتور در خارج از کشور برگزار کرد و اولین ایرانی بود که جوایز بینالمللی از جمله مدال نقره جشنواره کاریکاتور ژاپن و مدال برنز برلین را دریافت کردهاست. او صاحب امتیاز و مدیر مسئول ماهنامه سینمایی فیلم بود. کاریکاتوریستهای مشهور دیگر عبارتند از:
- توماس رولندسون (۱۸۲۷–۱۷۵۶)
- جیمز گیلری (۱۸۱۵–۱۷۵۷)
- جورج کرویک شانک (۱۸۷۸–۱۷۹۲)
- دیوید لوین
- گیرمو موردیلو
انواع کاریکاتور
کاریکاتور از نظر شکل و طراحی پنج نوع است که عبارتند از:
- کاریکاتور ساده: در این کاریکاتور طراح، تناسب اعضای بدن انسان و اشیا را تغییر میدهد.
- کاریکاتور هجایی: این طرحها کاریکاتورهایی هستند که ضمن تغییر عیب جو و ریشخندکننده نیز هستند. در کاریکاتورهای سیاسی، بیشتر از این طرحها استفاده میشود.
- طرحهای کمیک: معمولاً ژورنالیستها، صفحه فکاهی خود را از این طرحها پر میکنند. هدف اصلی این طرحها بیشتر خنداندن خوانندگان روزنامه یا مجله است و طراح، اهداف تزیینی یا اجتماعی را دنبال نمیکنند.
- طرحهای ساده: نقش اصلی و اساسی آن انتقاد و تفسیر کارها و فعالیتهای روزانه در روزنامه و مجلات است.
- طرحهای فانتزی: این طرحها هم کم و بیش کمیک هستند اما تخیل در آنها نقش اساسی دارد.
نگارخانه
جستارهای وابسته
منابع
- انیمیشن از نخستین گامها تا اعتلا. بهروز غریب پور. دانشگاه هنر. چاپ اول. ۱۳۷۷
