پس از علی خامنهای چه کسی در ایران قدرت را در دست دارد؟
زمانی که آیتالله علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ایران بود، قدرت مطلق در تصمیمگیری درباره جنگ، صلح و مذاکرات با ایالات متحده، در اختیار رهبری بود. اما مجتبی، پسر و جانشین او، چنین نقشی ندارد. به نوشته فرناز فصیحی، خبرنگار نیویورک تایمز، کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، آغازگر شکل تازهای از رهبری جمعی در ایران بوده است؛ ساختاری که در آن قدرت بیشتری به فرماندهان نظامی، بهویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، منتقل شده است.
منتشر شده در:
تا پیش از جنگ اخیر، روشن بود که چه کسی در ایران حرف آخر را میزند: رهبر کشور، علی خامنهای، به عنوان مرجع اصلی مذهبی، سیاسی و نظامی، بالاتر از همه قرار داشت. پس از مرگ او، پسرش به عنوان جانشین انتخاب شد. اما در حالی که مجتبی خامنهای به شدت مجروح شده و در خفا به سر میبرد، این پرسش اساسی مطرح شده است که واقعاً چه کسی در ایران قدرت را در دست دارد؟
پاسخ، نه یک نفر، بلکه گروهی از افراد است. فرناز فصیحی، خبرنگار نیویورک تایمز، پس از گفتگو با تعدادی از مقامات ارشد و اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و همچنین افراد مرتبط با علی و مجتبی خامنهای، در مقالهای تحت عنوان «عصر جدید و رهبری جدید: ژنرالهایی که ایران را اداره میکنند» توضیح میدهد که جنگ اخیر چگونه سپاه را تقویت کرده و در حال تبدیل نظام دینی ایران به چیزی شبیه یک رژیم نظامی است.
عملاً فرماندهان سپاه کشور را اداره میکنند
روز سهشنبه، در حالی که جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، برای دور دوم مذاکرات صلح آماده سفر به اسلامآباد پاکستان میشد، ایران از شرکت در این مذاکرات انصراف داد. این تصمیم توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گرفته شد. آنها استدلال کردند که محاصرهای که دونالد ترامپ اعمال کرده، مذاکرات را بیفایده میکند. رئیسجمهور و وزیر امور خارجه ایران هر دو با این نظر مخالف بودند، اما دیدگاه سپاه —همانطور که این روزها معمول است— غالب شد.
زمانی که علی خامنهای رهبر ایران بود، کنترل کامل تصمیمات مربوط به جنگ، صلح و مذاکرات با آمریکا را در دست داشت. اما گزارش فرناز فصیحی نشان میدهد که پسر و جانشین او، چنین نقشی ایفا نمیکند.
اگرچه مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جدید معرفی شده، اما بهدلیل شرایط جسمی و محدودیتهایش، بسیاری از تصمیمگیریهای کلیدی—بهویژه در حوزههای نظامی و امنیتی—به فرماندهان ارشد سپاه واگذار شده است.
مجتبی خامنهای پس از جراحات شدید ناشی از حملاتی که به کشته شدن پدرش انجامید، در انتظار دریافت پای مصنوعی است و در صحبت کردن نیز دچار مشکل شده است. او همچنین از زمان انتصابش، در انظار عمومی دیده نشده و صدایش هم شنیده نشده است.
فرناز فصیحی در گزارش پرجزئیات خود از رهبری جدید ایران در زمان جنگ، توضیح میدهد که در حال حاضر عملاً مجموعهای از فرماندهان کارآزموده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و افراد همسو با آنان، تصمیمگیرندگان اصلی در مسائل امنیتی، جنگ و دیپلماسی هستند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مدتهاست که در امور نظامی، سیاسی و اقتصادی ایران قدرت را در دست دارد. با این حال در دوران خامنهای پدر، نیروهای سپاه همچنان زیر نظر یک رهبر مذهبی -که فرمانده کل قوا نیز بود- خدمت میکردند.
مرگ علی خامنهای در حملات مشترک آمریکا و اسرائیل در نخستین روز جنگ، یک خلأ قدرت و در پی آن فرصتی ایجاد کرد که در آن، سپاه با حمایت از مجتبی، متحد دیرینه خود، نقش مهمی در رساندن او به مقام رهبری ایفا کرد. از آن زمان، سپاه عملاً تصمیمگیرنده اصلی بوده و به این ترتیب، جمهوری اسلامی در حال ورود به دوران جدیدی است که در آن نه توسط روحانیون بلکه تحت یک رژیم نظامی اداره شود.
کنار زدن رقبای سیاسی
دونالد ترامپ بارها گفته است که جنگ با ایران به «تغییر رژیم» منجر شده و رهبران جدید «بسیار معقولتر» هستند. در واقعیت، جمهوری اسلامی سرنگون نشده، بلکه تکامل یافته است. اینکه آیا معقولتر شده یا نه، نیز بستگی به زاویه دید دارد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طراح اصلی پاسخ نظامی ایران به حملات آمریکا و اسرائیل بود. آنها استراتژی حمله به کشورهای همسایه در خلیج فارس و، مهمتر از آن، بستن تنگه هرمز را مطرح کردند.
همچنین این سپاه بود که با آتشبس موقت با آمریکا موافقت کرد و سپس محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و از فرماندهان سابق سپاه، را برای هدایت مذاکرات با ونس در اسلامآباد منصوب کرد. پس از لغو مذاکرات، آنها دو کشتی باری را که سعی داشتند «بدون مجوزهای لازم» از تنگه هرمز عبور کنند، توقیف کردند.
به نوشته فرناز فصیحی، سپاه همچنین از دستاوردهای خود در جنگ برای کنار زدن رقبای سیاسی داخلی استفاده کرده است. رئیسجمهور و کابینهاش از تصمیمگیریهای مهم کنار گذاشته شدهاند و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه که پیش از جنگ هدایت مذاکرات را بر عهده داشت، به حاشیه رانده شده است.
جمهوری اسلامی نسخه ۳,۰
رهبر جدید، سومین رهبر از زمان انقلاب اسلامی، که در جنگ ایران و عراق در یکی از واحدهای سپاه جنگیده است، پیوندهای عمیقی با این نهاد دارد. فرناز فصیحی در گفتگویی که در راستای مقاله اش با نیویورک تایمز انجام داده میگوید که وضعیت جدید را «میتوان جمهوری اسلامی نسخه ۳,۰ دانست. نقش دین کمرنگتر شده، ژنرالها کشور را اداره میکنند و رهبر نیز با آنها همسو است.»
دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید
آبونه شویددولت ترامپ جنگ را با این تصور آغاز کرد که شاید بتواند در میان سپاه، جناحهای عملگرایی پیدا کند که بتوان با آنها به توافق رسید. فصیحی در این رابطه میگوید:«این احتمال وجود دارد که سپاه، ایران را عملگرایانهتر از روحانیون بر ایران حکومت کند. آنها منافع اقتصادی دارند، بنابراین ممکن است برای باز کردن اقتصاد کشور و جذب سرمایهگذاری خارجی در قالب یک توافق آمادگی بیشتری داشته باشند.»
با این وجود، به نظر میرسد دولت آمریکا در مورد وجود شکافهای جدی در میان آنها دچار اشتباه شده است. شکل جدید حکومت جمعی تحت رهبری ژنرالها به نوعی تفرقه در رأس قدرت و اختلافات داخلی که میتوانست به نفع آمریکا باشد، منجر نشده است. به گفته فصیحی، همه طرفها بر سر بسته نگه داشتن تنگه هرمز تا زمان لغو محاصره توسط آمریکا اتفاق نظر دارند. آنها میدانند که این بزرگترین اهرم فشارشان است و تا بازگشت دو طرف به میز مذاکره، آن را رها نخواهند کرد.
پیامدها برای مردم ایران
تأثیر تحول در رهبری ایران اما بیش از همه توسط مردم ایران احساس خواهد شد.
محدودیتهای اجتماعی که پیشتر توسط رهبران مذهبی اعمال میشد، تا حدی کاهش یافته اما در عین حال، رژیم همچنان به اعدام معترضان ادامه میدهد و در سراسر کشور ایستهای بازرسی نظامی برپا کرده است. به گفته فرناز فصیحی این امکان وجود دارد که رژیم در مسائل اجتماعی سختگیری کمتری کند اما از نظر سیاسی سرکوبگرتر شود.
البته باید در نظر داشت که کشور هنوز در حال جنگ است. این تغییرات مهم در کمتر از دو ماه رخ دادهاند و هنوز مشخص نیست که در پایان این بحران، چه نوع ایرانی شکل خواهد گرفت.

