۱۴۰۵ اردیبهشت ۳, پنجشنبه

ساخت آنکه یکی بَیوگانی هم بآیین و رسم یونانی. عنصری.

وقتی عنصری می گوید ساخت بیوگانی به ـئین و رسم یونانی منظور کدام آئین و رسم و چگونه است؟

عنصری بلخی در این بیتِ معروف به توصیفِ مهارت و شکوهِ عمارت‌سازی و تزییناتِ کاخ می‌پردازد. برای درک دقیق منظور او، باید به بافت تاریخی و فرهنگی عصر غزنوی نگاه کنیم.

۱. مفهوم «آئین و رسمِ یونانی»

منظور از «رسم یونانی» در ادبیات کلاسیک فارسی، به‌ویژه در قرن چهارم و پنجم هجری، اشاره به نقاشی، پیکرنگاری و هنرهای تجسمی بسیار دقیق و واقع‌گرایانه است.

در آن دوران، یونان (روم شرقی یا بیزانس) به عنوان کانون هنرهای بصری، رنگ‌آمیزی‌های خیره‌کننده و تصاویر متحرک‌نما شناخته می‌شد. وقتی عنصری از این اصطلاح استفاده می‌کند، می‌خواهد بر دو ویژگی تأکید کند:

  • دقتِ هندسی: استفاده از تناسبات دقیق در معماری.

  • تزییناتِ مجلل: بهره‌گیری از نقوشِ اسلیمی، تذهیب و به‌ویژه نقاشی‌های دیواری (فرسک) که در آن زمان به «صورت‌گری رومی» یا یونانی شهره بود.

۲. واژه «بیوگانی»

واژه بیوگانی (یا در برخی نسخه‌ها بوقلمونی) به معنای رنگارنگی، تزیین و آرایش است. در این بیت، عنصری اشاره دارد که عمارت یا فضای مورد نظر، چنان با ظرافت و رنگ‌های متنوع آراسته شده که گویی از الگوهای هنری پیشرفته‌ی یونانی الگوبرداری شده است.

۳. پیوند با «دیرِ راهب» و «صورت‌گری»

در اشعار آن دوره، معمولاً هر جا سخن از تزیینات بسیار زیبا و تصاویرِ جاندار به میان می‌آید، شاعران به «دیرِ راهبان» یا «کلیساهای رومی» اشاره می‌کنند. دلیل این امر، آشنایی ایرانیان با هنرِ موزاییک‌کاری و نقاشی‌های مذهبی بیزانسی بود که بسیار پرزرق‌وبرق و پر از جزئیات بودند.


تحلیل فنی بیت

عنصری با انتخاب این تعبیر، می‌خواهد بگوید که بنای ساخته شده تنها یک سرپناه ساده نیست، بلکه:

  1. مهندسی‌شده است: (رسم یونانی اشاره به دانش ریاضی و فلسفه پشت معماری دارد).

  2. چشم‌نواز است: (بیوگانی به معنای جلوه‌گری و تنوع رنگی است).

به زبان ساده، منظور شاعر این است که این بنا با شکوهِ زیباشناختی و استانداردهای هنریِ عالی (که در آن زمان یونان نماد آن بود) ساخته و پرداخته شده است.

آیا این بیت را در دیوانِ چاپی خاصی خوانده‌اید یا در میانِ بحثی درباره‌ی سبکِ خراسانی به آن برخوردید؟ دانستنِ بیتِ قبل یا بعد می‌تواند به کالبدشکافیِ دقیق‌ترِ این تصویرِ شاعرانه کمک کند.


 بیوگانی . [ ب َ ] (حامص ) پیوگانی . عروسی . (حاشیه ٔ لغت فرس اسدی ) (اوبهی ). عروسی و نکاح . (ناظم الاطباء). صاحب برهان نویسد: «عروس » را گویند چه بیوگ بمعنی عروس باشد. اما ظاهراً «عروسی » باید خواند و عروس سهو مطبعی است . (یادداشت لغتنامه ). شادی . کتخدایی ، که آنرا در ترکی طوی گویند. (غیاث ) :

ساخت آنگه یکی بیوگانی
هم بر آیین و رسم یونانی.

عنصری.


- جشن بیوگانی ؛ جشن عروسی. (ناظم الاطباء).