دوم اردیبهشت ماه،سالروز درگذشت ((ملک الشعرای بهار))
عکس، از آخرین عکس های ملک الشعرای بهار در بستر بیماری در کنار همسرشان
مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازهتر کن
زآه شرربار این قفس را
برشکن و زیر و زبر کن
بلبل پربسته ز کنج قفس درآ
نغمهٔ آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصهٔ این خاک توده را، پُر شرر کن
ظلم ظالم، جور صیاد
آشیانم داده بر باد
ای خدا، ای فلک ای طبیعت
شام تاریک ما را سحر کن
نوبهار است، گل به بار است
ابر چشمم ژالهبار است
این قفس چون دلم تنگ و تار است
شعله فکن در قفس، ای آه آتشین
دست طبیعت گل عمر مرا مچین
جانب عاشق نگه، ای تازه گل از این، بیشتر کن
مرغ بیدل، شرح هجران مختصر، مختصر، مختصر کن
عمر حقیقت به سر شد
عهد و وفا پیسپر شد
نالهٔ عاشق، ناز معشوق
هر دو دروغ و بیاثر شد
راستی و مهر و محبت فسانه شد
قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی، وطن و دین بهانه شد؛ دیده تر شد
ظلم مالک، جور ارباب
زارع از غم گشته بیتاب
ساغر اغنیا پر مِیِ ناب
جام ما پر ز خون جگر شد
ای دل تنگ ناله سر کن
از قَوی دستان حذر کن
از مساوات صرفنظر کن
ساقی گلچهره بده آب آتشین
پردهٔ دلکش بزن، ای یار دلنشین
ناله برآر از قفس، ای بلبل حزین
کز غم تو، سینهٔ من پرشرر شد
کز غم تو سینهٔ من پرشرر، پرشرر، پرشرر شد
محمد تقی بهار((ادیب ،شاعر و روزنامه نگار))نامور به((ملک الشعرا)) در1265خورشیدی_ مشهد چشم به جهان گشود...از خردسالی شروع به اموختن کرد،و فنون ادب را نزد((ادیب نیشابوری)) فرا گرفت...از همان جوانی سرودن شعر،را اغاز کرد و در بیست سالگی به صف مشروطه خواهان خراسان پیوست،و نخستین اثار ادبی و سیاسی او در روزنامه خراسان به چاپ رسید...در جریان انقلاب مشروطه روزنامه((نوبهار))را منتشر کرد که ناشر افکار حزب دموکرات بود،و پس از توقیف این روزنامه بلافاصله روزنامه دیگری به نام ((تازه بهار)) را منتشر نمود،که ان نیز بعدها توقیف شد و علاوه بر ان خودش نیز دستگیر و به تهران تبعید گردید...در مجلس پانزدهم به نمایندگی مردم تهران انتخاب شد و یکسال پس از ان دوره جدید روزنامه نوبهار،را انتشار داد که ان نیز بارها توقیف و ازاد شد...چندی بعد انجمن ادبی دانشگاه را تائسیس کرد و با انتشار ((مجله ادبی دانشگاه)) به شناخت ادبیات اروپایی کمک بسیاری کرد.مدتی نیز در سمت وزارت فرهنگ حضور داشت...در 1308به اتهام مخالفت با((رضا خان))زندانی و به اصفهان تبعید شد...او همواره درمبارزات سیاسی شرکت داشت و جمعا شش دوره به وکالت مجلس انتخاب شد...پسرش((مهرداد بهار))از اسطوره شناسان سرشناس ایران است.بهار به سبک((خراسانی))شعر می سرود و در فنون شعر قدیم و جدید مهارت داشت.او همواره معانی نو،وتازه را در قالب شعر کهن می ریخت، ونیز حوادث روز و تلاطمات جامعه به خوبی در اشعار بهار نمایان است...او همچنین پژوهش،تصحیح و منظومه هایی نیز در کارنامه خود دارد و جایگاه ویژه اش در شعر به ویژه در((قصیده سرایی))زبانزد همگان است.((عبدالحسین زرینکوب))در وصف سبکشناسی شعر بهار مینویسد:بهار خصوصیات مکتبهای شعر فارسی را ضابطه بخشید و کارهایی که بعدها در این باب صورت گرفت، جز تکرار و شرح آن نیست....بهار سرانجام در دوم اردیبهشت1330 خورشیدی_تهران چشم از جهان فرو بست. دیوانش مشتمل بر((قصیده،غزل،مثنوی،قطعه،رباعی و..)) نخستین بار در((1335ه ش))در دو جلد به چاپ رسید





