متن دقیق بیت این است: «بدان مرغک مانم که همی دوش / بزار از برِ شاخک همی فنود» (که در برخی نقلهای عامیانه یا قدیمی با واژه «شلنگ/شلنک گلبن» نیز ضبط شده است). معنای کلی آن این است: «من دیشب مانند جوجه پرندهای ضعیف و ناتوان بودم که زار و نزار روی شاخک درخت لرزش و جنبانش داشت و خود را تکان میداد.» [1, 2]
واژهشناسی بیت
بدان مرغک مانم: شبیه آن جوجه یا پرنده کوچک هستم. [1]
دوش: دیشب. [1]
بزار: با زاری، ناتوان و ضعیف (یا به زار و نزار). [1]
از برِ شاخک: از بالای شاخه کوچک. [1]
همی فنود: جنبانش داشت، میجنبید، تکان میخورد یا لرزش خفیف داشت (فَنودن در لغت کهن به معنای جستوخیز خفیف، پیاپی تکان خوردن یا نرمنرم حرکت کردن است).
شلنک/شلنک گلبن: در متون لغتشناسی مانند لغتنامه دهخدا، «شلنک» به معنای گام بزرگ، قدم بلند یا جستوخیز است و «شلنک گلبن» یعنی شاخه و جستِ بلند بوته گل. [1]
////////////////////
شلنگ . [ ش َ ل َ / ش ِ ل ِ / ل َ ] (اِ) برجستگی و فروجستگی شاطران از برای ورزش . (ناظم الاطباء) (از برهان ) (از آنندراج ) (از انجمن آرا). برجستن از جایی به جایی . (غیاث ). || (شاید از شاه بمعنی بزرگ و لنگ بمعنی پای از بن ران تا نوک پنجه ). گام فراخ . و با انداختن و زدن صرف شود. (یادداشت مؤلف ). مشق راه رفتن بسیار بر نهجی که پاشنه ٔ پای به سرین رسد. (از برهان ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). قدم بلند و گام بزرگ . (فرهنگ لغات عامیانه ).
- شاه شلنگ ؛ قدم بسیار بلند. (یادداشت مؤلف ).
|| در بیت ذیل اگر غلط نقل نشده باشد معنی کلمه را نمیدانم . (یادداشت مؤلف ) :
بدان مرغک مانم همی که دوش
بر آن شلنگ گلبن همی فنود.
- شاه شلنگ ؛ قدم بسیار بلند. (یادداشت مؤلف ).
|| در بیت ذیل اگر غلط نقل نشده باشد معنی کلمه را نمیدانم . (یادداشت مؤلف ) :
بدان مرغک مانم همی که دوش
بر آن شلنگ گلبن همی فنود.
