۱۴۰۵ اردیبهشت ۴, جمعه

ایران یا چین، یا هر سه برار مسئله این بید!





Rahmat Rezania

3d

 ·

ترامپ تحلیلی رو در صفحه‌ش بازنشر کرده که می‌خواد جنگ علیه ایران رو در واقع جنگ علیه چین نشون بده.

این مطلب رو نِد رایان نوشته و در جهت توجیه جنگ به عنوان تأمین منافع بلندمدت آمریکا در سه دههٔ آینده‌ست.

درستی و غلطی مطلب یک بحثه، اینکه ترامپ بازنشر کرده یک بحث دیگه. مطلبیه که باید خوند، چه هدف واقعی ترامپ باشه و چه توجیهی برای جنگ با جمهوری اسلامی ایران‌

ترجمهٔ مقاله رو بخونید:

پس از تماشای موج اخیر پادکسترهای راست‌گرا که می‌گویند ترامپ به گونه‌ای دچار جن‌زدگی شده یا از عقل خارج شده یا هر نظریه توطئه عجیب دیگری، یا اینکه «همه‌اش کار یهودی‌هاست.

شاید بد نباشد به موضوعی بپردازیم که ظاهراً برای این سخنوران روزانه یک فکر کاملاً بی‌سابقه است. وقتی پای «دکترین دان-رو» در میان است، شاید رئیس‌جمهور ترامپ واقعاً واقعیت‌های گسترده ژئوپلیتیکی‌ای را می‌بیند که آمریکا نسل‌ها با آن زندگی کرده و حالا می‌خواهد کاری کند تا آمریکا امن بماند و اقتصادش قدرتمند باقی بماند.

چارچوبی که ظاهراً همه از آن غافل‌اند این است: فارغ از اینکه درباره وضعیت ایران به‌تنهایی چه فکر می‌کنید، باید آن را در یک منظر بسیار وسیع‌تر ژئوپلیتیکی دید. فشار آمریکا بر ایران — و همچنین ونزوئلا — مستقیماً توانایی چین برای تأمین ارزان سوخت اقتصاد و گسترش نظامی‌اش را تضعیف می‌کند. چین نفت تحریمی ایران را با تخفیف‌های سنگین جذب کرده و اکنون حدود ۹۰٪ صادرات نفت ایران را می‌خرد و سالانه حدود ۵۰ تا ۷۰ میلیارد دلار درآمد نفتی برای تهران ایجاد می‌کند. این یعنی ۷۰ میلیارد دلار برای حاکمان  ایران [...]. این همان پولی است که مستقیماً به کشته شدن شهروندان آمریکایی — نظامی و غیرنظامی — کمک کرده، برنامه‌های نظامی و هسته‌ای ایران را تقویت کرده و در نهایت سوخت اقتصاد چین را فراهم کرده است.

همین الگو در ونزوئلا نیز دیده می‌شود، جایی که چین حدود ۸۰٪ صادرات نفت را — به ارزش تقریبی ۱۲ تا ۱۴ میلیارد دلار در سال — از طریق ناوگان‌های سایه، تغییر هویت در کشورهای ثالث و پرداخت از طریق بانک‌های کوچک برای دور زدن تحریم‌های ثانویه آمریکا دریافت می‌کند. در مجموع، در ایران، روسیه و ونزوئلا، کمیته منتخب مجلس نمایندگان درباره چین گزارش داده که پکن تا اوایل ۲۰۲۶ حدود ۱.۲ میلیارد بشکه ذخیره نفت استراتژیک جمع‌آوری کرده — آن هم با قیمتی بسیار پایین‌تر از بازار — از همان بشکه‌هایی که تحریم‌های غرب قرار بود جلوی فروش‌شان را بگیرد. فشار بر ایران و ونزوئلا یعنی فشار بر شریان انرژی ارزان چین.

و حالا برسیم به اروپا. باید از شکایت‌های اروپایی‌ها درباره اقدامات آمریکا علیه ایران عبور کنیم، چون این شکایت‌ها توخالی و مضحک است. در اوج دوران پیش از تحریم‌ها، کشورهای اتحادیه اروپا سالانه حدود ۲۷ تا ۳۰ میلیارد دلار با ایران تجارت می‌کردند. آلمان — که حالا به واشنگتن درباره «اجبار اقتصادی» درس می‌دهد — زمانی بزرگ‌ترین شریک تجاری اروپایی ایران بود و بیش از ۱.۵ میلیارد دلار کالا به ایران صادر می‌کرد، عمدتاً ماشین‌آلات و تجهیزات صنعتی؛ دقیقاً همان دسته «دو منظوره» که می‌تواند به برنامه‌های موشکی و هسته‌ای کمک کند.

شرکت‌هایی مثل توتال، رنو و پژو نیز به محض ایجاد فرصت، به سمت ایران هجوم بردند. تجارت اتحادیه اروپا با ایران تنها زمانی سقوط کرد که تحریم‌های ثانویه آمریکا آن را مجبور کرد، نه به‌خاطر موضع اصولی اروپا. همان کسانی که امروز از «یک‌جانبه‌گرایی» آمریکا انتقاد می‌کنند، تا زمانی که برایشان هزینه‌بر نشده بود، میلیاردها دلار با ایران تجارت می‌کردند.

و در حالی که اروپا درباره ایران به آمریکا درس می‌دهد، به روابطش با چین نگاه کنید. کل تجارت کالایی اتحادیه اروپا با چین در سال ۲۰۲۴ از ۷۰۰ میلیارد دلار فراتر رفت. اروپا در همان سال بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار کسری تجاری با پکن داشت — یعنی بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار واردات در مقابل حدود ۲۱۳ میلیارد دلار صادرات. چین اکنون بزرگ‌ترین منبع واردات اتحادیه اروپاست و بیش از یک‌پنجم کل واردات خارجی اروپا را تأمین می‌کند. مؤسسه پترسون صریح گفته: در حالی که آمریکا از ۲۰۱۸ در حال فاصله گرفتن از چین است، اروپا دقیقاً برعکس عمل کرده و وابستگی خود به کالاهای تولیدی چین را هر سال افزایش داده است. آلمان — باز هم آلمان — اقتصاد صادراتی‌اش به‌شدت با چین درهم‌تنیده است و سالانه حدود ۱۰۰ میلیارد دلار صادرات به آن دارد.

پس وقتی رهبران اروپایی از «بی‌احتیاطی» آمریکا در مقابله با شرکای تجاری چین انتقاد می‌کنند، واقعیت چیست؟ آن‌ها در حال دفاع از رابطه‌ای هستند که به آن وابسته‌اند و از دست دادنش می‌ترسند. آن‌ها وجدان آمریکا نیستند؛ آن‌ها مهم‌ترین مشتری چین‌اند.

نظم جهانی داووس‌محور که در بروکسل شکل گرفته، سال‌ها از این راضی بوده که مالیات‌دهنده آمریکایی هزینه یک سیستم اقتصادی جهانی را بدهد که قدرت اقتصادی را به چین و به نخبگان آمریکا و اروپا منتقل کرده است. این نظم که پس از جنگ جهانی دوم و جنگ سرد معنا داشت، دیگر در سال ۲۰۲۶ — نزدیک به ۴۰ سال پس از فروپاشی اتحاد شوروی — به نفع آمریکا نیست.

جهان طی ۳۰ سال گذشته علیه شهروندان آمریکایی جنگ اقتصادی کرده، در حالی که نخبگان ثروتمند شده‌اند و اجازه داده‌اند این روند ادامه یابد.

و بعد ترامپ می‌آید و می‌گوید: «من این را قبول ندارم.» هیچ ابهامی هم در این مسیر نیست. اگر می‌خواهید از ثبات حرف بزنید، به ترامپ و تجارت نگاه کنید؛ ترامپ و تعرفه‌ها؛ و همچنین ترامپ و ایران. حتی از دهه ۱۹۸۰ درباره ایران و جزیره خارک و نفت اظهارنظر داشته است.

پس ترامپ چه تصمیمی گرفت؟ فرصتی برای یک «سه‌گانه» — زیر پوشش جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران — تا ۳۰ سال نظم مالی و تجاری جهانی را باز کند، چین را تضعیف کند و آمریکا را در مرکز تولید انرژی جهانی قرار دهد. روشن است: جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران به‌خودی‌خود سیاستی کاملاً منطقی و در راستای منافع ملی آمریکاست. اینکه رژیمی... که شعار «مرگ بر آمریکا» می‌دهد به سلاح هسته‌ای و موشک‌های با برد ۴۰۰۰ کیلومتر دست پیدا نکند، بدیهی است.

جای تعجب نیست که مبلغان و سخنگویان نظم داووس از این وضعیت خشمگین‌اند. گاهی حتی به نظر می‌رسد که دارند از اسلام‌گرایان علیه کشور خودشان حمایت می‌کنند.

در این میان، بخشی از «راست جدید» هم به‌دلیل تجربه‌های شکست‌خورده ۲۵ سال گذشته — از عراق و افغانستان گرفته تا لیبی و سوریه — به‌نوعی حساسیت افراطی نسبت به هر اقدام نظامی دچار شده‌اند. این واکنش تا حدی قابل درک است. و البته یک واکنش غریزی هم وجود دارد: اگر افرادی مثل مارک لوین یا لیندسی گراهام موافق باشند، پس باید مخالف بود!

اما در نهایت، بهتر است همه کمی فاصله بگیرند و نگاه خود را بازتنظیم کنند. این‌گونه ببینید: ترامپ در حال انجام جنگ اقتصادی علیه دشمنان و حتی متحدان مشکل‌دار است، به نفع آمریکا؛ در حالی که دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را دشوارتر می‌کند. او این کار را با مدیریت اختلالات اقتصادی، کاهش تلفات آمریکایی و با هدفی مشخص انجام می‌دهد. مجموعه این اقدامات نه‌تنها قابل دفاع است، بلکه به‌سختی می‌توان گفت او «اول آمریکا» را در نظر نگرفته است.

ند رایان بنیان‌گذار و مدیرعامل American Majority است.

@Garajetadayoni گاراژ