مقایسه و تحلیل تاریخی: تهافتالفلاسفه غزالی و تهافتالتهاتف ابنرشد
تقابل میان «تهافتالفلاسفه» (سقوط فیلسوفان) اثر امام محمد غزالی و «تهافتالتهاتف» (سقوطِ سقوط) اثر ابنرشد اندلسی، یکی از نقاط عطف و سرنوشتساز در تاریخ اندیشه اسلامی و به تبع آن، تحولات فکری جهان است. این دو اثر در واقع مظهر برخورد دو جریان قدرتمند کلام اشعری (سنتگرایی عقلستیز یا عقلگریز) و فلسفه مشائی (خردورزی مبتنی بر ارسطوگری) هستند.
۱. مقایسه اجمالی دو اثر
۲. تبعات این دو اندیشه برای جهان اسلام و ایران
برخورد میان این دو تفکر، مسیر تاریخ علم و فلسفه را در مشرق اسلامی (بهویژه ایران) و مغرب اسلامی (اندلس) دگرگون ساخت:
رکود نسبی فلسفه در اهل سنت: با پیروزی گفتمان غزالی در جهان اهل سنت، فلسفه مشائی بهشدت تحت فشار قرار گرفت و عقلگرایی فلسفی جای خود را به تصوف و کلام اشعری داد.
ظهور حکمت متعالیه در تشیع (ایران): در ایران، تفکر فلسفی مسیر دیگری را پیمود. اگرچه ابنرشد در حوزه اهل سنت مهجور ماند، اما سنت فلسفی در ایران با حکمت شیعی آمیخته شد و بعدها توسط ملاصدرا (صدرالمتالهین) به اوج خود رسید. ملاصدرا با تلفیق اشراق، مشاء، عرفان و کلام، راهی را گشود که به نوعی پاسخی جامع به چالشهای غزالی و ابنرشد بود.
نهادینه شدن نگاه ابزاری به علم: غلبه تفکر غزالی (بهویژه نفی علیت ذاتی در مبحث علل طبیعی) تأثیر عمیقی بر نگاه به علوم تجربی گذاشت؛ به طوری که علوم عقلی و طبیعی به مرور زمان از متن نظامهای آموزشی حوزوی خارج شدند.
۳. تبعات این دو اندیشه برای اروپای رو به رنسانس
تناقضنما (پارادوکس) بزرگ تاریخی این است که آثار ابنرشد تأثیر بسیار عمیقی بر خروج اروپا از قرون وسطی گذاشت، در حالی که در جهان اسلام به حاشیه رانده شد:
نهضت ترجمه و ابنرشدگرایی لاتین (Latin Averroism): آثار ابنرشد (و ترجمه کتب ارسطو به همراه تفاسیر او) به زبان لاتین ترجمه شد و در دانشگاههای قاره اروپا مانند پاریس و بولونیا تدریس گردید.
جدایی دین از فلسفه (حقیقت دوگانه): اندیشههای ابنرشد درباره هماهنگی ایمان و خرد، روشنفکران اروپایی قرون وسطی را به سمت تفکیک حوزههای علم و دین سوق داد که زمینههساز پیدایش اویامانیسم (Humanism) و رنسانس شد.
پایه گذاری روششناسی علمی: نقدها و رویکردهای برهانمحور ابنرشد به اروپاییان آموخت که چگونه بدون ترس از تکفیر، متون سنتی را نقد کنند و به استدلالهای منطقی تکیه نمایند؛ روندی که در نهایت به انقلاب علمی در قرن هفدهم میلادی انجامید.
