۱۴۰۵ مرداد ۲۳, جمعه

پود، پده که به عربی خف و بترکی قاو گویند



پود، پده که به عربی خف و بترکی قاو گویند در لغت فرس اسدی ولی هیچکدام را در فرهنگ ها نیافتم

واژه‌های پُد، پُده، پود (و گونه‌های مشابه آن مانند پُدپود) در متون کهن و فرهنگ‌های لغت معتبر از جمله لغت‌نامه دهخدا، برهان قاطع و فرهنگ‌های قدیمی حضور دارند و معنای دقیق آن‌ها «چوب پوسیده یا گیاهی است که به عنوان آتش‌گیره (برای روشن کردن آتش با سنگ چخماق) به کار می‌رود».

Abadis



دلیل اینکه ممکن است جستجوی این واژه‌ها در برخی فرهنگ‌های امروزی دشوار باشد، مهجور شدن این ابزارها و کاربردهای سنتی آن‌ها در زندگی امروز است؛ با این حال، این واژگان و معادلهای آن‌ها در بخش‌های تخصصیِ فرهنگ‌های لغت بزرگ درج شده‌اند.

لام تا کام



در ادامه ریشه و معادل‌های این واژه در فرهنگ‌های کهن بررسی شده است:

کتابخانه مجازی ادبیات


بررسی معادل‌ها در فرهنگ‌های کهن

کتابخانه مجازی ادبیات

طبق اسناد واژه‌شناسی (مانند یادداشت‌ها بر لغت فرس اسدی و فرهنگ‌های شفاهی و مکتوب قدیمی مثل صحاح الفهرس)، مجموعه‌ای از واژه‌ها در زبان‌ها و گویش‌های مختلف برای این مفهوم (چوب پوسیده و آتش‌گیره) به کار رفته‌اند:

www.manzoumeh.ir



پُد / پُده / پود: واژه‌ای اصیل فارسی به معنای چوب بسیار نرم‌شده و پوسیده که به‌خاطر خاصیت اشتعال‌پذیری بالا با جرقه‌ی چخماق، به عنوان آتش‌گیره استفاده می‌شده است.

Abadis+ 1
////////////////
سوخته پیفه‌ات درفش لشکر ترکان چین / پرزه‌ی گرد سپاهت لشکر هندوستان. از کیست؟

این بیت از ابوالحسن علی بن احمد عنصری بلخی، شاعر نامدار دربار غزنوی است که در قصیده‌ای در مدح سلطان محمود غزنوی سروده شده است. [1]
صورت درست و ضبط دقیق این بیت در دیوان عنصری چنین است: [1]
سوخت‌ت تیغت درفش لشکر ترکان چین / بر زده گرد سپاهت لشکر هندوستان
اطلاعات کلی درباره بیت
  • شاعر: عنصری بلخی
  • ممدوح: سلطان محمود غزنوی
  • مضمون: مبالغه در قدرت نظامی، شجاعت و پیروزی‌های سلطان محمود بر لشکرهای چین و هند. [1]




خَف: معادل و مترادف قدیمیِ پد و آتش‌گیره که در فرهنگ‌های لغت کهن ذکر شده است.

واژه یاب+ 1




قاو / قو: واژه‌ای که در برخی گویش‌ها و متون کهن (مانند منابع جغرافیایی و لغت‌نامه‌های قدیمی خوزستان و مناطق دیگر) هم‌معنی با پده و چوب آتش‌گیره آمده است.

واژه یاب+ 1




پیفه: نام دیگری برای چوب پوسیده‌ی آتش‌گیره در ولایت خوزستان که در اشعار شعرای کهن نظیر عنصری نیز به کار رفته است:

jadvalonline.com+ 1




سوخته پیفه‌ات درفش لشکر ترکان چین / پرزه‌ی گرد سپاهت لشکر هندوستان

www.manzoumeh.ir


کاربرد در شعر کهن

کتابخانه مجازی ادبیات

شعرای بزرگ پارسی‌گو نیز از این واژه‌ها در اشعار خود بهره برده‌اند؛ از جمله منجیک ترمذی که درباره‌ی «پود» یا «پُذ» سروده است:

کتابخانه مجازی ادبیات




گر برفکند گرم‌دم خویش به گوگرد / بی‌پود از گوگرد زبانه زند آتش

واژه یاب



بنابراین، این کلمات اصالت کاملاً مستندی در ادبیات کلاسیک فارسی و فرهنگ‌های ریشه‌شناختی دارند، هرچند به مرور زمان از دایره واژگان روزمره خارج شده‌اند.

Abadis