شورش بارکوخبا (عبری:מרד בר כוכבא) شورش یهودیان در استان یهودا به رهبری شمعون بار کوخبا علیه امپراتوری روم بود. این درگیری در بین سالهای ۱۳۲ تا ۱۳۶ میلادی اتفاق افتاد و آخرین جنگ از سه جنگ بزرگ یهودیان-رومیان بود. از این رو نام دیگر این درگیری جنگ سوم یهودی-رومی است.
نارضایتی از حکومت روم در یهودیه و آرمانهای ملیگرایانه پس از ویرانی اورشلیم در جریان شورش بزرگ یهود در سال ۷۰ میلادی همچنان بسیار شدید باقی ماند. عوامل مستقیم شورش بار کوخبا شامل تصمیم امپراتور هادریان برای ساخت «آیلیا کاپیتولینا» ــ یک مستعمره رومی وقفشده به ژوپیتر ــ بر ویرانههای اورشلیم، که امیدها برای بازسازی معبد را از بین برد، و همچنین احتمال ممنوعیت ختنه، که یکی از اعمال محوری یهودیت بود، میشد. برخلاف شورش پیشین، این بار شورشیان آمادگی بیشتری داشتند و از تاکتیکهای چریکی و پناهگاههای زیرزمینی در روستاهای خود استفاده کردند. در آغاز، شورشیان نیروهای رومی را از بخش بزرگی از استان بیرون راندند. شمعون بار کوخبا بهعنوان «نَسی» (شهریار) اسرائیل اعلام شد و شورشیان یک نظام اداری کامل برپا کردند و حتی سکهها و اوزان خود را ضرب و منتشر ساختند. اسناد معاصر از آغاز عصری تازه به نام «رستگاری اسرائیل» سخن میگفتند.
ورق زمانی برگشت که هادریان یکی از زبدهترین سرداران روم، سکستوس ژولیوس سوروس، را برای فرماندهی لشکرکشی منصوب کرد. او با شش لژیون کامل، یگانهای کمکی و نیروهای کمکی تا شش لژیون دیگر پشتیبانی میشد. خود هادریان نیز مدتی در هدایت عملیات شرکت داشت. رومیان یک تهاجم گسترده در سراسر استان آغاز کردند و شهرها، روستاها و مناطق روستایی را بهطور نظاممند ویران ساختند. در سال ۱۳۵ میلادی، دژ مستحکم بتار، مرکز مقاومت شورشیان، به تصرف درآمد و ویران شد و شمعون بار کوخبا کشته شد. بسیاری از شورشیان و پناهجویان در غارهای طبیعی، بهویژه در صحرای یهودیه، پناه گرفتند، اما نیروهای رومی این پناهگاهها را محاصره کردند، راههای تأمین آذوقه را بستند و کسانی را که درون آنها بودند یا کشتند، یا از گرسنگی هلاک کردند و یا به اسارت گرفتند.

پیامدهای شورش فاجعهبار بود. منابع باستانی و معاصر برآورد میکنند که صدها هزار نفر کشته شدند، در حالی که بسیاری دیگر به بردگی گرفته شده یا به تبعید فرستاده شدند. منطقه یهودیه تا حد زیادی خالی از سکنه شد و مرکز معنوی زندگی یهودی به جلیل و پراکندگی در حال گسترش در دیاسپورا منتقل گردید. امیدهای مسیحایی حالتی انتزاعیتر یافت و یهودیت ربانی رویکردی محتاطانه و غیرانقلابی در پیش گرفت. شکاف میان یهودیت و مسیحیت اولیه نیز عمیقتر شد. رومیان محدودیتهای مذهبی سختی اعمال کردند، از جمله ممنوعیت ختنه و نگاهداری شبات، یهودیان را از اطراف اورشلیم اخراج کردند، ورودشان را تنها به یک دیدار سالانه محدود ساختند و شهر را با بیگانگان دوباره اسکان دادند.

درگیری به دلیل مسائل سیاسی و مذهبی رخ داد. شمعون بارکوخبا که توسط یهودیان به عنوان مسیحا شناخته میشد رهبر شورشیان بود که بتواند اسراییل را بازسازی کند. نخستین بخشهای شورش باعث خودمختاری استان یهودا به مدت دو سال شد ولیکن ارتش روم موفق شد که تمامی شورشیان را به سختی شکست دهد. نتیجه شورش باعث اخراج یهودیان از استان یهودا شد. این اخراج در حجمی بیشتر از اخراج بعد از شورش سال ۷۰ میلادی بود. رومیان ورود یهودیان را به اورشلیم به غیر از روز تیشا بآو ممنوع کردند. یهودیان به شدت شکست سختی خوردند و شهرهایشان نابود شد، نیم میلیون از آنها کشته شدند و بازماندگانشان به عنوان برده فروخته شدند. با اینکه یهودیان مسیحی شده که عیسی را به عنوان مسیح قبول کرده بودند در شورش نقشی نداشتند و از بارکوخبا پشتیبانی نمیکردند آنها نیز به همراه بقیه یهودیان از ورود به اورشلیم منع شدند. نتیجه این جنگ جدا شدن مسیحیت را از یهودیت تسریع کرد.
با به تخت نشستن هادریان پس از مرگ تراژان در سال ۱۱۷ میلادی، کوایتوس از سمت خود در یهودیه برکنار شد و مارکوس تیتیوس لوستریکوس بروتیانوس جای او را گرفت. در همین زمان، لژیون دوم تراژانا فورتیس ــ که پس از رهاسازی فتوحات شرقی تراژان دوباره مستقر شده بود ــ در این استان جای گرفت. با این اقدام، شمار پادگانها به دو لژیون رسید و جایگاه یهودیه به سطح یک پرووینسیا کنسولاریس ارتقا یافت و زیر نظر یک پروکنسول، مقام بلندپایهتری، اداره شد. سربازان لژیون جدید بهسرعت در پروژههای زیربنایی به کار گرفته شدند: حدود سال ۱۲۰ میلادی، سنگنوشتههای مسیر نشان میدهد که جادهای از کاپارکوتنا بهسوی صفوریه تا پتولماییس (عکا) ساخته شد و کاپارکوتنا بهعنوان پایگاه شمالی تثبیت گردید و دالان کلیدی میان یهودیه، جلیل، مصر و سوریه ایمن شد. تلاشها برای اسکان دوباره منطقه با مهاجران وفادار، از جمله سربازان رومی بازنشسته، با هدف تأمین امنیت قلمرو انجام شد، اما به بیگانگی هرچه بیشتر جمعیت یهودی محلی انجامید.
پیشینه
بعد از شورش سال ۷۰ میلادی رومیان تدابیر خاصی برای کنترل استان شورشی یهودا در نظر گرفتند. آنها سران ارتش خود و یک یگان ویژه را در این استان مستقر کردند. تنش بین یهودیان و رومیان در بین سالهای ۷۰ میلادی تا سال ۱۳۲ شدت یافت. تاریخدانان دلایل مختلفی برای شروع شورش بارکوخبا ذکر کردهاند. یک دلیل رایج سرزدن امپراتور رومی هادریان به خرابه معبد دوم اورشلیم بود. او اعلام کرد که با یهودیان همدردی میکند و قصد دارد که معبد آنها را بازسازی کند. یهودیان ابتدا از همدردی او خوشحال شدند ولیکن امید آنها بعد از فهمیدن اینکه او قصد دارد معبدی برای ژوپیتر بسازد تبدیل به خشم شد. تنش بین هادریان و یهودیان بعد از اینکه او ختنه کردن را منع کرد شدت بیشتری یافت. ولیکن بعضی محققان اعتقاد دارند این ممنوعیت اتفاق نیفتاده است.
منابع تاریخی
بازسازی شورش بار کوخبا با چالشهای جدی روبهرو است، زیرا منابع باقیمانده بسیار محدود و پراکندهاند.[۱][۲][۳] برخلاف جنگ اول یهود–روم که بهطور گسترده توسط تاریخنگار معاصر، یوسفوس، ثبت شد، شورش بار کوخبا روایت مشابه و جامعی ندارد.[۲][۳] در نتیجه، تاریخنگاران ناچارند به شمار اندکی از گزارشهای ادبی تکیه کنند که هر یک از نظر اعتبار، هدف و ترتیب زمانی متفاوتاند.[۱][۳] درک عمیقتر همچنین از نوشتههای یونانی-رومی، ادبیات ربانی و یافتههای باستانشناسی به دست میآید که همگی به فهم گستردهتر این درگیری کمک میکنند.[۱]
کاسیوس دیو، دولتمرد رومی و تاریخنگار یونانیتبار که در اوایل قرن سوم میلادی مینوشت،[۴] مفصلترین گزارش رومی باقیمانده از این شورش را در کتاب تاریخ روم ارائه میدهد.[۵][۶] متن اصلی تنها از طریق چکیدهای در قرن یازدهم به قلم یوحنا زیفیلیلینوس حفظ شده است که خلاصهاش عموماً از نظر زبان و محتوای دیو معتبر دانسته میشود.[۴] دیو شورش را از دیدگاه نظامی توصیف میکند، از جمله شرحی از پناهگاههای زیرزمینی که شورشیان یهودی استفاده میکردند ــ هرچند او نامی از بار کوخبا نمیبرد.[۴] او همچنین به وحدت جمعیت جهانی یهود اشاره میکند و از میزان معینی از مشارکت غیر یهودیان یاد میکند.[۴] روایت او بینش مهمی در مورد گستره و ویرانی این درگیری ارائه میدهد، از جمله خسارات سنگین در هر دو طرف.[۴]
اوسبیوس، اسقف و تاریخنگار مسیحی سده چهارم از قیصریه ماریتیما، تفسیر مسیحیِ متأخر از شورش را ارائه میدهد که بهشدت با دستورکار الهیاتی شکل گرفته است: نمایش خیزشهای یهودی بهعنوان مجازاتی الهی برای بهصلیبکشیدن عیسی.[۷] با این حال، روایت او اهمیت زیادی دارد، زیرا او به منابع ارزشمندی دسترسی داشت، از جمله کتابخانه پامفیلس، بایگانیهای کلیسا در «آیلیا کاپیتولینا»، آثار نویسندگان مسیحی پیشین همچون آریستو اهل پلا و ژولیوس آفریکانوس، و احتمالاً متون مشرکان.[۸] نسخه او شامل جزئیات کلیدیای است که در گزارش دیو غایباند ــ و احتمالاً او دیو را نمیشناخت و از او استفاده نکرده بود[۹] ــ مانند نام بردن از تینیوس روفوس بهعنوان فرماندار رومی یهودیه، معرفی بار کوخبا (با عنوان «بارکوخباس»، به معنای «فرزند ستاره») و ذکر بتار (بتترا) بهعنوان محل آخرین محاصره. هرچند روایت او با جهانبینی مسیحی جانشینگرایانه شکل گرفته،[۱۰] نزدیکی جغرافیایی او، دسترسیاش به منابعی که اکنون از میان رفتهاند، و همچنین احتمال استفاده از سنتهای یهودی، نوشتههای او را به منبعی مهم ــ هرچند ایدئولوژیک و گزینشی ــ برای شناخت شورش بدل میسازد.[۹]
هیستوریای آگوستا، مجموعهای رومی از زندگینامههای امپراتوران که در سده چهارم میلادی گردآوری شده است،[۱۱] تنها یک جمله را در زندگینامه هادریان به شورش اختصاص داده و بهاختصار یکی از علل احتمالی آن را ذکر میکند.[۲] باور بر این است که این بخش از اثر بر منابع لاتینی نسبتاً معتبری از دوره سووران (۱۹۳–۲۳۵ میلادی) تکیه دارد، که آن را کمابیش همدوره با گزارش دیو میسازد.[۱۱]

ادبیات ربانی، از جمله میشنا، تلمود اورشلیمی و بابلی، و میدرشیم گوناگون (تفسیرهای کتاب مقدس)، اصلیترین منابع یهودی درباره این شورش را فراهم میآورد. هرچند این متون بهعنوان تاریخنگاری نوشته نشدهاند و تمرکز اصلی آنها بر شریعت یهود (هلاخا) است، اما بخشهای روایی (اگادا) را در بر دارند که حکایتها، آموزهها، احکام فقهی و تأملاتی مرتبط با آن دوره را حفظ کردهاند.[۱۲] در حالی که این سنتها با اهداف الهیاتی و آموزشی شکل گرفتهاند، برخی از آنها بهویژه هنگامی که با شواهد باستانشناسی یا منابع بیرونی پشتیبانی شوند،[۱۳] حاوی خاطره تاریخی اصیل دانسته میشوند. بسیاری از داستانهای مرتبط با شورش، مانند سقوط بتار، در واقع در مواد اگادایی ظاهر میشوند، بهویژه در تلمود بابلی (مثلاً گیتین ۵۵ب–۵۸آ)، تلمود اورشلیمی (تعنیت فصل ۴، ۶۸د–۶۹ب)، و میدرشهایی چون مراثی ربا.[۱۴] این بخشها نگاهی به تجربه و تفسیر یهودیان از رویدادهای آن زمان به دست میدهند. آنها شامل مواد متنوعیاند ــ حکایتها، احکام و روایات ــ که بر شورش و پیامدهای آن نور میافکنند. یکی از برجستهترین سهمهای ادبیات ربانی، تصویر آن از بار کوخباست: این تنها منبعی است که او را صراحتاً بهعنوان یک شخصیت مسیحایی توصیف میکند و دو روایت متناقض از مرگ او را حفظ کرده است.[۱۵] همچنین، آنها به اعدام حکیمان توسط رومیان و آزارهای دینی پس از شورش اشاره دارند و هم دیدگاههای همدلانه و هم انتقادی نسبت به رهبران و پیامدهای آن را بازتاب میدهند.[۱۶]
کشفیات باستانشناسی، که از سال ۱۹۵۲ آغاز شد، درک علمی از شورش را دگرگون ساخته است.[۳] مهمترین آنها پاپیروسهایی هستند که در غار نامهها در صحرای یهودیه کشف شدند و شامل اسناد حقوقی و مکاتبات میان بار کوخبا و زیردستان او بودند. از میان حدود ۳۰ متن باقیمانده،[۲][۳] سه متن به زبان یونانی و بقیه به زبانهای عبری و آرامی هستند.[۱۷] این اسناد نگاهی مستقیم به اداره شورشیان، سازمان نظامی، اعمال مذهبی و چالشهای درونی آنان ارائه میدهند،[۱۸] هرچند اطلاعات اندکی درباره روند نظامی شورش در خود دارند. شواهد دیگری از سکههایی به دست آمده که شورشیان ضرب کردهاند؛ این سکهها به تخمین مدت شورش کمک کرده و اهداف آن را آشکار میسازند: بازگرداندن استقلال یهود و بازسازی معبد.[۱۹]
دوران پیش از جنگ
یهودیه میان دو شورش
میان سالهای ۶۶ تا ۷۳ پس ازمیلاد، یهودیه کانون شورش بزرگ یهودیان بود. کارزار سرکوب رومیان ــ که نخست به فرماندهی وسپاسیان و سپس پسرش تیتوس انجام شد ــ به ویرانی معبد دوم در سال ۷۰ پس ازمیلاد و نابودی اورشلیم، قلب معنوی و ملی قوم یهود،[۲۰] انجامید. شمار زیادی از یهودیان در اثر جنگ، قحطی، بیماری و کشتار جان باختند،[۲۱] در حالی که بسیاری دیگر اسیر یا آواره شدند. با این حال، زندگی اجتماعی در یهودیه بهتدریج بازسازی شد و جمعیت یهودیان همچنان اکثریت نسبی را تشکیل میداد.[۲۲] [۲۳][۲۴]در همین زمان، زخم ویرانی اورشلیم اثری عمیق بر اندیشه یهودی بر جای گذاشت. امیدهای مسیحایی و آخرالزمانی ادامه یافت و آثاری چون «عزرا چهارم» و «باروخ دوم» امید به سرنگونی قریبالوقوع روم به دست قدرت الهی را بیان میکردند.[۲۵]
در پی شورش، یهودیه دچار بازسازی اداری شد: یک فرماندار با رتبه سناتوری منصوب گردید و لژیون دهم فرتنسیس، که در فتح اورشلیم شرکت کرده بود، برای همیشه در آنجا مستقر شد و پایگاه خود را در میان ویرانههای شهر بنا نهاد.[۲۶] برای تقویت کنترل، مناطق یهودیه و ادومیه بهعنوان یک منطقه نظامی تعیین شدند که مستقیماً توسط افسران همان لژیون اداره میشد.[۲۷] سربازان پیشین، همراه با دیگر شهروندان رومی، در این استان سکونت گزیدند.[۲۸]
در سال ۱۱۵ میلادی، در دوران سلطنت امپراتور تراژان، شورشی گسترده از یهودیان که به نام «شورش دیاسپورا» شناخته میشود، در سراسر مدیترانه شرقی شعلهور شد و جوامع یهودی در مصر، سیرنائیکا، قبرس و میانرودان را درگیر کرد و تا سال ۱۱۷ ادامه یافت. کتیبهها و یادداشتهای ادبی متأخر همچنین نشان میدهند که خود یهودیه نیز در این زمان شاهد یک کارزار رومی بود که در سنت ربانی به نام «جنگ کیتوس» شناخته میشود ــ نامی برگرفته از سردار موریتانیایی، لوسیوس کوایتوس، که تراژان او را برای برقراری نظم مسئول استان کرده بود.[۲۹] دشمنیها ممکن است با اعمال آیینی رومیان در اورشلیم شعلهور شده باشد: هیپولیتوس گزارش میدهد که یک لژیون تحت فرمان تراژان بتی به نام «کوره» برپا کرد، در حالی که یک کتیبه نشان میدهد سربازان لژیون سوم سیرنائیکا در سال پایانی سلطنت تراژان محراب یا مجسمهای را به خدای «سراپیس» در شهر تقدیم کردند.[۳۰]
با به تخت نشستن هادریان پس از مرگ تراژان در سال ۱۱۷ میلادی، کوایتوس از سمت خود در یهودیه برکنار شد و مارکوس تیتیوس لوستریکوس بروتیانوس جای او را گرفت.[۳۱] در همین زمان، لژیون دوم تراژانا فورتیس ــ که پس از رهاسازی فتوحات شرقی تراژان دوباره مستقر شده بود ــ در این استان جای گرفت.[۳۲] با این اقدام، شمار پادگانها به دو لژیون رسید و جایگاه یهودیه به سطح یک پرووینسیا کنسولاریس ارتقا یافت[۳۳] و زیر نظر یک پروکنسول، مقام بلندپایهتری، اداره شد. سربازان لژیون جدید بهسرعت در پروژههای زیربنایی به کار گرفته شدند: حدود سال ۱۲۰ میلادی، سنگنوشتههای مسیر نشان میدهد که جادهای از کاپارکوتنا بهسوی صفوریه تا پتولماییس (عکا) ساخته شد و کاپارکوتنا بهعنوان پایگاه شمالی تثبیت گردید و دالان کلیدی میان یهودیه، جلیل، مصر و سوریه ایمن شد.[۳۴] تلاشها برای اسکان دوباره منطقه با مهاجران وفادار، از جمله سربازان رومی بازنشسته، با هدف تأمین امنیت قلمرو انجام شد، اما به بیگانگی هرچه بیشتر جمعیت یهودی محلی انجامید.[۳۵]
دلایل شورش
منابع باستانی دو عامل متمایز را برای آغاز شورش ذکر میکنند.[۳۶] کاسیوس دیو آن را ناشی از خشم یهودیان از تصمیم امپراتور هادریان برای بازسازی اورشلیم بهعنوان یک مستعمره رومی، «آیلیا کاپیتولینا»، میداند.[۳۶][۱۰] هیستوریای آگوستا ممنوعیت ختنه ــ یکی از اعمال مرکزی یهودیت ــ را علت مستقیم آن معرفی میکند.[۳۶] پژوهشهای نوین عموماً ترکیبی از این عوامل را در توضیح آغاز شورش به رسمیت میشناسند.[۳۷]
بنیانگذاری آیلیا کاپیتولینا
در سالهای ۱۲۹–۱۳۰ پس از میلاد، هادریان از استانهای شرقی بازدید کرد و فرهنگ هلنیستی را ترویج داد. جمعیت غیر یهودی منطقه او را با نامگذاری شهرهای جدید و برگزاری جشنها گرامی داشتند.[۳۸] در جریان بازدیدش از یهودیه، تصمیم گرفت اورشلیم ویرانشده را بهعنوان یک مستعمره رومی با نام «آیلیا کاپیتولینا» بازسازی کند؛[۳۹] نامی برگرفته از نام خانوادگی او و در افتخار ژوپیتر کاپیتولین.[۴۰] این تصمیم یهودیان را خشمگین ساخت و امید آنان برای بازسازی اورشلیم و معبد را بر باد داد.[۳۸] پیشتر نیز هتک حرمت بیگانگان به اورشلیم در دهه ۱۶۰ پیش از میلاد، موجب شورش یهودیان شده بود؛ زمانی که غارت معبد توسط آنتیوخوس چهارم به شورش مکابیان انجامید.[۴۱]

تاریخنگاران روزگاری بر سر این موضوع بحث داشتند که آیا بنیانگذاری «آیلیا کاپیتولینا» جرقهی شورش بارکوخبا را زد یا آنکه پس از شورش بهعنوان مجازاتی اعمال شد. این مناقشه از روایتهای متناقض منابع باستانی پدید آمد. کاسیوس دیو نوشته است که هادریان بر ویرانههای اورشلیم «آیلیا کاپیتولینا» را بنیان نهاد و بر کوه معبد، معبدی برای ژوپیتر برپا کرد. به گفتهی او، این کار «جنگی طولانی و جدی را برانگیخت، چرا که یهودیان با اسکان دادن بیگانگان در شهرشان و برپایی آیینهای خارجی مخالفت کردند.» [۴۲][۴۳]در مقابل، یوسیبیوس این مستعمره را بهعنوان یک اقدام تنبیهی توصیف کرده[۴۴] و نوشته است: «وقتی شهر از ملت یهود خالی شد و ویرانی کامل ساکنان کهن خود را دید، توسط نژادی دیگر مستعمره گردید و شهر رومی که پس از آن پدید آمد نامش تغییر کرد.»[۴۵] بعدها، کشف سکههای «آیلیا کاپیتولینا» در مکانهایی که پیش از شورش رها شده بودند و همراه با سکههای بارکوخبا دفن شده بودند، روایت دیو را تأیید کرد: این مستعمره پیش از قیام بنیان نهاده شده بود.[۴۶][۴۷]
روایتی ربانی، که ظاهراً در دوران حکومت هادریان شکل گرفته است،[۴۸] نقل میکند که رومیان در ابتدا قصد داشتند معبد را بازسازی کنند، اما سامریای آنان را برحذر داشت و هشدار داد که یهودیان به محض بازسازی شهرشان دست به شورش خواهند زد.[۴۸][۴۹] تاریخی بودن این روایت مورد تردید قرار گرفته است، زیرا نقش «سامری خبیث» در ادبیات یهودی امری رایج است؛[۴۹] از این رو، این داستان شاید بازتابی از سرخوردگی یهودیان باشد که رومیان در نهایت از بازسازی معبد خودداری کردند.[۴۸]
تاریخدان کلاسیکگرا، مری ای. اسمالوود، مینویسد که بنیانگذاری «آیلیا کاپیتولینا» احتمالاً «تلاشی برای مقابله با ناسیونالیسم نوخاسته یهودی» از طریق سکولارسازی پایتخت مقدس یهودیان بوده است.[۵۰] به گفتهی تاریخدان مارتین گودمن، هادریان این مستعمره را بهعنوان یک «راهحل نهایی برای روحیهی شورشی یهودیان» تأسیس کرد، با هدف محو کامل شهر و جلوگیری از شورشهای آینده در میان یهودیان یهودیه یا دیاسپورا. بنیانگذاری یک مستعمرهی رومی—بهجای یک پولیس هلنیستی—برای اسکان جمعیتهای بیگانه و تحمیل آیینهای مذهبی رومی طراحی شده بود. در حالی که هادریان شهرهای بسیاری بنا نهاد، این مورد خاص منحصر بهفرد بود زیرا «نه برای ستایش، بلکه برای سرکوب بومیان» انجام گرفت.[۵۱]
ممنوعیت ختنه
یکی از دلایل اغلب ذکر شده برای شورش، احتمال ممنوعیت آیین یهودی ختنه (بریت میلا) است.[۵۲] کتاب هیستوریا آوگوستا ادعا میکند که هادریان یهودیان را از ختنه کردن پسرانشان منع کرده بود (که بهعنوان[۵۳][۵۴] mutilare genitalia ، یعنی «مثله کردن اندام تناسلی» تقبیح شده بود)، و این فرمان باعث آغاز شورش یهودیان شد. در این زندگینامهٔ امپراتوری آمده است: «یهودیان در تندی خویش جنگی را آغاز کردند، زیرا به آنان منع شده بود که اندام تناسلی خود را مثله کنند.»[۵۵] با این حال، اعتبار این روایت مورد تردید است—زیرا هیستوریا آوگوستا چندین قرن پس از این وقایع نوشته شده و مستعد حکایتپردازی و خطاست.[۵۶][۵۷] پژوهشگران مدتهاست دربارهٔ زمان صدور این ممنوعیت در ارتباط با شورش بحث کردهاند؛ برخی بر این باورند که ممنوعیت در طول یا بلافاصله پس از قیام وضع شده، نه پیش از آن.[۵۸] آنچه مسلم است این است که در دههٔ ۱۴۰ میلادی و پیش از ۱۵۵، آنتونینوس پیوس این ممنوعیت را تعدیل کرد و اجازه داد یهودیانِ متولد یهودیت بتوانند بهطور قانونی ختنه کنند، اما این عمل را برای غیر یهودیان ممنوع ساخت. با این همه، همچنان نامشخص است که این ممنوعیت در اصل چه زمانی برقرار شد.[۵۹]

اگر این ممنوعیت وجود داشته باشد، برخی پژوهشگران بر این باورند که هادریان، بهعنوان یک هلنیست، ختنه را نوعی مثلهسازی بدنی تلقی میکرد.[۶۰] ای. ماری اسمالوود استدلال میکند که او یک ممنوعیت جهانی وضع کرد که بعداً توسط آنتونینوس پیوس تعدیل شد؛ کسی که بهطور شناختهشده به یهودیان معافیت اعطا کرد.[۶۱][۶۲][ او به بخشهایی از تلمود استناد میکند که دلالت بر این دارند که ممنوعیت پیش از شورش وجود داشته است، از جمله روایتی که در آن خاخام الیعزر بن هورکانوس اجازه میدهد چاقوهای ختنه در شرایط خطر پنهان شوند. دیگر پژوهشگرانی چون پیتر شِفِر و جوزف گایگر، وجود ممنوعیت پیشین را مورد تردید قرار میدهند و پیشنهاد میکنند که قوانین رومی علیه مثلهسازی اندام تناسلی در اصل برای جلوگیری از اخته کردن بردگان بوده است، نه ختنه یهودیان، و هرگونه ممنوعیت ختنه ممکن است پس از شورش و بهعنوان نوعی مجازات اعمال شده باشد.[۶۳][۶۴][۶۵]
عوامل داخلی
علاوه بر عوامل مستقیم، عوامل گستردهتر نیز احتمالاً در ایجاد فضایی آماده برای شورش نقش داشتهاند. یکی از این عوامل میتواند انتظار آخرالزمانی بوده باشد: نزدیک به شصت سال از ویرانی معبد دوم گذشته بود و برخی ممکن بود انتظار مداخلهٔ الهی را داشته باشند، چرا که به نمادینِ هفتاد سال نزدیک میشدند. این انتظار ریشه در سابقهٔ تبعید بابلی داشت که هفتاد سال پس از ویرانی معبد اول پایان یافت و به بازسازی آن انجامید—رویدادی که تحقق پیشگویی کتابی منسوب به ارمیا تلقی میشد. هنگامی که رستگاری مورد انتظار تحقق نیافت، نارضایتی فزاینده ممکن بود زمینهٔ آمادگی برای شورش را فراهم کرده باشد.[۶۶] [۶۷]

عوامل دیگری که تصور میشود در شکلگیری شورش نقش داشتهاند، شامل تغییرات در قوانین اداری، افزایش حضور شهروندان رومی دارای امتیازات قانونی، دگرگونی در شیوههای کشاورزی از مالکیت زمین به زراعت مزارعهای، و پیامدهای یک رکود اقتصادی احتمالی است.[۶۸] ملیگرایی فزاینده، که احتمالاً با شورش دیاسپورا شدت گرفته بود، نیز در این میان نقش داشت.[۶۸] دشواریهای اقتصادی پس از نخستین شورش یهودیان ممکن است نارضایتیها را بیشتر کرده باشد، چرا که بسیاری از یهودیان زمینهای خود را به کهنهسربازان رومی و همکاران آنان از دست دادند و طبقهای بیزمین بهوجود آمد که احتمالاً پایگاه اصلی حمایت از شمعون بار کوخبا را شکل داد.[82] رهبری کاریزماتیک شخص او نیز بهعنوان یکی از محرکهای اصلی این قیام شناخته میشود.[۶۹]
دولت شورشی
در سال نخست شورش، یهودیان شورشی توانستند دولتی کارآمد برپا کنند و زندگی در یهودیه به نظر میرسد با ثبات نسبی ادامه یافته باشد. شواهد این امر در قراردادهای اجارهٔ زمین از آن دوره دیده میشود که شامل معاملات مالی قابلتوجهی بوده است.[۷۰] در همان زمان، شورش جوامع یهودی بیرون از یهودیه را نیز مختل کرد، چنانکه در گزارشهایی از فرار افرادی از صوعر در آنسوی اردن به عینجَدی، مدتی پس از سال ۱۳۲ پس از میلاد، بازتاب یافته است.[۷۱] عبارت کتاب مقدسی «خانهٔ اسرائیل» ممکن است بهعنوان نامی برای شبکهٔ جوامع تحت رهبری شمعون بار کوخبا بهکار رفته باشد؛ چنانکه کاربرد این اصطلاح در دو سند متعلق به زمان شورش و نیز در یک طومار پس از شورش که به «سال چهارم ویرانی خانهٔ اسرائیل» (حدود ۱۴۰ میلادی) تاریخگذاری شده، نشان میدهد.[۷۲]
رهبری
شورش به رهبری شمعون بار کوخبا صورت گرفت که پشتیبانی از او احتمالاً ناشی از ویژگیها و تواناییهای شخصیاش، از جمله کاریزمای او بود.[۷۳] سکههای مربوط به دوران شورش، او را با عنوان «نسی» به معنای «شاهزاده» یاد میکنند.[۷۴] عالمان ربانی آن زمان، که به «تناییم» شهرت داشتند، در دیدگاههای خود دربارهٔ قیام اختلاف داشتند—برخی از آن حمایت میکردند، در حالیکه دیگران مخالف بودند.[۷۵] بنا بر متون ربانی، خاخام پرنفوذ، ربی عقیوا، بار کوخبا را بهعنوان مسیحا تأیید کرد،[۷۶][۷۷] یعنی رهاییبخشی که انتظار میرفت پادشاهی داوودی را بازسازی کند و عصری از صلح و شکوفایی را به ارمغان آورد.[۷۸] با این حال، این دیدگاه توسط خاخام معاصر، یُحنان بن تورطا، به چالش کشیده شد که طبق تلمود اورشلیمی در پاسخ به عقیوا گفت: «بر گونههایت علف خواهد رویید و هنوز مسیحا نیامده است!»[۷۹][۸۰][۸۱]

نام «بار کوخبا» در تلمود دیده نمیشود، اما در منابع کلیسایی اولیه آمده است.[۸۱][۸۲] پیشتر، تاریخنگاران در این باره بحث داشتند که آیا «بار کوخبا» به معنای «پسر ستاره» در آرامی[۸۳] نام اصلی او بوده است یا خیر، و برخی بر این باور بودند که نام «بار کوسیبا» (که در این تفسیر به معنای «پسر نومیدی» یا «پسر دروغها»ست[۸۴]) که در متون ربانی یافت میشود، بعدها بهعنوان لقبی تحقیرآمیز به کار رفته است.[۸۵] با این حال، اسنادی که در دههٔ ۱۹۵۰ در صحرای یهودیه کشف شد نشان داد که نام اصلی او «شمعون بن کوسیبا» بوده است.[۸۵] باور بر این است که نام عبری یا آرامی[۸۶] «بن کوسیبا» از جایگاه خاستگاه او گرفته شده است.[۸۷] عنوان «بار کوخبا» احتمالاً توسط ربی عقیوا بر اساس «پیشگویی ستاره» به او داده شد: «ستارهای (کوخاو) از یعقوب برمیخیزد.»[۸۸][۸۹]
هفده نامه که در صحرای یهودیه کشف شدهاند، نگاهی به شخصیت بار کوخبا ارائه میدهند.[۹۰] این اسناد او را بهعنوان یک فرماندهٔ نظامی سختگیر و درگیر نشان میدهند که شخصاً بر امور انضباطی و لجستیکی نظارت داشته است. سبک سازشناپذیر او در تهدیدها و سرزنشهای تندی که متوجه افسران زیردستش کرده، آشکار است.[۹۱] نامهها همچنین بیانگر حس قوی دینداری او هستند، از جمله رعایت شبات و قوانین عشر و هدایا.[۹۱] در یکی از نامهها، بار کوخبا به افراد خود دستور میدهد تا لوُلاو (شاخههای نخل) و اِترُگ (بالنگ) تهیه کنند تا فرمان دینی «چهار گونه» را در جشن سوکوت بهجا آورند.[۹۱][۹۲]
ادبیات ربانی، که بازتابی از عناصر حافظهٔ عامیانه شکلگرفته در دو تا سه قرن پس از شورش است، بار کوخبا را بهعنوان شخصیتی قهرمانانه و هولناک با نیرویی عظیم و سختگیری شدید به تصویر میکشد؛ کسی که مرگ او تنها بهواسطهٔ مداخلهٔ الهی ممکن بود.[۹۳] گفته میشود که او شمار زیادی از سربازان رومی را با پرتاب یکتنهٔ سنگهای عظیم منجنیق به قتل رسانده است.[۹۴] افسانههای ربانی همچنین روایت میکنند که او سربازان خود را با الزام به قطع انگشت یا ریشهکن کردن درخت سرو میآزمود.[۹۴] با این حال، بر اساس سنتهای ربانی، نیروی واقعی شورش نه در توان جسمانی بار کوخبا، بلکه در حمایت معنوی عالمان ربانی نهفته بود؛ و هنگامیکه این حمایت، پس از کشتن یکی از آنان به دست بار کوخبا، از میان رفت، شورش فروپاشید.[۹۵]
نظامی
بار کوخبا رهبری ارتشی منظم را بر عهده داشت که در قالب یک نظام سلسلهمراتبی با رتبههای مشخص، از جمله «رئیس اردوگاه»، سازماندهی شده بود. نامههای او زنجیرهٔ فرماندهی روشنی را نشان میدهند و افرادی چون یهودا بار منَسّه، فرمانده قریات عرابایا، و یوناتان بار بیسیان و مَسابَلا بار شمعون، فرماندهان عینجَدی را نام میبرند. این اسناد همچنین حاکی از آناند که نیروهای او از یهودیان متدین تشکیل شده بودند.[۹۶] بهگفتهٔ منابع ربانی، در اوج شورش، حدود ۴۰۰٬۰۰۰ مرد در اختیار بار کوخبا بودند.[۹۷]
سکهها
دولت مستقل تازهتأسیس، سکههای ویژهٔ خود را با ضرب مجدد بر روی سکههای یونانی و رومی موجود و افزودن نمادها و کتیبههای یهودی منتشر کرد.[۹۸] از سال نخست شورش، تترا دراخمهای نقرهای دیده میشوند که بر روی آنها تصویر معبد و واژهٔ «اورشلیم» نقش بسته است. در پشت این سکهها، تصویر لوُلاو و اِترُگ همراه با کتیبهٔ «سال نخست رستگاری اسرائیل» حک شده است.[۹۹][۱۰۰]

همانند شورش مکابیان و نخستین شورش یهودیان، زبان عبری بار دیگر رونق گرفت و حضور آن بر سکهها و اسناد، نقش آن را بهعنوان نماد ملت و استقلال یهودی تقویت کرد.[۱۰۱] دولت مستقل تازهتأسیس، سکههای ویژهٔ خود را با ضرب مجدد بر روی سکههای یونانی و رومی موجود و افزودن نمادها و کتیبههای یهودی منتشر کرد.[۱۰۲]

بار کوخبا بر روی سکهها با عنوان «شمعون، شاهزادهٔ اسرائیل» به تصویر کشیده شده است. سکههای سال نخست همچنین کتیبهای با نام «العازر کاهن» دارند، هرچند هویت این شخصیت همچنان نامشخص و محل بحث است.[۱۰۳] برخی پژوهشگران او را همان العازر، عموی بار کوخبا، میدانند که بنا بر متون ربانی به دلیل تلاش برای مذاکره با رومیان اعدام شد.[۱۰۴]
با این حال، این موضوع نشان میدهد که بار کوخبا احتمالاً در اندیشهٔ بازسازی معبد بوده و برای اجرای آیینهای آن، کاهن اعظم منصوب کرده بود.[۱۰۵] سکهها نیز گواه آناند که بازسازی معبد و آیینهایش واقعاً یکی از اهداف اصلی قیام بوده است، زیرا نمای معبد و نمادهای مرتبط بر روی آنها نقش بسته است.[۱۰۶][۱۰۷]
بر روی سکههای سال دوم و نیز سکههای بدون تاریخ، کتیبههای دیگری دیده میشود، از جمله «برای آزادی اسرائیل» و «برای آزادی اورشلیم».[۱۰۳] همچنین بر روی این سکهها نقش تاکستانها، درختان نخل، سازهای موسیقی همچون چنگ و شیپور، و ظروف معبد از جمله آمفورهها و کوزهها به چشم میخورد.[۹۸]
قلمرو
وسعت دقیق قلمرو تحت کنترل بار کوخبا همچنان نامشخص است.[۱۰۸] با این حال، بهطور گسترده پذیرفته شده که شورشیان بر سراسر یهودیه تسلط داشتند، از جمله روستاهای کوهستانهای یهودیه، صحرای یهودیه و بخشهای شمالی صحرای نقب.[۱۰۹] شواهد بهدستآمده از پراکندگی سکههای بار کوخبا نشان میدهد که قلمرو تحت کنترل شورشیان از منطقهٔ عراد–بئرشبع در جنوب تا نواحی شمال راماللهٔ امروزی امتداد داشته، و از غرب به دشتهای نزدیک کریات گت و شوهم و از شرق به ساحل غربی دریای مرده و درهٔ جنوبی اردن رسیده است.[۱۱۰]

پژوهشگران همچنان در این باره اختلافنظر دارند که آیا شورش فراتر از این منطقهٔ اصلی گسترش یافته بود یا نه. دو رویکرد عمده در این زمینه شکل گرفته است: حداکثریها بر این باورند که کنترل شورشیان ممکن است فراتر از یهودیه امتداد یافته و بخشهای دیگری از استان، از جمله جلیل و جولان، را نیز دربر گرفته باشد؛ در حالیکه حداقلیها قلمرو شورشیان را تنها به یهودیه و اطراف نزدیک آن محدود میکنند.[۱۰۸] اینکه آیا شورشیان اورشلیم را تصرف کردند یا عبادتهای قربانی بر کوه معبد را از سر گرفتند، همچنان نامشخص است.[۱۰۸]
اورشلیم
با وجود اشاره به اورشلیم بر روی سکههای بار کوخبا، تا اوایل دههٔ ۲۰۰۰ یافتههای باستانشناسی و نیز فقدان سکههای شورش در اورشلیم، این دیدگاه را تأیید میکرد که شورشگران اورشلیم را تصرف نکرده بودند.[۱۱۱]
در سال ۲۰۲۰، چهارمین سکهٔ ضربشدهٔ بار کوخبا و نخستین سکهای که واژهٔ «اورشلیم» بر آن حک شده بود، در حفاریهای شهر قدیم اورشلیم یافت شد.[۱۱۲] با وجود این کشف، ادارهٔ آثار باستانی اسرائیل همچنان بر این نظر باقی ماند که اورشلیم بهدست شورشیان نیفتاده بود، زیرا بیش از ۲۲٬۰۰۰ سکهٔ بار کوخبا در خارج از اورشلیم یافت شده، اما تنها چهار عدد در داخل شهر کشف شده است.
باستانشناسان ادارهٔ آثار باستانی اسرائیل، موران هاگبی و دکتر جو اوزیل، چنین حدس زدند: «ممکن است یک سرباز رومی از لژیون دهم، این سکه را در یکی از نبردها در سراسر کشور یافته و آن را بهعنوان یادگاری به اردوگاه خود در اورشلیم آورده باشد.»[۱۱۳]
جلیل
بیشتر پژوهشگران بر این باورند که بر خلاف نقش فعال جلیل در جنگ نخست یهودیان و رومیان، این منطقه—که اکثریت جمعیت آن یهودی بود[۱۱۴]—در شورش بار کوخبا مشارکت نداشت، هرچند دلایل آن همچنان نامشخص است.[۱۱۴] شواهد باستانشناسی تصویری پیچیده ارائه میدهند. نوزده سامانهٔ پناهگاههای زیرزمینی در جلیل کشف شدهاند[۱۱۵] که شباهت نزدیکی به آنهایی دارند که با نیروهای بار کوخبا در یهودیه مرتبط هستند. با این حال، عامل تمایزبخش مهم، نبود سکههای بار کوخبا در زمینهٔ باستانی جلیل است.[۱۱۶] افزون بر این، تداوم و بقای سکونت یهودیان در جلیل پس از سرکوب شورش—بر خلاف یهودیه که در آن زندگی جمعی یهودیان تقریباً نابود شد—بهعنوان نشانهٔ دیگری تفسیر شده است که منطقه یا اصلاً به قیام نپیوست یا در مراحل ابتدایی سرکوب شد.[۱۱۷] فرضیهٔ جایگزینی که باراک اولشانِتسکی مطرح کرده این است که جلیل ممکن است در مراحل آغازین شورش مشارکت داشته اما پس از آنکه بار کوخبا در حدود سالهای ۱۳۲–۱۳۳ میلادی قدرت خود را تثبیت کرد، عقبنشینی کرده باشد. او این احتمال را به مخالفت با رهبری یا ایدئولوژی بار کوخبا نسبت میدهد.[۱۱۴]

یافتههای تازه به بحثهای پژوهشی دامن زدهاند. تاریخنگار ورنر اَک پیشنهاد کرده است که طاق رومی عظیمی که در تل شالم در درهٔ بالای اردن کشف شده و اشارهای به امپراتور هادریان دارد، یادبود پیروزی بزرگ رومیان بر نیروهای بار کوخبا در جلیل بوده است.[۱۱۸] این دیدگاه از سوی تاریخنگار مناخم مور به چالش کشیده شده است. او استدلال میکند که این طاق در واقع نشاندهندهٔ سفر هادریان به منطقه در سال ۱۳۰ میلادی بوده است.[۱۱۹] مور وقوع نبردی مرتبط با بار کوخبا را نامحتمل میداند[۱۲۰] و به نبود سکههای شورش و لایههای ویرانی، همچنین جدایی جغرافیایی و لجستیکی جلیل از یهودیه استناد میکند.[۱۲۰] با این حال، یک لایهٔ ویرانی در کنیسهٔ جنوبی حَمّات طبرية کشف شده که به اواخر یکسوم نخست قرن دوم میلادی تاریخگذاری شده است.[۱۱۵] افزون بر این، حفاریهای باستانشناسی در خربت وادی حمام، نزدیک دریای جلیل، شواهدی از ویرانی را آشکار کردند که به دوران هادریان نسبت داده شده است و این نتیجه با گنجینهٔ سکههایی که در یک لایهٔ ویرانی یافت شد، تأیید میشود. این رخداد ممکن است یا با فعالیتهای نظامی در جریان شورش مطابقت داشته باشد یا با ناآرامیهای پیشین مرتبط با استقرار لژیون ششم فراتا در منطقه در دههٔ ۱۲۰ پس از میلاد.[۱۲۱][۱۲۲] با این حال، باستانشناس اوزی لایبنر بر لزوم انجام حفاریهای گستردهتر پیش از دستیابی به نتیجهگیری قطعی تأکید میکند.[۱۲۲]
پرایا
منطقهٔ پرایا (بخش یهودی آنسوی اردن[۱۲۳] نیز بهگمان در شورش مشارکت داشته و شواهد باستانشناسی نشان میدهند که سکونتگاههای یهودی آن در جریان درگیری آسیب دیدهاند. لایههای ویرانی و متروکشدن در محوطههای اوایل قرن دوم میلادی، مانند تل ابو الصربوط (در درهٔ سوکوت)، المُخَیَّط و کالیرُوئه، ممکن است بازتاب خشونت یا جابهجاییهای مرتبط با شورش باشند.[۱۲۴]

نشانههای دیگر از سرکوب رومیان شامل یک پاپیروس مربوط به سال ۱۵۱ میلادی است که در آن به یک کهنهسرباز رومی از میاسون در پِرِها اشاره شده—که دلالت بر مصادرهٔ زمین دارد—و نیز کتیبهای از قرن دوم مربوط به لژیون ششم در اَصصَلت (جَدَره).[۱۲۴]
علاوه بر این، سامانهٔ استحکامات رومی در درهٔ اردن که به دورهٔ بار کوخبا تاریخگذاری شده، بهگونهای استراتژیک در برابر سکونتگاههای یهودی پِرِهای شمالی قرار گرفته بوده است.[۱۲۵]
مشارکت غیر یهودیان
بر اساس گزارش کاسیوس دیو، شورشیان یهودی از «بسیاری از ملتهای غیر یهودی» یاری دریافت کردند که «برای منفعت» مشتاق بودند.[۱۲۶] مناخم مور بر این باور است که جمعیتهای غیر یهودی منطقه ممکن است واقعاً همراه با یهودیان به شورش پیوسته باشند، هرچند شمار آنان بهسختی قابل تعیین است. این مشارکتکنندگان احتمالاً از طبقات فرودست شهرهای هلنیستی بودهاند که انگیزهٔ آنان تضعیف اشرافیت مورد حمایت رومیان و بهبود شرایط اجتماعی-اقتصادی خودشان بود.[۱۲۶] در مقابل، در حالیکه سامرهٔ غربی دارای جمعیت یهودی درگیر شورش بود، سامرهٔ مرکزی که عمدتاً سامرینشین بود، به نظر میرسد بیطرف مانده و تا حد زیادی از پیامدهای شورش مصون بوده است.[۱۲۷]
منابع مسیحی، بار کوخبا را متهم میکنند که در جریان شورش، مسیحیان یهودیه را تحت آزار و شکنجه قرار داده است.[۱۲۸] ژوستین شهید، متکلم مسیحی قرن دوم، مینویسد که مسیحیانی که از پذیرش اقتدار بار کوخبا و پیوستن به جنبش او خودداری کردند، دچار «شکنجههای هولناک» شدند.[۱۲۹][۱۳۰] به همین ترتیب، اوسبیوس گزارش میدهد که مسیحیان «انواع گوناگون آزارها» را تحمل کردند و شورشیان آنان را به دلیل امتناع از حمایت از کارزار بار کوخبا علیه نیروهای رومی کشتند.[۱۳۱][۱۳۲][۱۳۳] پژوهشگر دیوید ا. دسیلوا اشاره میکند که این گزارشها تا حدی با نامههای خود بار کوخبا اعتبار مییابند، چراکه آنها نشان میدهند او حتی در برابر افسرانش آمادهٔ توسل به خشونت بوده است.[۱۳۴] تاریخنگار شای ج. کوهن نیز بر این باور است که آزار مسیحیان یهودی ممکن است ریشه در ادعاهای مسیحایی بار کوخبا داشته باشد؛ زیرا او «نمیتوانست ادعاهای مسیحایی دیگری را تحمل کند.»[۱۲۸]
تاریخنگار گلن باورساك پیشنهاد کرده است که نبطیها نیز به شورش مرتبط بودهاند و مینویسد: «گستردگی درگیریها بیش از آن چیزی بوده که پیشتر تصور میشد... گسترش شورش یهودیان به شمال آنسوی اردن و دلیلی دیگر برای در نظر گرفتن حمایت محلی در میان قبایل صفائیتی و حتی در جراشا.»[۱۳۵]
روند شورش
مراحل آغازین جنگ
شورش بار کوخبا و تأسیس ادارهٔ بار کوخبا احتمالاً در تابستان سال ۱۳۲ پس از میلاد آغاز شد.[۱۳۶] نیروهای شمعون بار کوخبا منتظر ماندند تا هادریان منطقه را ترک کند و سپس قیامها را آغاز کردند.[۱۳۷] یهودیان با درس گرفتن از شکستهای شورش نخست، قیام را با دقت برنامهریزی کرده بودند.[۱۳۸][۱۳۹] کاسیوس دیو گزارش میدهد که شورشیان از نبردهای علنی پرهیز کردند و در عوض، مواضع طبیعی مستحکم را که با مجموعههای پنهان زیرزمینی تقویت شده بود، اشغال نمودند؛ این امر هم پناهگاهی برای آنان فراهم میکرد و هم امکان جابهجایی پنهانی را به آنها میداد:
یهودیان [...] جرئت آن را نداشتند که در میدان باز با رومیان رویارویی کنند، بلکه مواضع سودمند سرزمین را اشغال کرده و آنها را با دالانهای زیرزمینی و دیوارها استحکام بخشیدند، تا هرگاه در تنگنا قرار گرفتند، پناهگاهی در اختیار داشته باشند و بتوانند در زیرزمین، دور از دید، گرد هم آیند؛ و این گذرگاههای زیرزمینی را در فواصل معین از بالا سوراخ کردند تا هوا و نور وارد شود.
جروم نیز نوشته است: «و شهروندان یهودیه چنان به تنگنا افتادند که همراه با همسران، فرزندان، طلا و نقرهٔ خود—که به آن دل بسته بودند—در دالانهای زیرزمینی و غارهای بسیار عمیق پنهان شدند.»[۱۴۰][۱۴۱] یافتههای باستانشناسی گزارشهای کهن دربارهٔ آمادگی یهودیان برای شورش بار کوخبا را تأیید کرده است.[۱۴۲] صدها مجموعهٔ پناهگاه زیرزمینی در تقریباً همهٔ مناطق مسکونی شناسایی شدهاند[۱۴۲] و تا سال ۲۰۱5 حدود ۳۵۰ سامانه در میان ویرانههای ۱۴۰ روستای یهودی نقشهبرداری شدهاند.[۱۴۳] این سامانهها بهطور گسترده در کوههای یهودیه، صحرای یهودیه و نقب شمالی بهکار گرفته میشدند، با تمرکزهای کوچکتر در جلیل، سامره و درهٔ اردن. بسیاری از خانههای خصوصی مجهز به اتاقهای زیرزمینی بودند که تنگی گذرگاهها در آنها بهطور ویژه برای مقاصد دفاعی و کمین طراحی شده بود.[۱۴۴] شبکههای بههمپیوستهٔ غارها هم بهعنوان پناهگاه برای جنگجویان و هم بهعنوان سرپناهی برای خانوادههایشان عمل میکردند.[۱۴۵]

دیو همچنین مینویسد که یهودیان برای آمادهسازی شورش، سلاحهای خود را تولید میکردند: «یهودیان [...] عمداً سلاحهایی با کیفیت پایین ساختند تا وقتی موظف به تحویل آنها شدند، رومیان آنها را رد کنند و بدینسان خودشان بتوانند از آنها استفاده کنند.» با این حال، هیچ شاهد باستانشناختی برای پشتیبانی از ادعای دیو دربارهٔ تولید سلاحهای معیوب توسط یهودیان وجود ندارد. در واقع، سلاحهایی که در محوطههای تحت کنترل شورشیان یافت شدهاند، همانند سلاحهایی هستند که رومیان به کار میبردند.[۱۴۲]
بیتار (که با نامهای بَتار، بَتِهر یا بَتِر نیز شناخته میشود)، شهری در حاشیهٔ رشتهکوهی در جنوبغربی اورشلیم بود[۱۴۶] که بهعنوان مقر شورشیان برگزیده شد. دلیل این انتخاب، نزدیکی راهبردی آن به اورشلیم، وجود چشمههای فراوان و موقعیت قابلدفاعش بود.[۱۴۷] کاوشهای باستانشناسی در این مکان—که امروزه در عبری «تل بیتار» و در عربی «خِربت الیهود» (بهمعنای «ویرانههای یهود») نامیده میشود—دژهایی را آشکار کرده است که بهاحتمال زیاد توسط نیروهای بار کوخبا ساخته شدهاند.[۱۴۷] با این حال، همچنان مشخص نیست که این استحکامات در آغاز شورش ساخته شدند یا در مراحل بعدی درگیری.[۱۴۷]
واکنش رومیان و تدابیر اضطراری
روم برای سرکوب شورش، نیرویی گسترده از استانهای گوناگون گردآورد[۱۴۸] و دستکم نه لژیون بهطور کامل یا از طریق دستههای اعزامی (vexillationes) درگیر شدند.[۱۴۹] دو لژیون از این میان—لژیون دهم فرتنسیس و لژیون ششم فراتا—در همان زمان در یهودیه مستقر بودند.[۱۴۸] به آنها نیروهای کمکی از مناطق نزدیک پیوستند، از جمله لژیون سوم سیرنائیکا که از بُصرا در عربیه رسید، و لژیون چهارم گالیکا که از سوریه اعزام شد.[۱۴۸] همچنین لگیونر قونسولی سوریه، گایوس پوبلیکیوس مارسلوس، استان خود را ترک کرد تا نیروهایی را به یهودیه رهبری کند و این امر احتمال دخالت دیگر واحدهای سوری را نیز تقویت میکند.[۱۴۸] هادریان یک تریبون از یکی از لژیونهای پانونیا را نیز مأمور آوردن دستههای کمکی کرد.[۱۴۸] برخی پژوهشگران بر این باورند که لژیون بیستودوم دئیوتاریانا، که آخرینبار در سال ۱۱۹ میلادی در مصر ثبت شده است، در مراحل آغازین شورش نابود شد. هرچند سرنوشت دقیق آن همچنان نامعلوم است، ناپدیدشدنش از اسناد نظامی روم از سوی برخی به درگیری یهودیه نسبت داده شده است.[۱۵۰]
امپراتور هادریان چند تن از برجستهترین فرماندهان نظامی خود را برای سرکوب شورش اعزام کرد که در رأس آنها سکستوس ژولیوس سوروس قرار داشت؛ او از مقام معتبر خود بهعنوان فرماندار بریتانیا منتقل شد—اقدامی استثنایی که نشانگر وضعیت اضطراری بود.[۱۵۱] انتقال از بریتانیا، که یکی از عالیترین فرماندهیهای نظامی به شمار میرفت، به یهودیه—استانی نسبتاً کوچک—بسیار غیرمعمول بود و اهمیت وخیم اوضاع را آشکار میسازد.[۱۵۱] هرچند دیو تنها از سوروس نام میبرد، کاربرد جمع «فرماندهان» نشان میدهد که احتمالاً چندین فرماندهٔ ارشد بهطور مستقل فرماندهی داشتهاند، و برخی از آنان ornamenta triumphalia، یکی از افتخارات نادر نظامی در آن دوره، را دریافت کردند.[۱۵۱] خود هادریان نیز بنا به گزارش کاسیوس دیو مدتی شخصاً به کارزار پیوست.[۱۵۲] این موضوع با کتیبههایی که از «Expeditio Iudaica» یاد میکنند و مشارکت امپراتور را نشان میدهند، تأیید میشود.[۱۵۳] نشانههای دیگری از وضعیت اضطراری شامل انتقال تفنگداران دریایی از ناوگان classis Misenensis—یکی از ناوگانهای اصلی نیروی دریایی روم—به لژیون دهم فرتنسیس بود که نیازمند اعطای شهروندی رومی به آنان بود،[152] و همچنین سربازگیری غیرمعمول دولتی در ایتالیا و استانهای آلپی، مناطقی که در آن زمان معمولاً برای جذب نیرو بهکار نمیرفتند.[۱۵۰]
برخی پژوهشگران بر این باورند که عملیات رومیان در جریان شورش تا شمال و منطقهٔ جلیل گسترش یافته بود. ورنر اَک، برای نمونه، بر پایهٔ بقایای طاق در تل شالم پیشنهاد کرده است که نبردی بزرگ در این ناحیه روی داده، احتمالاً نزدیک کِفار اوتنای، در نزدیکی پایگاه لژیونی آن منطقه.[۱۵۴]
سقوط بیتار
پس از از دست دادن بسیاری از دژهای خود، بار کوخبا و بازماندگان ارتشش به دژ بَتار عقبنشینی کردند؛ جایی که در تابستان سال ۱۳۵ تحت محاصره قرار گرفت. گفته میشود لژیون پنجم ماقدونیکا و لژیون یازدهم کلودیا در این محاصره شرکت داشتند.[۱۵۵]
نتیجه جنگ

هادریان تصمیم گرفت یهودیت را بهطور کلی نابود کند زیرا آن را دلیل شورش میدانست. او تورات و تقویم یهودی را منع کرد و دانشمندان یهودی را اعدام کرد. طومارهای تورات در مراسمی در محل معبد سوزانده شدند. در محل معبد دوم اورشلیم رومیان مجسمه ژوپیتر و هادریان را نصب کردند. او در تلاش بر حذف کامل یهودیت نام استان یهودا را از نقشه حذف کرد و آن را با سوریه-فلسطین جایگزین کرد. یهودیان از ورود به اورشلیم منع شدند و تنها اجازه داشتند یکروز در سال در روز تیشا بآو به اورشلیم وارد شوند.
نتایج بلند مدت
بعد از نابودی شورش مرکز مذهبی یهود به بابل منتقل شد و از این رو تلمود بابلی بر تلمود اورشلیمی غلبه کرد. کنستانتین اول به یهودیان اجازه میداد که سالی یکبار در روز تیشا بآو به اورشلیم وارد شده و برای شکست خود عزاداری کنند. در سال ۳۵۱ میلادی یهودیان بار دیگر شورش کردند که به سختی شکست خوردند. یهودیان بعدها در سال ۶۱۴ میلادی به پارسیان ملحق شدند که باعث شد مدت کوتاهی در اورشلیم خودمختاری به دست آورند. ولیکن این پیروزی کوتاه مدت بود و رومیان دوباره آنها را شکست دادند. این مسائل ادامه داشت تا سرانجام عمر بن خطاب در سال ۶۳۷ میلادی رومیان را شکست داد. عمر به کمک کعب الاحبار محل معبد دوم اورشلیم را پاکسازی کرد و ساختمان قبه الصخره و مسجد الاقصی را در آنجا ساخت. یهودیان مسلمان شده اجازه یافتند بار دیگر در محل معبد دوم اورشلیم به عبادت مشغول شوند.
جستارهای وابسته
منابع
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFGrabbe2010
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFSmallwood1976
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFEshel2006
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFHorbury2014
- Cassius Dio, Translation by Earnest Cary. Roman History, book 69, 12.1–14.3. Loeb Classical Library, 9 volumes, Greek texts and facing English translation: Harvard University Press, 1914 thru 1927. Online in LacusCurtius:[1][permanent dead link] and livius.org:[2] Archived 2016-08-13 at the Wayback Machine. Book scan in Internet Archive:[3].
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFGihon1986
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFHorbury2014
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFHorbury2014
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFHorbury2014
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMagness2024
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFHorbury2014
- Horbury 2014, pp. 22, 27–28.
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFHorbury2014
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFHorbury2014
- Horbury 2014, p. 26.
- Horbury 2014, p. 27.
- Millar 1995, p. 373.
- Millar 1995, p. 374.
- Magness 2012, p. 268.
- Zissu 2018, p. 19.
- Herr 1984, p. 288.
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFSafrai1976
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFSchiffman1991
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFLevine2017
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFGrabbe2021
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMillar1995
- Zissu 2018, pp. 21–22.
- Rogers 2022, p. 373.
- Ben Zeev 2018, pp. 89–91.
- Ben Zeev 2018, p. 90.
- Ben Zeev 2018, pp. 91–92.
- Ben Zeev 2018, pp. 92–93
- Ben Zeev 2018, pp. 92–93
- Ben Zeev 2018, pp. 93–94.
- Zissu 2018, p. 47.
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFSmallwood1976
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFEshel2006
- Mendels 1992, p. 387.
- Magness 2024, pp. 294–295.
- Magness 2024, p. 296.
- Meyers & Chancey 2012, p. 167.
- Cassius Dio, Roman History, LXIX, 12, 1–2
- Smallwood 1976, p. 432.
- Smallwood 1976, p. 433.
- Eusebius, Ecclesiastical History, IV, 6.3–6.4
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFBen_Zeev_Hofman2023
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFEshel2006
- Smallwood 1976, pp. 434–435.
- Genesis Rabbah, LXIV, 10
- Smallwood 1976, p. 434.
- Goodman 2004, p. 27–28.
- Schäfer, Peter (1998). Judeophobia: Attitudes Toward the Jews in the Ancient World. Harvard University Press. pp. 103–105. ISBN 9780674043213. Retrieved 1 February 2014.
[...] Hadrian's ban on circumcision, allegedly imposed sometime between 128 and 132 CE [...]. The only proof for Hadrian's ban on circumcision is the short note in the Historia Augusta: 'At this time also the Jews began war, because they were forbidden to mutilate their genitals (quot vetabantur mutilare genitalia). [...] The historical credibility of this remark is controversial [...] The earliest evidence for circumcision in Roman legislation is an edict by Antoninus Pius (138–161 CE), Hadrian's successor [...] [I]t is not utterly impossible that Hadrian [...] indeed considered circumcision as a 'barbarous mutilation' and tried to prohibit it. [...] However, this proposal cannot be more than a conjecture, and, of course, it does not solve the questions of when Hadrian issued the decree (before or during/after the Bar Kokhba war) and whether it was directed solely against Jews or also against other peoples.
- Craig A. Evans, Jesus and His Contemporaries: Comparative Studies, Brill, 2001, p. 185: 'moverunt ea tempestate et Iudaei bellum, quod vetabantur mutilare genitalia.'
- Aharon Oppenheimer, ‘The Ban on Circumcision as a Cause of the Revolt: A Reconsideration,' Aharon Oppenheimer, Between Rome and Babylon, Mohr Siebeck, 2005, pp. 243–254
- Historia Augusta, Life of Hadrian, XIV, 2
- Benjamin H. Isaac, Aharon Oppenheimer, 'The Revolt of Bar Kochba:Ideology and Modern Scholarship,' in Benjamin H. Isaac, The Near East Under Roman Rule: Selected Papers , Brill (Vol. 177 of Mnemosyne, bibliotheca classica Batava. 177: Supplementum), 1998 pp. 220–252, 226–227
- Aharon Oppenheimer, 'The Ban on Circumcision as a cause of the Revolt: A Reconsideration,' in Peter Schäfer (ed.) The History of the Jews in the Greco-Roman World: The Jews of Palestine from Alexander the Great to the Arab Conquest, Mohr Siebeck, 2003 pp. 55–69 [55f].
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFSmallwood1976
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFLinder2006
- Christopher Mackay, Ancient Rome a Military and Political History Cambridge University Press 2007 p. 230
- https://en.wikipedia.org/wiki/Herennius_Modestinus
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFSmallwood1976
- Geiger 1976, pp. 139–147.
- Peter Schäfer (2003), The Bar Kokhba War Reconsidered: New Perspectives on the Second Jewish Revolt Against Rome, Mohr Siebeck, p. 68.
- Peter Schäfer (2003), The History of the Jews in the Greco-Roman World: The Jews of Palestine from Alexander the Great to the Arab Conquest. Routledge, p. 146.
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMendels1992
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFCohen2014
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFEshel2006
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMor2016
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFEshel2006
- Eshel 2006, p. 112–113.
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFEshelEshelYardeni2011
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMor2016
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMeyersChancey2012
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFSchiffman2006
- Eshel 2006, p. 109.
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFSchiffman2006
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFSchiffman2006
- Jerusalem Talmud, Ta'anit, IV, 8
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMor2016
- Smallwood 1976, p. 439.
- Krauss, S. (1906). "Bar Kokba and Bar Kokba War". In Singer, Isidore (ed.). The Jewish Encyclopedia. Vol. 2. pp. 506–507.
Bar Kokba, the hero of the third war against Rome, appears under this name only among ecclesiastical writers: heathen authors do not mention him; and Jewish sources call him Ben (or Bar) Koziba or Kozba...
- Meyers & Chancey 2012, p. 168.
- Smallwood 1976, p. 440.
- Eshel 2006, p. 109.
- Meyers & Chancey 2012, p. 168.
- Mor 2016, p. 144.
- Meyers & Chancey 2012, p. 168.
- Eshel 2006, p. 109.
- Eshel 2006, pp. 109–110.
- Isaac & Oppenheimer 1985, p. 58.
- Mor 2016, pp. 386–387.
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFYassif2006
- Yassif 2006, p. 728.
- Yassif 2006, pp. 728–729.
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMendels1992
- https://www.sefaria.org/The_Jewish_Spiritual_Heroes%2C_Volume_I%3B_The_Creators_of_the_Mishna%2C_Rabbi_Akiba_ben_Joseph.32?ven=The_Jewish_spiritual_heroes,_by_Gershom_Bader._New_York,_N.Y._1940&lang=he&with=all&lang2=he
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFHachlili1988
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMillar1995
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMagness2012
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFGoodblatt2006
- Hachlili 1988, p. 131.
- Millar 1995, p. 372.
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMendels1992
- Magness 2012, p. 270.
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFHachlili1988
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMendels1992
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMendels1992
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMor2016
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFZissu2023
- Eshel 2003, pp. 95–96: "Returning to the Bar Kokhba revolt, we should note that up until the discovery of the first Bar Kokhba documents in Wadi Murabba'at in 1951, Bar Kokhba coins were the sole archaeological evidence available for dating the revolt. Based on coins overstock by the Bar Kokhba administration, scholars dated the beginning of the Bar Kokhba regime to the conquest of Jerusalem by the rebels. The coins in question bear the following inscriptions: "Year One of the redemption of Israel", "Year Two of the freedom of Israel", and "For the freedom of Jerusalem". Up until 1948 some scholars argued that the "Freedom of Jerusalem" coins predated the others, based upon their assumption that the dating of the Bar Kokhba regime began with the rebel capture Jerusalem." L. Mildenberg's study of the dies of the Bar Kokhba definitely established that the "Freedom of Jerusalem" coins were struck later than the ones inscribed "Year Two of the freedom of Israel". He dated them to the third year of the revolt.' Thus, the view that the dating of the Bar Kokhba regime began with the conquest of Jerusalem is untenable. lndeed, archeological finds from the past quarter-century, and the absence of Bar Kokhba coins in Jerusalem in particular, support the view that the rebels failed to take Jerusalem at all."
- "Rare Bar Kochba-Era Coin Discovered at Foot of Temple Mount". Israel Hayom. 11 May 2020. Retrieved 5 April 2024.
- "'Year 2 of freedom': Ancient coin from Bar Kochba revolt found near Temple Mount". The Times of Israel. 11 May 2020.
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFOlshanetsky2024
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFRavivBen_David2021
- Olshanetsky 2024, p. 10.
- Yehoshafat Harkabi (1983). The Bar Kokhba Syndrome: Risk and Realism in International Politics.
- Eck 1999, pp. 87–88: "Why raise a monumental arch as a document of Hadrian's victory near Tel Shalem – a place by no means remarkable? Why not near Beithar, the centre of the Jewish uprising? The answer surely must be that Galilee felt the revolt more than has hitherto been conceded. A decisive battle may have been won here, not far from Caparcotna, the camp of the Second Legion in Judaea."
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFArubasHeinzelmannMevorahOverman2019
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMor2013
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFLeibner2020
- Leibner 2010, p. 221, 225, 235.
- Raviv & Ben David 2021, p. 7.
- Raviv & Ben David 2021, pp. 9–10.
- Raviv & Ben David 2021, p. 10.
- Mor 2016, pp. 384, 394–395.
- Raviv & Ben David 2021, pp. 6–7.
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFCohen2014
- Justin Martyr, First Apology, 36.1
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFdeSilva2024
- Eusebius, Chronicle of Hadrian, XVII
- Bourgel, Jonathan, ″The Jewish-Christians in the storm of the Bar Kokhba Revolt″, in: From One Identity to Another: The Mother Church of Jerusalem Between the Two Jewish Revolts Against Rome (66–135/6 EC). Paris: Éditions du Cerf, collection Judaïsme ancien et Christianisme primitive, (French), pp. 127–175.
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFPaget2018
- deSilva 2024, p. 174.
- The Bar Kokhba War Reconsidered by Peter Schäfer, ISBN 3-16-148076-7
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFEshel2006
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMendels1992
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFZissu2023
- Gilad, Elon (6 May 2015). "The Bar Kochba Revolt: A Disaster Celebrated by Zionists on Lag Ba'Omer". Haaretz. Retrieved 14 May 2019.
- Jerome, Commentary on Isaiah, 2.15
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMeyersChancey2012
- Eshel 2006, p. 108.
- Hebrew: התגלית שהוכיחה: מרד בר כוכבא חל גם בשומרון [4] NRG. 15 July 2015.
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMagness2012
- Schäfer, Peter (2003). The Bar Kokhba War Reconsidered: New Perspectives on the Second Jewish Revolt Against Rome. Isd. ISBN 978-3-16-148076-8 – via Google Books.
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFSafrai1976
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFEshel2006
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMillar1995
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFEck1999
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFEck1999
- Eck 1999, pp. 78–79.
- https://en.wikipedia.org/wiki/Bar_Kokhba_revolt#CITEREFMendels1992
- Millar 1995, p. 107.
- Eck 1999, pp. 87–88: "Why raise a monumental arch as a document of Hadrian's victory near Tel Shalem – a place by no means remarkable? Why not near Beithar, the centre of the Jewish uprising? The answer surely must be that Galilee felt the revolt more than has hitherto been conceded. A decisive battle may have been won here, not far from Caparcotna, the camp of the Second Legion in Judaea."
- Charles Clermont-Ganneau, Archaeological Researches in Palestine during the Years 1873–1874, London 1899, pp. 463–470
مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Bar Kokhba revolt». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۱۸ تیر ۹۳٫.
- شورش بارکوخبا
- ۱۳۲ (میلادی)
- ۱۳۳ (میلادی)
- ۱۳۴ (میلادی)
- ۱۳۵ (میلادی)
- ۱۳۶ (میلادی)
- آزار یهودیان
- آسیا در ۱۳۲ (میلادی)
- آسیا در ۱۳۳ (میلادی)
- آسیا در ۱۳۴ (میلادی)
- آسیا در ۱۳۵ (میلادی)
- آسیا در ۱۳۶ (میلادی)
- الگو:یهودیان و یهودیت
- امپراتوری روم در دهه ۱۳۰ (میلادی)
- پناهندگان یهودی
- جعبههای ناوبری جنگ روم
- جنگهای بر پایه دین
- ملیگرایی یهودی
- یهودیت در روم باستان
- پاکسازی قومی در آسیا
