
همنشین بهار: ساواک؛ سیدمرتضی موسوی، ماشالله قصاب و محمد غول [مسئله امروز مردم ایران استبداد زیر پرده دین است نه ساواک ، نه آن سازمان امنیت و اطلاعات که اسفند ۱۳۳۵- قانون تشکیلش از مجلس گذشت. آن، تمام شده و تنها شمار معدودی که روز و روزگاری سازش را میزدند، در قید حیاتند. ساواک مربوط به گذشته است و عملا تمام شده. به آن پرداختهام جون شماری از مدیران آن، در دستگیری و بازجویی محمدرضا سعادتی، نقش داشتهاند. تکرار میکنم مسئله امروز مردم ایران ساواک نیست.]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آقای سیدمرتضی موسوی افسر عالیرتبه ضدجاسوسی، که تحصیلات خود را در دانشکده ضد اطلاعات ارتش شاهنشاهی و مرکز آموزشی ساواک (که مستشاران آمریکایی با حضور مترجم در آن درس میدادند) به پایان رسانده بود، دورههای تخصصی را در دستگاههای اطلاعاتی مهم دنیا، ازجمله MI6 انگلستان، CIA آمریکا، و موساد اسرائیل گذراند. ایشان که بیش از ۲۲ سال در ساواک مشغول به کار بود، ازجمله همکاران «عزتالله جهانگیری گلپایگانی» بود که چندی پیش در سانتیاگو آمریکا درگذشت.
آقای مرتضی موسوی، رئیس بخش شوروی (سابق)، مسؤول ضد جاسوسی شمال، رئیس ساواک بندر پهلوی، رئیس هیئت نمایندگی ساواک در کشورهای جنوبی خلیج فارس و رئیس اداره سوم عملیات ضد جاسوسی بودند.
کتاب خوب «سلواک، از تأسیس تا انحلال» به قلم ایشان است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بعد از انحلال سازمان امنیت و اطلاعات کشور؛ که ۲۱ بهمن سال ۵۷، در مجلس سنا و شورای ملی به تصویب رسید، تمام اعضای ساواک، بویژه کارکنان بخش ضدجاسوسی، با بلاتکلیفی روبرو بودند. اعضای هیئت مدیره اداره کل هشتم ضد جاسوسی با مشورت با همدیگر، به این نتیجه رسیدند که دیر یا زود، سردمداران نظام جدید، به آنها نیاز خواهند داشت و قرار شد سرپرست ضد جاسوسی «علی آصفی» (آخرین سرپرست ضدجاسوسی پس از منوچهر هاشمی) به نحوی با حکومتیان وارد مذاکره شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
علی آصفی، محمد فاضل علوی (معاون عملیاتی مدیر کل)، مهرافشار رئیس اداره تعقیب و مراقبت اداره کل، امین شهیدی (مشاور مدیر اداره کل ضد جاسوسی)، عزت الله جهانگیری گلپایگانی (رئیس سابق ساواک گنبد) ــ حوالی خیابان ثریا، در بیمارستان حافظ (که مرتضی موسوی، آنجا بستری بود)، نشست گذاشتند. گفته میشود دولت موقت تاکید داشت که به کارکنان اداره ضد جاسوسی نیاز مبرم دارند ولیکن تا دولت جا بیافتد آنها اگر میتوانند پنهان شوند. به کمیته مرکزی سفارش میکنیم به همه کمیتهها ابلاغ کنند چنانچه از کارکنان ضد جاسوسی ساواک کسی دستگیر شد آنها را تحویل زندان ندهند و همانجا نگهدارند تا نسبت به اشتغالشان اقدام شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قرار شد از «آیتالله» خمینی تقاضا شود تا ایشان در یکی از سخنرانیهای خود مردم را از آزار و اذیت اعضای ساواک و خانوادههای آنان باز دارند. هفتم اردیبهشت سال ۵۸ (یک روز بعد از بازداشت محمدرضا سعادتی) «آیتالله» خمینی ضمن نطقی که از رادیو تلویزیون پخش شد گفت: به من گزارش دادهاند که تمام اعضای این ساواک لعنتی، آدمهای بدی نبودهاند. انسانهای خوب در میان آنها زیاد است لذا من از مردم میخواهم دیگر متعرض این افراد و خانوادههای آنان نشوند...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۶ اردیبهشت ماه ۵۸، اعضای ساواک با اطلاع دولت موقت، محمدرضا سعادتی را در حین ملاقات با یکی از افسران برجسته «کا - گ - ب» به نام ولادیمیر فیسینکو، که دبیر اول سفارت شوروی در ایران بود، به کمک ماشالله قصاب و محمد ساعتساز (محمد غول) و... دستگیر میکنند...
عزتالله جهانگیری گلپایگانی و محمد فاضل علوی (معاون عملیاتی مدیر کل اداره ضد جاسوسی ساواک)، بازجویی از سعادتی را آغاز میکنند...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اسفند ۱۳۳۵، قانون تشکیل ساواک از مجلس گذشت و از روزهای نخست سال ۱۳۳۶ آغاز به کار کرد. رئیس اول آن سپهبد تیمور بختیار بود.

سپردن پروندههای سیاسی به دادگاههای نظامی بخشی از قانون تاسیس ساواک بود، البته پیشتر و به دنبال کودتای ۲۸ مرداد نیز، چهرههای سیاسی در دادگاههای نظامی محاکمه شدند.

ساواک گرچه مولود خشونت بود و با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و رخدادهای پس از آن، جنگ سرد بین دو بلوک شرق و غرب و گرایش دستگاه قدرت به استبداد و… میانه داشت اما، نباید تمامیت آنرا در شکنجه و بگیر ببند و در اداره سوم موسوم به امنیت داخلی خلاصه کرد.

گفته میشود تشکیل ساواک نه فقط از پیامدهای کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲، بلکه ادامه قانون کمسیون امنیت اجتماعی است که سال ۱۳۳۱ به موجب اختیارات شش ماهه به تصویب و امضای دکتر مصدق رسیده بود، .

ساواک در آغاز ۸ اداره کل و بعداً یازده اداره کل داشت که هر کدام از بخشها و شعبههای مختلف تشکیل میشد. «رهبر عملیات» پایینترین رده یک شعبه بود.

سازمان مرکزی، شامل حوزه ریاست، دبیر کل، معاونین، بازرسی کل مالی، دبیرخانه شورای امنیت ملی، بودجه، حسابداری، دادگاه اداری و... ــ همه در حوزه ریاست بود.

اداره کل یکم شامل امور اداری، کارگزینی، تشریفات و مخابرات بود...

اداره کل دوم مسؤول کسب اطلاعات خارجی (جمعآوری اطلاعات پنهانی و آشکار کشورهای هدف (ازجمله کشورهای همسایه) بود. اطلاعات مزبور بیشتر از پایگاههای مرزی و با عملیات نفوذ جمعآوری میشد و در اختیار اداره کل هفتم قرار میگرفت.

اداره کل سوم موسوم به امنیت داخلی، وظیفهاش کسب اطلاعات از فعالیتهای به اصطلاح «خرابکارانه» بود. اداره سوم وسیعترین اداره عملیاتی، گستردهترین امکانات عملیاتی و تشکیلات در اختیارش بود. اشاره زندانیان سیاسی رژیم پیشین به ساواک، اساساً «اداره کل سوم موسوم به امنیت داخلی»(همزاد آقای پرویز ثابتی) است که گرچه مهمترین وظایف ساواک را انجام میداد، اما گرههای کور هم آفرید. اداره کل سوم، جدا از دفتر و بخش مستقل بازجویی و کمیته مشترک ضدخرابکاری، هفت اداره مُجزای دیگر را نیز در برمیگرفت و هر کدام بخشهای عریض و طویل داشت. کمیته مشترک خودش در ردیف یکی از ادارات کل سّوم بود و واحد اطلاعاتی، اجرایی و پشتیبانی آن هر کدام از دوایر گوناگون تشکیل میشد و با یک اداره ساواک برابری میکرد. برای مثال اداره یکم از زیرمجموعه اداره کل سوم (عملیات و بررسی) که وظایفش تجسس، مراقبت و تعقیب فعالیتهای براندازی بود، خودش از شش بخش مستقل تشکیل میشد.

کمیته مشترک دارای یک رئیس و سه معاون بود که همه از بلندپایگان ساواک بودند. معاون اول بر واحد اطلاعات نظارت و مدیریت داشت. معاون دوم رئیس واحد اجرایی بود و معاون سوم بر واحد پشتیبانی ریاست میکرد.
واحد اطلاعات خودش از چهار دایره شناسایی، جمعآوری، بازجویی و بهرهبرداری تشکیل میشد. دایره جمعآوری هم ۳ شعبه داشت. (رابطین، جمعبندی اطلاعات و تعقیب و مراقبت)

دایره بازجویی که بیشتر توی چشم میخورد و کارش با شکنجه و به اصطلاح «تمشیت» ربط داشت، هشت تیم بازجویی را در برمیگرفت و کارش اقرارگرفتن از زندانی به هرقیمت بود… زندانی را در صورت لزوم روی اجاق برقی هم مینشاندند و شوک الکتریکی میدادند… (البته تک و توک زندانیان به تور اینگونه شکنجهها میافتادند.)

واحد اجرایی سه دایره مخابرات، تجسس و شناسایی و اسلحه و مهمات را دربرمیگرفت. خود دایره تجسس و شناسایی هم شامل ۵ اکیپ (۴ نفره) گشتی و تعقیب و مراقبت بود.

از سرتیپ ماهوتیان و سرتیپ مصطفی امجدی که بگذریم، باید از سپهبد جعفرقلی صدری (رئیس شهربانی کل کشور) نام ببریم که اولین رئیس کمیته مشترک بود. بگذریم که عملاً ناصر مقدم و پرویز ثابتی کارها را پیش میبردند.

سرتیپ رضا زندی پور که متاسفانه در ۲۶ اسفند سال ۱۳۵۳ جلوی فرزند خردسالش ترور شد، بعد از سپهبد جعفرقلی صدری هدایت کمیته را پیش برد. بعد از زندی پور، سرتیپ علی اصغر ودیعی و سپس سرتیپ جلال سجدهای مسؤول اول کمیته مشترک بودند.

سجدهای، با دادن پاداش به عمله ستم که در کوچه و خیابان به شکار مبارزین میپرداختند، عرصه را بر جامعه تنگ کرد. شرط و شروط و مژدگانیدادنهای وی به شکارچیان و قاتلان، باعث میشد وقت و بیوقت گشتیهای ساواک در تهران تور پهن کنند.

پیشتر نیز شکنجهگرانی چون کاوه (همایون کاویانی دهکردی) که سرپرست اکیپها بود و در عملیات زیادی شرکت نمود و در دستگیری مبارزین نقش برجستهای داشت، جایزه میگرفتند.
او بود که هجدهم بهمن سال ۱۳۵۴ جلوی دانشگاه صنعتی (شریف) به مبارز دلیر مهندس حسینجان زینلی گلپایگانی تیر زد.

در کمیته مشترک بازجویان نیز گاه شلاق میزدند اما مسؤول اصلی شکنجهها و شوک الکتریکی و دستگاه موسوم به آپولو، محمد علی شعبانی (حسینی) بود. حسینی اهل گلپایگان بود. وی در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۵۷ هنگامی که منزلش محاصره شد با اسلحه کمری اقدام به خودکشی نمود و در تاریخ ۱۲/۲/۵۸ درگذشت.

از مأموران کمیته مشترک یک نفر دیگر هم - ۲۰ اردیبهشت ۵۸ – (در زندان قصر) خودکشی کرد. نامش «عطاالله شهری مقدم» بود. از خودکشی وی یا تیرباران ۱۵ نفر از اعضای کمیته مشترک در اصفهان و مشهد و تهران، خوشحال نشدم.

کمیته مشترک، نماد بیداد بود و در آن گلهای زیبایی پرپر شدند اما گزارشات غیرواقعی و دروغ نیز علیه آن فت و فراوان است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اداره کل چهارم: حفاظت از پرسنل ساواک را به لحاظ تامین امنیت و مراقبت از آنها در رابطه با نفوذ سرویسهای اطلاعاتی خارجی، بعهده داشت. حفاظت از اسناد و ساختمانهای ساواک و سایر سازمانهای دولتی و نیز حفاظت از ذخایر ملی و فرهنگی نظیر موزهها ،بانکها و اسناد ملی نیز به عهده این اداره کل بود.

اداره کل پنجم: وظایف مربوط به تعقیب و مراقبت، شنود تلفنی، سانسور، عکاسی، کارگذاشتن میکروفون، بازکردن قفلها و رمزها، و [نظارت بر] چاپخانهها را به عهده داشت. اداره پنجم، دراموری که ذکر شد به واحدهای عملیاتی ادارات کل سوم، هشتم و دوم ساواک سرویس میداد.

اداره کل ششم: حسابداری کل ساواک، تنظیم بودجه امور مالی ساواک، تخصیص اعتبارات به عملیات و واحدها، تهیه تدارکات و کارپردازی، اداره موتوری ساواک، باشگاهها و ساختمانهای ساواک را بعهده داشت.

اداره کل هفتم: وظیفه این اداره، تجزیه و تحلیل کلیه اخبار و اطلاعات واصله از اداره کل دوم بود که آشکار یا پنهانی جمعآوری میشد. همچنین اطلاعات به دست آمده از سرویسهای اطلاعاتی کشورهای دوست که از طریق شرکت در کنفرانسهای اطلاعاتی به دست میآمد. از وظایف دیگر این اداره کل پس از بررسی ، تهیه گزارشهایی در زمینه مطالب مربوط به ایران و منطقه بود که به زبانهای مختلف از جمله عربی، انگلیسی، روسی، فرانسوی، آلمانی و غیره به دست میآمد. همچنین ارسال بولتنها ، برای تعیینکنندگان خط مشی مملکت از جمله پادشاه و نخست وزیر و سازمانهای نظامی و غیرنظامی که در این مسایل ذینفع بودند.

اداره کل هشتم: مقابله با عوامل جاسوسی بیگانگان در سرتاسر کشور با این اداره بود. اداره هشتم در مواردی، اطلاعات واصله را با بعضی دستگاههای اطلاعاتی دوست خارجی مبادله میکرد. اداره هشتم خارجیهای مقیم کشور و یا توریستهایی را که تردد داشتند و ایرانیانی را که به نحوی با این بیگانگان در ارتباط بودند، تحت مراقبت و کنترل داشت. اداره مزبور در دستگیری محمدرضا سعادتی (سیکو) که با ولادیمیر فیسینکو دبیر اول سفارت شوروی در رابطه بود، نقش داشت و با امثال علیمحمد بشارتی، ماشالله کاشانی (ماشالله قصاب)، ناصر آلاددپوش و برادران صباغیان همکاری تنگاتنگ کرد. [در خاطرات خانه زندگان ومقاله مربوط به سعادتی توضیح دادهام].

اداره کل نهم: یک واحد تحقیقاتی بود که سوابق کلیه افراد کشور را در آرشیو خود نگهداری میکرد همه کارکنان دولت و ارتش که استخدام میشدند، سوابقشان از اداره نهم ساواک، سوال میشد و اگر دارای سوابق ناشایست بودند از استخدام آنها جلوگیری میشد.

اداره کل دهم: ( بهداری ساواک)- دادن سرویس رایگان در زمینه بهداشت و درمان به تمام کارکنان و خانوادههای درجه یک ساواک به عهده این اداره بود. همچنین درمان زندانیان سیاسی...

اداره کل یازدهم: وظیفه اصلیاش آموزش ساواک بود. در این اداره ابتدا استادان آمریکایی با حضور مترجمان خودی به کادرهای اولیه ساواک تعلیم میدادند. به تدریج استادان ایرانی با دریافت مدارک آموزشی چندین کشور غربی نظیر آمریکا، انگلیس، فرانسه، اسرائیل و ترجمه آن متنها، آموزش پرسنل ساواک را خود انجام میدادند...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از یک زاویه ساواک خدماتی هم کرد، بعلاوه همه مأمورین از آزار و شکنجه زندانی کیف نمیکردند. برخی از آنان تحصیلات عالی داشتند و از بگیر ببند خوششان نمیآمد و میفهمیدند هر شلاقی که بر سر و روی زندانی فرود میآید به مثابه کلنگی است که گور استبداد را حفر میکند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ