در کدام نقاط و گویش های ایرانی کفش را کوش گویند؟
واژه «کُو» (یا با صورتهای بسیار نزدیک به آن مانند کُوش، کَوْش، کَوْشَه و کِلاَش)، یکی از واژگان دیرین و اصیل ایرانی برای نامیدن کفش و پاافزار است که در چندین گویش و منطقه جغرافیایی ایران به کار میرود:
۱. گویشهای استان فارس
کازرونی:
در گویش کازرونی، تلفظ دقیق واژه برای کفش، «کُوش» (Kūsh) یا «کُو» است. شیرازی و سایر مناطق فارس:
در لهجههای قدیمیتر شیرازی و گویشهای منطقهای استان فارس (مانند لاری، دشتی و کوهمره)، واژه کُوش یا کُو همچنان کاربرد دارد.
۲. گویشهای جنوب و خلیج فارس
بوشهری و هرمزگانی:
در گویشهای جنوبی ایران (بوشهر، بندرعباس و بندر خمیر)، این واژه به صورت کُوش یا کُو شنیده میشود. گویش اچمی (خودمونی):
در مناطقی از جنوب فارس و هرمزگان (مانند لارستان، بستک و گراش) به صورت کُوش تلفظ میشود.
۳. زبان کردی و گویشهای وابسته
کردی سورانی و کرمانجی:
در بیشتر شاخههای زبان کردی، این واژه به صورت «کهوش» (Kewsh) یا «کهووش» به کار میرود. اورامی (هورامی):
صورت کهنتر این واژه در لهجههای هورامی و گورانی ثبت شده است.
۴. گویشهای خراسان و شرق ایران
گنابادی و خراسانی:
در گویشهای سنتی مناطقی از خراسان (مانند گناباد و تربت حیدریه)، «کُوْش» دقیقاً به معنای کفش و نعلین است.
۵. زبانها و گویشهای همسایه (ریشهشناسی)
از نظر ریشهشناسی و سیر تطور زبانهای ایرانی:
در زبان پهلوی (پارسی میانه):
واژه به صورت «کَفشَگ» (Kafshag) بوده است. در اثر تحولات آوایی و افتادن حرف «ف»، صورت «کُوش» یا «کُو» ایجاد شده است.
در ادبیات کهن فارسی:
در اشعار کسائی، عسجدی و سوزنی سمرقندی نیز از صورت «کُوش» به معنای کفش استفاده شده است:
خاک کف پای رودکی نسزی / تو هم نشوی کوش او چه خایی برغست (کسائی مروزی)
پایم بکوفت تنگی کوش ای شهاب دین... (سوزنی سمرقندی)
حتی این واژه از زبانهای ایرانی به برخی زبانهای همجوار (مانند گرجی به صورت ქოში - Qoshi) نیز راه یافته است.
