سرمقاله راه توده ۱۰۰۸
اصلاح طلبان غربگرای ایران
در رکاب امریکا حرکت می کنند!
اخیرا آقای "مازیار بابایی" یکی از رهبران حزب اعتماد ملی با اشاره به اینکه "اصلاح طلبان باید مفروضات گذشته خود را مورد بازخوانی قرار دهند" خواهان تجدید نظر در نگاه اصلاح طلبان به غرب شده و گفته است: "تحولات مهمی همچون خروج آمریکا از برجام و جنگ ۱۲ رزوه نشان داده نگاه این جریان به غرب و الگوهای گذشته نیازمند اصلاح اساسی است."
در واقع نیز بدون چنین اصلاح اساسی غربگرایان به تدریج به نمایندگان عقب مانده ترین و واپسگرا ترین قشرهای جامعه ایران تبدیل خواهند شد.
در تایید این سخن آقای بابایی فقط به یک نمونه از صدها نمونه مطالب و تحلیل هایی که در رسانه های اصلاح طلب هر روز منتشر می شود نگاه می کنیم:
پایگاه خبری جماران که متاسفانه گفته می شود منتسب به حسن خمینی است وهر روز بیشتر به بخشی از رسانه های زنجیره ای غربگرایان ایران تبدیل میشود، در این هفته مطلبی منتشر کرده است با عنوان: "امید بربادرفته کشورهای عربی خلیج فارس به چین؛ سود تجاری بدون مسئولیتپذیری امنیتی".
براساس این عنوان، چین کشوری است که از دیگران سود تجاری می برد ولی مسئولیت امنیت آنها را نمی پذیرد. بعبارت دیگر ایران نباید به چین اعتماد کند.
با مراجعه به اصل مطلب روشن می شود که ترجمه ای از نشریه "فارن افرز" امریکاست که در آن شکایت شده است چرا چین در تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران بجای آنکه طرف اعراب را بگیرد، طرف ایران را گرفته است. بنوشته مقاله: "خودداری پکن از فشار بر تهران و پرهیز از ورود مستقیم به بحران، امید کشورهای عربی به چین بهعنوان وزنهای امنیتی در برابر آمریکا را کمرنگ کرده است... پکن با وتوی قطعنامه شورای امنیت برای تشکیل نیروی بینالمللی صیانت از تنگه هرمز و انتشار گزارشهایی درباره ارائه دادههای ماهوارهای به ایران، خشم شدید ریاض را برانگیخت."
کاملا مشخص است که منظور گردانندگان شورای روابط خارجی آمریکا از این مقاله چیست. اینکه گویا کشورهای عربی جز آمریکا راه حل دیگری ندارند، ولو اینکه آمریکا نه تنها امنیت آنها را تامین نکرده بلکه در خطر قرار داده و روی چین هم نباید حساب کنند چون طرف ایران است و بنابراین باید به باج دادن به آمریکا و حفظ پایگاه های آن رضایت دهند.
ولی ترجمه و انتشار بدون توضیح این مقاله درباره ماهیت نشریه "فارن افرز" و نتیجه گیری آن که "به چین نمی شود اعتماد کرد" طرف ایران را گرفته و قطعنامه های ضد ایرانی را وتو کرده، وضع وخیم رسانه ها و خودباختگی هولناک غربگرایان ایرانی و اهمیت تجدیدنظری را که آقای مازیار بابایی به آن اشاره می کند نشان می دهد. کسانی که امروز رسانه های ایرانی را دنبال می کنند به روشنی می بینند که یک دره عمیق بینشی و تحلیلی میان غربگرایان رسانه ای و تحلیلگران ضد امپریالیست یا غیرغربگرا بوجود آمده است. هرقدر گروه اول در حفظ جهان تک قطبی به رهبری آمریکا بیشتر ذینفع می شوند توانایی آنان برای درک جهان موجود نیز کمتر شده است و بیشتر به منابع و نگاه و تبلیغات دروغین آمریکایی نزدیک شده اند.
برای درک ماهیت این مقاله لازم است بدانیم که ناشر آن یعنی"فارن افرز" ارگان رسمی"شورای روابط خارجی" و نماینده"اجماع جریان اصلی" در سیاست خارجی آمریکا است که گرایش شدید به نهادگرایی لیبرال و مداخله جویی آمریکایی دارد. از نظر نهادی و طبقاتی شورای روابط خارجی پیوند عمیقی با سرمایه مالی بینالمللی (وال استریت)، اندیشکدههای بزرگ واشنگتن، و تکنوکراتهای وزارت امور خارجه و پنتاگون دارند. بعبارت دیگر این نشریه تریبون رسمی"الیگارشی حاکم" و بازتابدهنده دیدگاههای کلانپروژههای سرمایهداری فراملی و دیپلماسی سنتیو جنگ طلب آمریکاست.
جای چنین مقاله ای با چنین عنوانی بدون توضیح درباره ماهیت نشریه منتشر کننده آن در ایران و رسانه های ایرانی، در میانه جنگ بزرگی که به مردم ما تحمیل شده است نباید باشد.
تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh
در رکاب امریکا حرکت می کنند!
اخیرا آقای "مازیار بابایی" یکی از رهبران حزب اعتماد ملی با اشاره به اینکه "اصلاح طلبان باید مفروضات گذشته خود را مورد بازخوانی قرار دهند" خواهان تجدید نظر در نگاه اصلاح طلبان به غرب شده و گفته است: "تحولات مهمی همچون خروج آمریکا از برجام و جنگ ۱۲ رزوه نشان داده نگاه این جریان به غرب و الگوهای گذشته نیازمند اصلاح اساسی است."
در واقع نیز بدون چنین اصلاح اساسی غربگرایان به تدریج به نمایندگان عقب مانده ترین و واپسگرا ترین قشرهای جامعه ایران تبدیل خواهند شد.
در تایید این سخن آقای بابایی فقط به یک نمونه از صدها نمونه مطالب و تحلیل هایی که در رسانه های اصلاح طلب هر روز منتشر می شود نگاه می کنیم:
پایگاه خبری جماران که متاسفانه گفته می شود منتسب به حسن خمینی است وهر روز بیشتر به بخشی از رسانه های زنجیره ای غربگرایان ایران تبدیل میشود، در این هفته مطلبی منتشر کرده است با عنوان: "امید بربادرفته کشورهای عربی خلیج فارس به چین؛ سود تجاری بدون مسئولیتپذیری امنیتی".
براساس این عنوان، چین کشوری است که از دیگران سود تجاری می برد ولی مسئولیت امنیت آنها را نمی پذیرد. بعبارت دیگر ایران نباید به چین اعتماد کند.
با مراجعه به اصل مطلب روشن می شود که ترجمه ای از نشریه "فارن افرز" امریکاست که در آن شکایت شده است چرا چین در تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران بجای آنکه طرف اعراب را بگیرد، طرف ایران را گرفته است. بنوشته مقاله: "خودداری پکن از فشار بر تهران و پرهیز از ورود مستقیم به بحران، امید کشورهای عربی به چین بهعنوان وزنهای امنیتی در برابر آمریکا را کمرنگ کرده است... پکن با وتوی قطعنامه شورای امنیت برای تشکیل نیروی بینالمللی صیانت از تنگه هرمز و انتشار گزارشهایی درباره ارائه دادههای ماهوارهای به ایران، خشم شدید ریاض را برانگیخت."
کاملا مشخص است که منظور گردانندگان شورای روابط خارجی آمریکا از این مقاله چیست. اینکه گویا کشورهای عربی جز آمریکا راه حل دیگری ندارند، ولو اینکه آمریکا نه تنها امنیت آنها را تامین نکرده بلکه در خطر قرار داده و روی چین هم نباید حساب کنند چون طرف ایران است و بنابراین باید به باج دادن به آمریکا و حفظ پایگاه های آن رضایت دهند.
ولی ترجمه و انتشار بدون توضیح این مقاله درباره ماهیت نشریه "فارن افرز" و نتیجه گیری آن که "به چین نمی شود اعتماد کرد" طرف ایران را گرفته و قطعنامه های ضد ایرانی را وتو کرده، وضع وخیم رسانه ها و خودباختگی هولناک غربگرایان ایرانی و اهمیت تجدیدنظری را که آقای مازیار بابایی به آن اشاره می کند نشان می دهد. کسانی که امروز رسانه های ایرانی را دنبال می کنند به روشنی می بینند که یک دره عمیق بینشی و تحلیلی میان غربگرایان رسانه ای و تحلیلگران ضد امپریالیست یا غیرغربگرا بوجود آمده است. هرقدر گروه اول در حفظ جهان تک قطبی به رهبری آمریکا بیشتر ذینفع می شوند توانایی آنان برای درک جهان موجود نیز کمتر شده است و بیشتر به منابع و نگاه و تبلیغات دروغین آمریکایی نزدیک شده اند.
برای درک ماهیت این مقاله لازم است بدانیم که ناشر آن یعنی"فارن افرز" ارگان رسمی"شورای روابط خارجی" و نماینده"اجماع جریان اصلی" در سیاست خارجی آمریکا است که گرایش شدید به نهادگرایی لیبرال و مداخله جویی آمریکایی دارد. از نظر نهادی و طبقاتی شورای روابط خارجی پیوند عمیقی با سرمایه مالی بینالمللی (وال استریت)، اندیشکدههای بزرگ واشنگتن، و تکنوکراتهای وزارت امور خارجه و پنتاگون دارند. بعبارت دیگر این نشریه تریبون رسمی"الیگارشی حاکم" و بازتابدهنده دیدگاههای کلانپروژههای سرمایهداری فراملی و دیپلماسی سنتیو جنگ طلب آمریکاست.
جای چنین مقاله ای با چنین عنوانی بدون توضیح درباره ماهیت نشریه منتشر کننده آن در ایران و رسانه های ایرانی، در میانه جنگ بزرگی که به مردم ما تحمیل شده است نباید باشد.
تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh
