این بیت و توصیف از حکیم اسدی طوسی در اثر حماسیاش «گرشاسپنامه» آمده است. در این بخش، گرشاسب پهلوان اسطورهای، پس از گذشتن از هند و بیابانهای پرمخاطره و عبور از مناطق مختلف، به ناحیهای خوشآبوهوا، پر از چشمه، بیشه و مرغزار میرسد که در روزگار ضحاک به آن «مینوآباد» میگفتند:
همه بادیه بد بدان روزگار / پر از چشمه و بیشه و مرغزار
درختان ز هر گونه فرسنگ شست / همه شاخها دست داده به دست
ز خوشی بدش مینو آباد نام / چو بگذشت ازو پهلوان شادکام
امروز مینوآباد کجاست؟
«مینوآباد» یک نام جغرافیایی اسطورهای یا تاریخیِ کهن است که امروزه با همین عنوان بر روی هیچ شهر یا آبادیِ شناختهشدهای در نقشههای جغرافیایی قرار ندارد. با این حال، با توجه به مسیر سفر و لشکرکشیِ گرشاسب در روایت اسدی طوسی (که از هند به سیستان و مرزهای ایرانزمین بازمیگشته و از لب هیرمند و بیابانها گذشته است)، این توصیف جغرافیایی مربوط به منطقهای سرسبز در حوزهٔ سیستان، مسیر رود هیرمند یا نواحی مرزی شرق ایران و جنوب غربی افغانستان امروزی است؛ منطقهای که در روزگاران کهن و پیش از خشکسالیهای ادواری، دارای بیشهزارها و چشمهسارهای فراوانی بوده و به پادشاهی ضحاک یا دوران باستان تعلق داشته است.
