شماری از آموزگاران درس فارسی تأکید داشتند نباید جمله را با حرف "وا" آغازید. چه نمونه هائی از آثار بزرگان داریم که خلاف این گفته را ثابت کرده اند؟
اینکه برخی معلمان نگارش یا ویرایش توصیه میکنند جمله با «واو» (که در اینجا منظور «واو ربط» یا «عطف همپایهساز» است) شروع نشود، ناشی از سختگیریهای مدرن در راستای استقلال جملات و جلوگیری از حشو در متون اداری یا آموزشی است. اما در دستور زبان سنتی و ساختار اصیل زبان فارسی، آغاز جمله با «واو» نه تنها خطا نیست، بلکه از ویژگیهای بارز، خوشآهنگ و پیوستگی در نثر بزرگان به شمار میرود. در ادبیات کهن، این نوع کاربرد برای اتصال جریان اندیشه، پیوند دادن روایتها و ایجاد ریتم تنفس در متن امری بسیار رایج است.
نمونههای بارز و متعددی از معتبرترین آثار ادبیات فارسی وجود دارد که آغاز جملات با حرف «واو» را به زیبایی تثبیت کردهاند:
- تاریخ بیقی (ابوالفضل بیهقی):شاهکار نثر فارسی پر از جملاتی است که با «و» آغاز میشوند تا جریان روایت تاریخ قطع نشود.«و به طمع آن افتادند که کاری بزرگتر از خویش طمع کرده بودند.»یا در جایی دیگر: «و هارون از این حال خرم شد و بفرمود تا آن مال را بازگرفتند.»
- گلستان و بوستان سعدی (سعدی شیرازی):در دیباچه و حکایات گلستان، سعدی بارها جملات جدید را با واو استیناف یا ربط آغاز میکند تا آهنگ کلام حفظ شود:«و در زنجیر گران دیدمش.» (گلستان)یا: «و بار منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است...» (دیباچه گلستان)
- کلیله و دمنه (ترجمه ابوالفضل محمد بن عبدالله منصوری / انشای منشیانه بهرام شاهی):متون بلاغی و فنی فارسی سرشار از این ساختارند:«و چنان است که خردمند را از صحبت جاهل حذر باید کرد.»
- تاريخ جهانگشاي جوینی:«و چون رایت عدل و انصاف برافراشت، مظلومان از ظالمان داد ستودند.»
نکتهٔ دستوری:
در دستور زبان فارسی، گاهی به این نوع کاربرد «واو استیناف» (واوِ آغازین برای شروع سخنی تازه که به ماقبل خود پیوند معنایی دارد) میگویند. اگرچه در نگارش امروزیِ مقالات علمی یا متون اداری خشک، گاهی پیشنهاد میشود برای استقلال جملات، این «واو» حذف و به جای آن از نقطه استفاده شود، اما در نثر ادبی، روایی و توصیفی»، حذف آن پیوند روایی و موسیقی درونی کلام را مخدوش میکند؛ بنابراین قانون مطلق «هرگز با واو شروع نکنید» از نظر سنت ادبی و بلاغی فارسی کاملاً مردود است.
